تلویزیون سياه سفيد محله ما …!

از هَمو بچگی عاشق تلویزیون بودُم اما بابام نِمیخرید که! دلش خوش بود به یک رادیوی لامپی تلفنکن که شبا داستان شب ره گوش مِکرد باهاش! بابای هاشم اینا با سلام و صلوات یک تلویزیون ارتي اي قسطي خریده بود! کاش با ای هاشم نامرد سر یک توشله دعوا نِکرده بودُم! عصرا همه جمع مِشُدَن خانه هاشم اینا با جورابای بوگندو! دماغای اویزون! تن های عرق کرده! بیرجامه های گشاد و پاهای کِثیفه سیاه! تخمه خربزه و کشک تختگی و قرقروت و لواشَک هم براه بود! یک شب یواشَکی رفتم تو اتاق قاطی بچه ها! هاشم نامَرد تا مُوره دید بیرونم کِرد! گفت برو تو کوچه از پشت پنجره نگا کن! تو کوچه باید عین میمون خودت ره از پنجره اویزون مِکردی تا بتنی تلویزیون ببینی! خیلی سخت بود یَره … خیلی!

عَموم که تلویزیون خرید شبا مِرَفتُم خانه عموم! دور بود اما با سعید مِرَفتِم دوتایی! زن عَموم چشم غُره مِرَفت اما ما به روي خودمان نمی اوردِم! سریال تلخ و شیرین بود و جعفر جنی … خانه قمرخانم! … دلیران تنگستانی … دایی جان ناپلئون!

یک شب تو زمستون که از خانه عموم ماخاستِم برگردم برف امده بود! تا خانه که رسیدِم یخ کِردم دوتایی! توی راه با خودم گفتم: ای خدا چی مِشه الان که مُرُم خانه بابام تلویزیون خریده بشه! تا هم یخ نِکُنِم هم زن عمو هی چشم غره نِره به ما! خانه که رسیدُم بابام هنوز نیامده بود! شام خوردُم رفتُم زیر کرسی خوابیدُم! نصفه شبی دیدُم مادرُم مِگه مسعود…. مسعود جان! گفتم : چیه؟ گفت : بابات تلویزیون خریده! زود از زیر کرسی درامدم گفتم کو؟ گفت : تو اتاق بزرگه! باهاش رفتُم تو اتاق بزرگه نشونم داد! گفتم ایکه تلویزیون نیست … بخاریه! شیشه نِدره که! گفت شیشه اش طرف دیفاله! دیدم راست مِگه! هي بهش دست کشیدُم هي ذوق كردم خنديدم… بعدش رفتم زیر کرسی خوابیدُم!

صبح که از خواب پاشُدُم اول زود رفتُم تو اتاق بزرگه ببینُم دیشب خواب دیدم یا نِه! دیدم نِه خواب نِبوده! ما هم تلویزیون دار شُدِم! اخ چی کارتُنایی داشت … عصر حجر … یوگی و دوستان … سوپرمن … برد من … برد بوی … واتر من … تنسی تاکسیدو… اووووَه! مادرم همیشه مُگفت شما تا ته تلویزیون ره انگشت نِکیشن نِمرن بخوابن! اخ مو عاشق مرد شیش میلیون دلاری بودم … همش اَداشه در میاوردُم! پیشتازان فضا هم خیلی باحال بود …  اسپاک که گوشاش تیز بود ره خیلی دوست داشتم! ای… ای… ای… چی فیلمایی! مثه حالا که نبود که همش فیلمای تخمی بیذاره که! فیلم پلیسی مِذاشت تلی ساوالاس بازی مکرد اِسمش کوجَک بود! کاراگاه راکفورد… روهاید… اتش بدون دود… جیم وست…خانه کوچک… ستوان کلمبو… مراد برقی …اقای مربوطه…تارزان! فیلمای وحشتناکم که دیگه خوراکم بود! طالع نحس …دایره وحشت…. اوه… یادش بخیر… یادش بخیر… داغ دلم تازه رفت یَره… اشک تو چشمام جمع رَفت… چی عالمی داشتم یَره… چی روزگاری بود! روزی که رفت بر باد … روزی که ماند در یاد!

Advertisements
این نوشته در خاطرات ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

23 پاسخ برای تلویزیون سياه سفيد محله ما …!

  1. yasamin :گفت

    خاطره تازه میکنی ،دل مترکنی درویش
    نمی گی ملت برن تو خاطره شان بیرون کشیدنشون کار کرام الاکاتبینه ؟
    یادم اولین بار که بابام تلویزیون خرید آقا بزرگ بقول امروزیها مار ار تحریم کرد اهل فامیل منع کرده که خونه ما بیان، که چیه معصیت داره بودنش تو خونه و نماز جایز نیست …پدرم عاشق صدای مهستی بود و من اولین اهنگی را که بیاد دارم گل یخ بود که یغمایی میخوند اون روزا با گل یخ هم میشد ادم گرم بشه اما حالا هر چی نگاه کنی فکر کنم یخ مکنی شاید هم منجمد ….

    بابت نایب زیاره شدنت ممنونم ، قطره های اشکی ضمیمه اش شد تا جواب کی رسد؟ عزتت مستدام
    …………………………………………………………………….
    دلمون خوشه به همين خاطره ها …. به همون شب ها كه دغدغه نداشتيم و اگه ميخنديديم از ته دل بود نه ساختگي! مادر بزرگ منم تو اتاقي كه تلويزيون بود نميومد … اين گل يخ كورش رو منم دوست داشتم 🙂
    جواب هم دير و زود داره اما سوخت و سوز نداره 🙂

  2. مهتاب :گفت

    کارتونهای نسل ما….
    پرتاب شدم به همون دوران.گرچه بعضیاشو سخت بیاد میارم اما سندباد و یوگی را خیلی دوست داشتم.با آهنگ پینوکیو درسامو میخواندم و ماجراهای هاکلبری فین و تام سایر را هم که هرگز فراموش نمیکنم.هیچی جای اون دوران را نمیگیره.

  3. ADAD :گفت

    Goroohe 51, Dr simonluck, shezem fantastic 4, Chanal 3 Amricai bood digeh joonam barat begeh PIPI jirab bolandeh, woodywoodpecker, …,
    ………………………………………………….
    گفتي وودي وود بيكر…. اي ول 🙂

  4. mashti :گفت

    سلام همشهری
    خسته نباشی
    روزی که رفت بر باد …. روزی که ماند در یاد
    کاش از تلویزیون رنگی هم مگفتی .
    مویم دایی رفته بود کویت یک توشیبای «14 خوشگل آورده بود .آی حال مداد توش فوتبال نگاه کنی .وقتی مرفتم خانشان گزارشگر مگفت :بازیکنان پرسپولیس(قهرمان) با پیراهن قرمز و شورت سفید و جورابهای قرمز و استقلال با پیراهن آبی و شورت آبی و جورابهای سفید که در گیرنده های سیاه و سفید رنگ شورت ورزشیشان تیره تره از تیم حریف یعنی پرپولیسه و… آی ماتحتمان موسوخت موسوخت موسوخت . تا از بسیج محلمان یک تلویزیون رنگی تو قرعه کشی برنده شدم اوووووووووف جان چی حالی مداد

    یاد باد آن روزگاران یادد باد.
    از این پستهای تاریخی و اجتماعت خیلی حال میکنم.مرسی
    ………………………………………………………………………..
    سلام مشتي جان
    ما كه تا چند سال همو تلويزيون سياه و سفيد فيليپس ره داشتم تا بابام رفت مكه يك رنگي اورد … رنگي يك حال ديگه اي مداد:)
    مخلصيم 🙂

  5. مهربد :گفت

    آقا سلام
    آي گفتي…..من هنوز يكيشو دارم.نگه داشتم يادگاري..شاب لورنس فينگرتاچ
    حالا نيومدم كه اينو بگم يره
    از ديروز تو اهواز وبلاگت فيلتر شده عزيز.من كه هرچي نگاه كردم ديدم چيز نامربوط ننوشتي كه
    با خودم گفتم نكنه به خاطر اين مطلب امام رضا فيلترت كردن؟شك كردم گفتم نكنه كمونيستا انقلاب كردن و ما خبر نداريم؟

  6. lara :گفت

    inet ghashang bod

  7. badahwazi :گفت

    آی یره خیلی بات حال میکنم

  8. فرهاد :گفت

    در بلاگ نیوز لینک دادم.
    شاتوت جان ، بعضی سریالها و کارتونها این اواخر ( پیش از انقلاب ) پخش می شد مثل اقای مربوطه ، مراد برقی و … .

  9. arya :گفت

    esme oon kartoni keh neveshtid Aqua Man bood na Water Man
    ………………………………………………………
    اره …حق با شماست 🙂

  10. شادي خاچيکيان :گفت

    صفاي صداقت خاطراتت مشهدي . ( لبخند )

    ولي اينکه گفتي هاشم اينا تلويزيون داشتن و هاشم بيرونت ميکرد و به پنجره اويزون ميشدي تا ببينين ديگه اخرته خاطره بودش ها ! 😀

    يجورايي بعضي از اين فيلمايي که گفتي مشهدي قديمي و جديدهاشو حتي الانم نشون ميده ها .

    مثلا کوجَک رو الانم فيلماي جديدش رو MBC Action نشون ميده .

    يا چن قسمته اون پيشتازان فضا و سفينشون ( اسمه سفينش معروفه ولي يادم نيس در اين لحظه ) رو نشون داده MBC 2 … بهر حال بگذريم .

    دال بر فضولي يا کنجکاوي نذار مشهدي که ريگي به کفش زني مثل من نيست اصلا و اونقدرم شجاعت داشتم از اولش اسم خودمو کامل بنويسم . ولي از اينکه شما و هاشم دوست از کار در اومدين خيلي خوشحال شدم . 😀

    من هاشم رو هم به اندازه شما دوست دارم اخه و هميشه دنبال ميکنم دست نويس هاشو از وقتي وبلاگشونو شناختم . ( شکلک گل )

    تست شکلک گل با کدهاي آژاکس 😛

    ايشالا سلامت باشيد هميشه . 😛 😛 😛

  11. شادي خاچيکيان :گفت

    ببخشيد مشهدي من اين کدهارو با اجازتون تست کنم . شکلکارو اخه دوست دارم ولي ميبني تو رو خدا ؟ شکلک گل گذاشتم ببين چي در اومده !

    راستي اسم اون سفينه هم بنظرم يادم اومدش . انترپرايس بودش .

    بعدا زحمت حذفشو بکشين اگر خاستين . به خدا شرمنده هستم و عذرخواهي ميکنم …

    🙂
    😮
    😮
    😦
    :-O
    😀
    🙂
    :m:a
    😡
    ::ns
    :AA:
    😕
    😀
    :::P
    😆
    😮
    🙂
    😛
    😡
    :K:L
    😕
    ::ss
    😯
    😕
    😦
    😀
    :L:L
    😦

    خيلي خيلي عذرخواهي ميکنم مشهدي بازم . بجز يکيش يعني دو تاش نميدونم بقيه جواب ميدن يا نه يا چه شکلي ميشن .

  12. امين :گفت

    رستوران و فست فود هاي شهر مشهد http://www.mashhadfood.blogfa.com

  13. یکی از دوستام که هم سن شماست هم برام گفته بود که تلویزیون چقدر شگفت زدش ک رده بودخ.
    تازه بهم گفت این تلوزیونای جدبد سونی براویا رو که دیده همونقدر شگفت زده شذه. انگار تلویزیونو دوباره کشف کردن!

  14. اردلان. :گفت

    درودی هزار باره بر مسعود عزیز,

    خاطره تلویزیون و رادیو برای اکثر ما تلخ و شیرین وجود دارد چه آنها که داشتند و چه آنها که مجبور به دیدن حتی از روی پشت بام همسایه فقط تصویر را دیدن و خصوصا روزهای جمعه که اکثر بچه های خردسال به قهوه خانه محل میرفتند و دو ریال بابت دیدن سریالهای فراری,بتمن و رابین,شزم,آیرونساید,پیتون پلیس,زورو,رابتا,والتونها,تام و جری,ستوان کولومبو,و سریالهای زیبای ایرانی و رنگارنگ و شوهای هنرمندان,

    بهترین لحظه زمان تبلیغات بود اعم از اجناس و کفش و وسایل زندگی تا روغن نباتی و پودر و صابونهای مختلف خصوصا شکلاتهای مینو,داداش زاده,یام یام,پفک نمکی,کانادادرای, شواپس,بستنی کیم,و هزاران خاطرات دیگر که فقط در ذهنها مانده,

    مسعود جان اکثر هنرمندان سینمای جهان و موزیک هر سال در جشن سینمایی سپاس شرکت میکردند و تعدادی نیز در ایران زندگی کردند و چندین فیلم با هنرمندان ایرانی داشتند به اضافه اکثر تیمهای درجه یک فوتبال جهان بارها و بارها در ایران مسابقات برگذار کردند و همه پای تلوزیونها خانوادگی تماشا میکردند و با لذت و صفا,

    سریال بالاتر از خطر هم که جای خود داشت زیرا کارگردانی زبردست و ایرانی سالها مدیریت این سریال زیبا را به عهده داشت,

    باز هم سپاس که هر از گاهی مارا به دنیای پر از صفای گذشته میبری و خاطراتی را که در درون با آنها زندگی میکنیم را زنده میکنی,

    با آرزوی بهترینها و آزادی و حکومت قانون در ایران عزیزمان,

    در خاتمه لینکی از قدیمیها برایت میزنم شاید تجدید خاطراتی باشد,

    خداوند نگهدار ایران باد.

    http://www.ghadimiha.com/

    http://uk.youtube.com/watch?v=Cx1KiUQhtKQ&feature=related

    http://uk.youtube.com/watch?v=DmFdsQNtcDs

    http://uk.youtube.com/watch?v=v2gnytOANDk

    http://uk.youtube.com/watch?v=LgoGLzvHbKE&feature=related

    http://uk.youtube.com/user/Bahram9821

    با امید که مورد قبول خودت و عزیزان در وبلاگ پر مهر شاتوت واقع گردد.

  15. حميد :گفت

    شاتوت جان يک ساله که نوشته هات رو ميخونم اما کامنت نميذارم.
    اين دفعه هم گذاشتم که فيل+تــر شدنت رو تبريک و تسليت عرض کنم.
    ………………………………………………………………………..
    عدو شود سبب خير:)
    ممنون ..

  16. Bobby :گفت

    آره بخدا یادش بخیر، عطا بهمنش، حبیب روشن‌زاده…. مراد برقی که بود شهر خالی‌ خالی‌ میشد، پیرو جوون، دهاتی وو شهری، همه پای تلویزیون بودن………

    دستت درد نکنه مسعود‌جان بعد از چند روز یه چیز گذاشتی‌ که به دلمون نشست!
    ما خیلی‌ مخلصیم، مواظب خودت باش

  17. برفی :گفت

    مسعود جان میبینم که مثل من فیلتر شدی… تبریک …!
    اصلا با این رسانه ملی حال نمیکنم. حیف وقت که بخوای مزخرفات و خزعبلات اینا رو ببینی.

  18. آریو :گفت

    خواستم بلاخره بذارمت تو بلاگ رول. دیدم فیلتر شدیییییییییییییییی! اهه اهه! مشهدی مسعود فیلتر شدددددددددددد! اهه اهه! هههههههه!
    نمیخوام!

  19. gajamoo2 :گفت

    سلام.
    بابا ایول بتو که باز ما رو بردی به همون یه ذره دوران خوش.
    سریال غریبه، آریون ساید،تونی بارتا،کارگاه راکفورد، کریستی لاو رو خبر کن،کانن و ظهر هر 3شنبه که سریال پیکان سیاه رو از همون تلویزیون سیاه و سفید نشون می داد.
    مسعود جان،انگاری از لحاظ سنی خیلی بهم نزدیکیم و یه جورایی همدرد؟
    مث دیگر لینک های ارسالیت عالی عالی بود.
    دست مریزاد.
    ………………………………………………
    سلام
    انگار بايد هم سن باشيم 🙂
    البته من كه هنوز دهنم بوي شير ميده 🙂
    ممنون ..

  20. داریوش :گفت

    سلام همشهری ,
    حض کردم از نوشته ات … چند وقتیه که با وبلاگت آشنا شدم . اگر دوست داشتید و مایل بودید تبادل لینک کنیم . ( هر چند که من وبلاگ شما را لینک کرده ام ).
    ممنون
    http://irinom.blogspot.com

  21. ش :گفت

    مو که سنم به ای برنامه هایی که تو گفتی، قد نمده.
    اما روح مطلبو گرفتم! P:

  22. Ardavan :گفت

    Yare mashadi khayli daret doroste
    bad az ye rooze na chandan khoob ma ro be ye khandeyi az tahe del mehmoon kardi
    pas az akher sar shoma televizione hashem ina re kherabesh kerdi
    eradat

  23. ندا :گفت

    اره يادش بخير
    اولين تلوزيون رنگي رو ميگم
    يادمه ما اولين تلوزيون رنگي رو زماني خريديم كه اوشين رو نشون ميداد
    راستي بهتون تبريك ميگم خيلي سايت خوبي داريد
    اسم سايت شما رو توي سايت ايرانيان انگلستان ديدم
    گفتم سر بزنم ببينم چه خبره
    خوشحالم با شما اشنا شدم
    توي اين غربت و تنهايي
    سايتتون خيلي از تنهايي هام رو پر ميكنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s