مشهد و شب های چراغ برات …!

الان دارم از بهشت رضا میام … مشهدی ها سه شب مانده به شب نیمه شعبان را شب های چراغ برات میگن! شب های چراغ برات اختصاص به مردگان داره و شب پانزدهم شعبان هم عید زنده هاست! در این سه شب چراغ برات مردم مشهد ( چرب شیرین ) یا بقول تهرونی ها تره حلوا درست میکنند با ( روغن جوشی ) یا بقول تهرونی ها نون روغنی! یک نوع از این نان روغنی ها هم داخلش سیب زمینی پخته کوبیده شده با ادویه تند است که بهش میگن خطاب… یه چیزی شبیه پیراشکی!

این ( چرب شیرین ) یا همون تره حلوا رو به همراه ( روغن جوشی ) و خرما با میوه و شکلات رو بر سر مزار دوستان و خویشان خیرات میکنن و ساعتی در قبرستان با از دست رفتگان تجدید دیدار میکنن ..

این همون چرب شیرین مشهدی یا تره حلواست …

در بهشت رضا گویی جشن بود …همه به هم شکلات و میوه و انواع خوردنی ها رو تعارف میکردن .. عده ای هم با عزیزانشون که از این دنیا رفتن راز و نیاز میکردن و قطره ای اشک بر روی سنگ سرد مزارشون میریختن ..

گاهی ادم در میان مردگان قدم بزنه خیلی خوبه … میفهمه که مرگ فقط برای همسایه نیست! روزی سراغ ما هم خواهد امد … چه خوبه ادم توی این دنیا سبکبال و سبک بار باشه … ظلم نکنه و ازارش به کسی نرسه … تا وقتی در اغوش  سرد خاک  قرار گرفتی به نیکی از تو یاد کنن و بگن ادم خوبی بود… همین بسه … کفایت میکنه… بيخيال بهشت و جهنم! ( عکاس ـ خودم )

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

20 پاسخ برای مشهد و شب های چراغ برات …!

  1. مجید :گفت

    یاد همه جای مشهد بخیر! پنج سال میشه که از اون دورم!
    …………………………………………………………….
    من هشت ماه دور بودم داشتم دق ميكردم … انشالله بزودي قسمت ميشه يه سر بياي … مشهد شهر خوبيه 🙂

  2. يه بنده خدا :گفت

    من خيلي وقتا ياد مرده‌هامون ميفتم و واسشون از خدا طلب رحمت ميکنم ولي آدم خيلي تنبلي هستم و خيلي کم ميرم سر مزارشون 😦 اما خيلي دوس دارم يه شب رو تو بهشت رضا (چون آشناهايي که دارم همشون اينجان) بخوابم، اما احتمالاً فردا صبحش از ترس صورتم پر تب‌خال شده.
    ياد عزيزاي از دست رفتمون باشيم و واسشون طلب آمرزش کنيم (نه بخاطر اينکه چون مردن عزيز شدن) واسه اينکه اونايي که ديگه اينجا نيستن دستشون از همه چي کوتاهه. حالا که ياد عزيزان از دست رفتمون افتاديم بيايد تا قدر زنده‌هامونم بدونيم و از اينکه بين ما هستند لذت ببريم

    …………………………………………………………………………………………..
    اي بنده خدا جان ما ادما خيلي غريبم!
    تا يكي زنده هستش دوستش درم… فداش مشم … قربونش مرم … اما هميكه مرد مترسم ازش … دست مترسم بهش بزنم واي به حال ايكه يك شب توي همو اتاقي كه ما هستم جنازه هم بخه بشه !
    خاكش كه كردم به سرو كله ما مزنم و غش و ضعف مكنم ! هفتمش كه مره اروم تر مرم … چهلمش طبيعي رفته … سالش كه مشه يك مجلسي ميگرم و خلاص … انگار از اول هم نبوده … و زندگي دوباره جريان دره !

  3. نازنین :گفت

    سلام .

    خدا اموات همه را بیامرزد .یاد مادرم افتادم .ما فقط عید به عید می تونیم برویم . راه خیلی دوره …کی باورش می شد ..
    همه ی ما باید برویم .
    تر حلوا : من بلدم درست کنم . در شیراز با نشاسته درست می کنند اما این ترحلوایی که شما عکسش را انداختین با آرد برنج درست شده ..

    مرگ حقه /. به نظر من از 50 سال به بالا باید منتظر مرگ بود و هضمش برای ادم راحته .. ..

    الهی هیچکسی داغ عزیزش را نبینه ..

    این پست شما کمی انرژی منفی میدهد ..شاید برای منی که خاک بهشت زهرا و داغ مادر را دیدم این طور سنگین و غمناک به نظر می رسد

    دلم خیلی گرفت برادر …

    یک گل زیبا به من هدیه بدهید ….تا لبخند تلخی بزنم
    …………………………………………………………………………..
    اين دسته گل خدمت خواهر عزيزم به شرطي لبخند شيريني بزني …. اميدوار باش به زندگي خواهرم 🙂

  4. نازنین :گفت

    راستی خطاب به یک بنده خدا :: سلام /.بهشت زهرا ترسی نداره .
    اجازه نمی دهند کسی بخوابه . اما من صبح ساعت 4:30 رفتم و هوا تاریک بود در ماشین خوابیدیم نزدیکهای سحر بود که بیدار شدیم و یک کفتر؟؟؟نمی دونم اسمش چیه شبیه گربه وحشی و بسیار زشت بود ..دیدیم که داشت از کنار قبرها رد میشد ….
    پس به علت وجود این حیوانات وحشی صلاح نیست انجا بخوابید ..
    مرده ها ترس ندارن ..

  5. چشم شيدا :گفت

    منم امروز اونجا بودم فكم افتاده بود كه چرا اينقدر شلوغه!!

    خوب الان فهميدم قضيه از چه قراره!

  6. esidarbedar :گفت

    سلام .
    آره دنیای مرده ها خیلی بهتر از دنیای ماس لااقل دیگه دورویی و دو دره بازی توش نیس

  7. متاسفانه هنوز نتونستم با مساله مرگ کنار بیام از این بابت که حتی تصور از دست دادن عزیزانم منو به هم میریزه! برای خود آدم حس نمی کنم وحشتناک باشه اما برای نزدیکان غیر قابل تحمله! ولی باید این مساله رو در ذهنم هضم کنم!
    به یاد مردگان بودن اهمیت و ارزش زیادی داره اما مهمتر از اون به یاد زنده ها بودنه. تا زنده ایم قدر همدیگر رو بدونیم که پس فردا پشیمونی به بار نیاد.

  8. يه بنده خدا :گفت

    درسته، مرگ حقه و ما آدما موجودات فاني هستيم و بخوايم نخوايم بايد روزي ازين دنيا بريم. شايد چيزي که ترسناک‌تر از موجودات داخل قبرستون باشه، ترس از مرگ باشه که تو وجودمونه و اينه که نميذاره يه شب و اونجا سر کنيم.

    مِدِني مَسود، تو زندگي يَگ چيزه خوب هستِش اويَم ايَکه هميشه جريان دِرَه، يَگ دِنَه پسر دِرُم که هميشه بِهِش مُگُم: ببين پسرم آدما ممکنه خيلي کارا بکنن و باعث خيلي اتفاقات تو زندگي بقيه بشن، اما اونا هم ميميرن ولي بقيه زنده هستن و زندگي ميکنن و هيچکس بخاطر اينکه اونا ازين دنيا رفتن، دست از زندگي نميکشه! حالا اين آدماي بزرگ فرزند، پدر، برادر، خواهر، مادر، … يه عده ديگه بودن که اين اونا رو و اونام اين و خيلي دوست داشتن اما بعد رفتن اين آدم بزرگ هر کسي به کار و زندگي خودش ادامه داده، پس اگه روزي براي من اتفاقي افتاد حواست باشه که تو و مادرت هستين که زنده‌اين و بايد با هم به زندگي ادامه بدين (اينا رو نميتونم بهش با لهجه مشهدي بگم چون يه جور ديگه بزرگ شده و ممکنه بگه: بابا متوجه نميشم چي ميگي آخه!) و اون گاهي بغض ميکنه. اما حالا اينو فهميده که مرگ يه اتفاقيه که ممکنه واسه هر کي تو هر سني بيفته (شايد اون ديگه از خوابيدن تو قبرستون نترسه). اما خودُمَه مُگُم هيشکي اي حرفا رَ بِهِم نِزد و مو نِمِدِنِستُم مرگ چي هس اصلاً! بعدِهام که فهميدُم يَگ عالِمَه گيريَه کِردُم، شايد بِرِ هميَه که هنوز از مرگ مِتِرسُم 😦 شايدم بِرِ اي که فک مُکُنُم آدم خوبي نِبودُم تا حالا :(:(

  9. طرقبه :گفت

    3 لام
    وله خب ایره کاشکه مینویشتیکه ایی کارم دره چشمهم چشمی مره…جونما تو3 رش رفتی ریفیق
    امید وارم تابع ای شعر پایین نی بی شم

  10. نازنین :گفت

    🙂 یک دنیا ممنون.

  11. karbafoo :گفت

    شاتوت عزيز دستت درد نکنه با اين نوشتت يه جورايي اشکمون رو در اوردي, حقيقتش خيلي دلم گرفت از اين قسمت كه گفتي «… چه خوبه ادم توی این دنیا سبکبال و سبک بار باشه …»,..خدا رفتگان همه را بیامرزد و ما زنده ها رو هم عاقبت به خير کنه . .بگذريم آرزوي سلامتي برات دارم .التماس دعا دارم اگه گذرت به حرم افتاد .

  12. زندگي نعمتي است كه ارزش آن فقط زماني درك مي شود كه به خطر مي افتد!
    –تجربه شخصي

  13. ش :گفت

    این ماجرای شب چراغ برات شما که بیشتر به مهمونی می مونه! شرط می بندم کلی متکدی ها هم می یان از شیرینی و خرما و … بهره مند بشن. حداقل امامزاده صالح (تجریش) که بودند اینطور آدمها توی صحن.

    در ضمن اون چرب شیرین خیلی اسم مناسبیه! اینقدر اسمش «کالری» داره، که آدم از کل تصور خوردنش بیخیال می شه و محاله طرفش بره!!!

  14. ش :گفت

    طبق جامعه شناسی نخبه کشی، تو خوب هم باشی بمیری، مردم ما پشت سرت نمی گن خوب بود. مگر اینکه نسلهای بعد بشناسنت.
    خلاصه همون کفایت نمی کنه. همون رضای محبوب کفایت می کنه. 🙂

  15. بابک :گفت

    مسعود خان عزیز مطالب شما را مرتب میخوانم و لذت میبرم دمت گرم

    یک نکته برای من یهودی جالب هست و اون خوردن غذا سر مزار و قبرستان هست،جالبه که بدونی این برای ما ممنوع هست ولی‌ بعد از مراسم سر قبر ,در یک فاصلهٔ خاص (دقیقش رو نمیدونم) و بعد از شستن دست معمولا کوکو و حلوا برای خوردن و گفتن برکت و تشکر از خدا وجود داره ،دوست دارم بدونم مسیحی‌‌ها (بخصوص ارامنه)چه جور به زیارت اموات می‌رن؟

    سر افراز باشی‌
    …………………………………………………………………………
    زنده باشي دوست عزيز 🙂

  16. Saeed :گفت

    سلام
    خسته نباشی وبلاگ خیلی قشنگی داری
    حاضر به تبادل لینک با شما هستم در صورت تمایل لینک منو با نام:

    ترفندهای خفن،نرم افزارهای توپ،آموزش هک

    قرار بده بعد تو نظرات خبر بده تا لینکت رو بزارم.
    با تشکر
    مدیر وبلاگ نگین سبز
    ………………………………………………………………..
    سلام
    ممنونم دوست عزيز اما با سايت هاي خفن و توپ تبادل لينك نميكنم … موفق باشي

  17. mashti :گفت

    سلام به همه

    در حیرتم از این مردم پست

    این زنده کشان مرده پرست

    تا هست به حسرت بکشندش به جفا

    چون مرد به عزت ببرندش سر دست
    حاج مسعود عزیز
    فکر کنم توی قرآن نوشته دقیق نمیدونم
    فراموشی برای غمه در گذشتگانمان یکی از نعمتهای بزرگ خداست ولی ما همچین فراموش میکنیم که انگار مرگ ماله همسایه است.

    خدا همه رفتگان را بیامرزاد.

  18. يه بنده خدا :گفت

    مَسود خيلي کارِت گيريفتَه ها، خوشُم ميَه که همَه هَم گرو کشي مُکُنَن، يعني اي که مِگَن اول لينکِ ما رَ بزار بعدش ما لينکِ تو رَ مِزِرِم!
    مو که وبلاگ مِبلاگ نِدِرُم، يَني راش هَمييَه؟
    ………………………………………………
    راستش بنده خدا جان اي كار مال غير حرفه اياس … خيلي جاها سر مزنم ميبينم لينك ماره گذاشته بي سرو صدا ! كلا از بده بستون خوشم نميه! ازي وبلاگاي خفن و جينگولي مستون هم هميطو …
    مخلص …:)

  19. ش :گفت

    مو ایقده لذت مبرم ای نوشته های صدا گذاری شده شما و ای یه بنده خدا ر مخونم که حد نداره! شیرینه ای لهجه مشدیا!!!

  20. عارف :گفت

    من ميميرم واسه حلوا 😦 دلم خواست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s