اخدا عذاب میخوام … عذاب!

اخدا ما اخرش نفهمیدیم تو رحمان و رحیمی یا بی رحم و بخیل … به اسم تو ادم میکشند و الله و اکبر میگن! سر میبرند و قران تلاوت میکنند! اقا تکلیف ما رو روشن کن این جند الله ارتش شماست یانه! اگه هست که ما تکلیف خودمون رو بدونیم اگرم نیست به داد این گروگان ها برس! اخدا سر  نماز همیشه میگیم بسم الله الرحمان الرحیم … به نام خداوند بخشنده و مهربان! خدا اگه هستی … اگه میشنوی … یه بلایی نازل کن! زیر لوای اسمت خنجر به گلوی سرباز ها میگزارن … گلوله بارون میکنن! اعدام میکنن!

امروز سری زدم به وبلاگ جند الله! اعلام کردن دوتای دیگه از سرباز ها رو امروز کشتن و سه نفر دیگه رو هم به گروگان گرفتن که بعد از بازجویی و محاکمه اعدام خواهند کرد! اخه وقتی حکم اعدام رو بریدید دیگه محاکمه یعنی چی لعنتی ها! اینجوری ندیده بودم دیگه که به گروگان بگن تو رو بازجویی و محاکمه میکنیم بعدش هم اعدام!

اخدا یه بلایی نازل کن تا همه اونایی که به اسم تو ادم میکشن نابود بشن! اخدا اگه طوفان نوح کار تو بوده! اگه به قوم لوط تو عذاب فرستادی! اگه ابابیل رو تو فرستادی به جنگ سپاه ابرهه بازم میتونی یه کارایی بکنی! سعی خودتو بکن خدا جون …چرا اینقدر از ماها دور شدی! چرا صدای ناله مادر ها رو نمیفهمی … چرا اشک چشم دخترکان یتیم رو نمیبینی ؟دِچی بگم دیگه که کفر نباشه … چی بگم که حق رو ادا کرده باشم؟ اخدا هی میگی عذاب الیم عذاب الیم نازل کن خوب … یه تکونی به خودت بده تا بفهمیم اون بالا خدایی هم هست! خیلی از ماها یادمون رفته از تو … خیلی ها هم رو برگردوندن! خدایا رحمتت رو نمیخوام! خدایا نعمتت رو نمیخوام! گرچه همه نعمت هات به زوال اومده! اخدا عذاب میخوام … عذاب! اونم برای همه کسایی که کمر به قتل و اعدام ادما بستن …!

……………………………………………………………………………………………..

میدونم عین این پیرزنا شدم … میدونم دارم اب تو هاون میکوبم! اما چهره این سرباز گروگان گرفته شده رو که میبینم حالم گرفته میشه ! جوان ناکام … شهید …. شهید… شهید … شهید … بس نیست دیگه … بس نیست! تا کی باید جوان ناکام و شهید داشته باشیم؟ اینا دلشون حجله دامادی میخواست … زندگی میخواست … هی میکشند … هی میکشید .. تا کی ؟ تا کی ؟

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

55 پاسخ برای اخدا عذاب میخوام … عذاب!

  1. yasamin :گفت

    نمی دونستم این پست گذاشتی اما من هم امروز عذاب خواستم اون عذاب الیم برای اونایی که روح و شخصیت آدمها را میکشن که خیلی بدتر از کشتن و اعدامه … دلم خیلی پره من عذاب میخوام برای اونایی … اصلا ولش کن اول بیاد ثابت کنه من بنده اشم بعد میخواد عذاب کنه یا عتاب…

  2. چشم شيدا :گفت

    شايد هم اشكال از ماست!

    قديما تو مدرسه خونديم كه وفور نعمت بعد از مرحله نزول عذابه! يعني وقتي عذاب جواب نده نعمت مي فرسته

  3. yasaman :گفت

    نميدونم چي بگم والله…

  4. سمیرا :گفت

    وای که چقدر دلم گرفت.ای کاش یه معجزه بشه و این سرباز‌ها آزاد شن. کجاست مسیحا نفسی که حضورش آرزوست

  5. mimook :گفت

    به گرد سنگ میگردیم؟
    با سلطانی هستی که جز در خانه اش خفتن نمیداند؟
    چه سلطانی که جز دینارو دِرهم از شما سُفتن نمیداند؟
    این همان خدایست که با نیزه ها در جنگ میجویند!!
    این همان است که جان می بخشد و اینجا به فتوای او میگیرند جان ازما !!

    به گمانم که حیرانیم!

  6. مهرداد :گفت

    فعلا که نمیتوانم وبلاگ این خدانشناسها را باز کنم. آیا میشود آنجا کامنت داد و لااقل یک چیزی نوشت؟

  7. خدا :گفت

    من هم همین را میخواهم میخواهم بدانید که آن بالا چیزی وجود ندارد اگر هم دارد جایگاهی ندارد میخواهم بهتان بگویم اکثرهم لایعقلون را برای چه در فرآنم آوردم میخواهم بفهمید که در سختی خدا نیست همان طور که در آسایش .
    های مسعود مشهدی تو که در جبهه خرمشهر بودی بگو ببینم چه کسی آنجا را آزاد کرد؟
    های مردم در لحظات درد یاری رسانی را سراغ داشته اید که از جنس پناهگاهی آسمانی باشد.؟
    اف بر شما مردم که نمیدانید که هیچ وقت نخواهید دانست
    اف بر شما….
    اف بر شما که نمیدانید که من خدا هم هر روز خلق میشوم چون در برابر اعمال بنده ام قرار میگیرم اف بر شما که خلقت هر لحظه مرا نمیبینید
    اف بر شما…

  8. esidarbedar :گفت

    دستم به کامنت نوشتن نمیره

  9. yekhamvatan :گفت

    در طول تاریخ بیشترین ادمکشیها به نام خداوند انجام شده. انسانها برای سرپوش گذاشتن برحس قدرت طلبی و داشتن شهوت فرمانروایی و درعین حال ترس به دنبال دلیلی برای توجیه اعمال خود بوده و هستند. من نمی فهمم چه چیزی باعث شده شخصی فکر کند که از طرف خدا مامور است که حق ما را بگیرد و ما را از گناه و ذلت برهاند؟ جالبتر اینکه اینکار را با کشتن افراد به نام مزدور و خاین و ارازل واوباش و یا جاسوس انجام میدهد!!؟ جوانی بیست و سه یا بیست و چهار ساله بدون هیچ تجربه تیوری یا عملی در زندگی دست به اسلحه می برد و معتقد است با اینکار می تواند حقوق مردم محروم بلوچستان و بعد تمام مردم ایران را بگیرد. غافل از اینکه این همان چیزی است که حکومتگران می خواهند چون هم تفنگ بزرگتر دارند و هم ادم بیشتر تا به درجه رفیع شهادت نایل شوند! ریگی متوجه نیست با حکومتی طرف است که صدها هزار از بهترین جوانها را در جبهه جنگ به کشتن داد و گروه دیگری از خوبان وطن را در زندانها قتل عام کرد و می کند. خیلی ساده انگاری است که فکر کرد ترور و اعدام انقلابی! البته بعد از محاکمه انقلابی! چیزی را تغییر دهد. بخصوص وقتی که یکی از مقامات نظامی مملکت درسخنرانی انقلابی خود می گوید: توان تلفات و کشته وشهید دادن مملکت ما بی انتهاست؟؟ حالا ما منتظریم یک نفر گروگانهای ریگی را نجات دهد؟ اونها فقط قطره کوچکی از دریای بی کران توان شهید دادن مردم ما هستند! فقط شاید انطور که ارزو کردی خداوند دوبار کشتی نوحی یا ابابیلی برای نجات بفرستد که البته شک دارم چرا که می گوید: خدا وضع هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر خودشان. موفق و پایدار باشید.

  10. اردلان. :گفت

    مسعود جان خسته نباشی و پایدار.

    فکر کنم قران را خوب مطالعه کردی و همه آخوندا هم بر این باور دارند که سراسر قران رحمت و بخشش نیست بلکه عذاب و شکنجه و اعدام و سنگسار و دست و پا قطع کردن داره تا رحمت لطفا به سخنان خمینی که بارها عنوان کرده مکتب ما و اسلام خون و شهادته ,

    مسعود جان من شخصا به چیزی باور ندارم ولی به دست انتقام طبیعت باور دارم و این بهائی که ملت امروز میپردازد تازه آغاز کار و پیشدرآمدیست برای روزهای سخت تر و مجازاتهای بیشتر زیرا ملتی پشت پا به همه چیز خود زد و خوشبختی را تقدیم فقر و فحشا و هزاران بلای دیگر کرد و خود کرده را تدبیر نیست خدا هم کلا دکانیست جهت کسب درآمد مشتی مفت خور سوار بر موج احساسات ملتی در خواب خرافات فرو رفته,

    بقول بالزاک هر ملتی را خواستی رام کرده و سواری بگیری بگذار در جهل و خرافه بماند زیرا ملتی که پویا و آگاه باشد هرگز کولی نخواهد داد و این چیزیست که به عینیت توسط مشتی دکاندار دین مشاهده میکنیم و باز سکوت و خاموشی در مقابل هر جنایتی زیرا مسولیت پذیر نیستیم,

    آیا حلق آویز شدن و دست و پا زدن انسانها به هر جرمی لذت و تماسا دارد و یا شلاق خوردن جوانان که هزاران نفر با تکبیر نظاره گر هستند چه انتظاری از رحمت و خدا داریم ؟,

    مسعود گرامی جامعه ای که حرمت و ارزشها درونش مرده و یا سقوط کرده هیچ انتظاری جز فجایعی که هر روزه میبینید نیست و تا مردم خودشان اراده نکنند نه خدا نه هیچ قدرتی گره ای از مشکلاتشان باز نخواهد کرد زیرا حق گرفتنیست و باید گرفت و آزادی بها دارد و باید پرداخت,

    هرچه به تو میرسد از کرده های توست جرم فلک کدام و جور زمانه چیست,

    گیرم که خلق را به طریقی فریفتی با دست انتقام طبیعت چه میکنی,

    در خاتمه تا فقر فرهنگی در جامعه وجود دارد همین آش و همین کاسه برقرارست,

    یک نوجوان دیگر در آستانه اعدام,

    پسر جوانی که در ۱۶ سالگی در جریان یک نزاع مرتکب قتل شده بود در آستانه رفتن به پای چوبه دار قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما پرونده این متهم که امیر نام دارد پس از صدور رای قصاص و طی مراحل قضایی به دایره اجرای احکام دادسرای شیراز ارجاع شد تا مقدمات اجرای حکم فراهم شود.

    استمداد زن محکوم به اعدام از فعالان حقوق بشر,

    هلاله محمد زاده زني محکوم به اعدام است که متهم است در سن 27 سالگي و در دفاع از خود مردي را به قتل رسانده است. وي بيش از 8 سال است که در زندان مرکزي مهاباد به سر مي برد.

    نامبرده بيش از 4 سال است که در انتظار راي نهايي شعبه 15 ديوان عالي کشور مي باشد و سالها بي پاسخ ماندن و بلاتکليفي وی تحت حکم اعدام ، سبب طولاني شدن حضور نامبرده در زندان و به طبع آسيبهاي روحي و جسمي به وي گرديده است .

    شايان ذکر است نامبرده فاقد وکيل مدافع مي باشد و بدينوسيله استمداد خود را براي رهايي از زندان و تضمين حيات خود از فعالان حقوق بشر و وکلاي انسان دوست اعلام مي نمايد.

    تائيد نهايی حکم اعدام انورحسين پناهی و ارسلان اوليايی,

    صبح روزجاري ، انور حسين پناهي و ارسلان اوليايي از زندان مرکزي سنندج به دادگاه انقلاب منتقل و حکم نهايي اعدام به هر دو متهم ابلاغ گرديد. اين دو متهم که از پائيز 1386 در زندان به سر مي برند ، در تاريخ 22/4/87 حکم اوليه خود را دريافت نموده بودند که اعتراض خود را به حکم صادره بر پايه فقدان اسناد اعلام نمودند ، برخلاف عرف دستگاه قضايي در فاصله اي اندک از صدور حکم اوليه ، حکم نهايي در روز جاري به اين دو متهم ابلاغ گرديد.

    شايان ذکر است انور حسين پناهي از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان مي باشد که مدتي را نيز به دليل بدرفتاري و اعمال شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات قروه در بيمارستان به سر برد. مردم دهستان «قوروچاي» ضمن امضاء طوماري بالغ بر هزاران امضا در اعتراض به حکم صادره تا کنون اقدام به دو بار تجمع در مقابل دادگستري منطقه مربوطه نموده اند.

    اعدام یعقوب مهرنهاد,
    15 مرداد ماه 1387

    صبح امروز (دوشنبه) زندان مرکزی زاهدان شاهد انداختن حلقه ی طناب اعدام بر گردن یک روزنامه نگار بود. روزنامه نگاری که تنها یک جرم داشت: بیان واقعیات مردمانش؛ یعقوب مهرنهاد، قبل از اینکه اشعه های آفتاب بلوچستان را ببیند، مظلومانه اعدام شد.

    یعقوب مهرنهاد یک فعال مدنی بود، وی به فعالیت مدنی وقانونی درایران اعتقاد داشت و بر این باوربود که با توسل به مبارزه قانونی و پتانسل های قانونی در جمهوری اسلامی ایران، می توان حقوق پایمال شده مردم بلوچ را بازپس گرفت، ولی اجرای حکم اعدام وی بر اساس همان قانونی که او به آن امید بسته بود، این ذهنیت را در میان ما بوجود می آورد که او شاید اشتباه کرده است! ولی افسوس که خیلی دیر است…

    یعقوب مهرنهاد یک روزنامه نگار بود، وی به رسالت خویش ایمان داشت و برهمین اساس همواره از ظلم هایی که از جانب خدایگان نشسته بر کرسی قدرت در مرکز بر مردم بی پناه و درحاشیه ی بلوچ روا داشته می شود، می نوشت و نقد می کرد و سرانجام با طناب بافته شده از «تار»هایی که پیشتر با قلم خویش بر کاغذ نگاشته بود، اعدام شد.

    ما روزنامه نگاران کرد بر این باوریم همانگونه که اتهامات «عضویت در احزاب کردی» به دست مایه ای برای حاکمیت جهت اعدام جوانان و فعالین کرد در کردستان تبدیل شده است، اتهامات «قاچاق مواد مخدر» و «ارتباط با گروه و احزاب اپوزیسیون چون جندالله و …» در بلوچستان جوانان و فعالین بلوچ را پای چوبه دار می فرستد. و در کنار این اتهامات باید اتهام «اراذل و اوباش» در استان های مرکزی را نیز اضافه نمود.

    ما روزنامه نگاران کرد با مردم بلوچ و جامعه ی روزنامه نگاران بلوچستان همدردی می کنیم. دو تن از همکاران ما نیز با صدور حکم اعدام مواجه شده اند، هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور. اگر در برابر اعدام یعقوب مهرنهاد ساکت بنشینیم، می تواند راه برای اعدام روزنامه نگاران کرد نیز هموارتر شود.

    ما ضمن محکوم نمودن اجرایی کردن سیاست «شکستن قلم ها» که اینبار در قالب اعدام برای روزنامه نگاران و قلم به دستان خود را به نمایش می گذارد، خواهانیم که جوامع حقوق بشری در برابر این اقدام حاکمیت در ایران ساکت ننشینند و این اقدام انسان ستیزانه را محکوم نمایند. سکوت در برابر حکم اعدام یعقوب مهرنهاد، به معنی اجرای احکام اعدام فعالین مدنی، نویسندگان و قلم به دستان در دیگر نقاط ایران و علی الخصوص در کردستان است.

    مسعود عزیز حال این خدا کجاست و کاری جز کلفت کردن گردن جانیان و دکانداران دین کرده و چرا تا کنون نفرین پدران ,مادران,همسران و فرزندان قربانیان سی ساله تار موئی از سر این متحجرین کم نکرده بلکه هر روز قدرتمند تر و گستاختر شدند,

    به امید آزادی ایران و ایرانی از خرافات و جهل و بازگشت به خرد و اندیشه انسانی,
    خداوند نگهدار ایران باد.

  11. من نمی دونم چرا جون این مردم اهمیت نداره.
    به خدا کشورای دیگه سر شهروتدهای درجه 3 خودشون جنگ راه می ندازن.
    فقط میشه گفت متاسفم.
    راستی شما فامیلی چیزی توی امریکا ندارین؟

  12. ش :گفت

    هی هی.

    ——————
    ولی برای من جالبه، تو با این سنت ات، هنوز این دغدغه ها رو داری. دلت مثل یه جوون 20 ساله می لرزه از بی عدالتی و قتل و … خیلی ها می نویسن و غر می زنن و … ولی جنبش دل واقعی در نوشته هاشون نمی بینی. چون حس می کنند باید اعتراض کنند و پاره ای از سایر دلایل، اتوماتیک اعتراض می کنند.
    یعنی این پستت یه جورای زیادی خالص بود. آدم از سن بالاترها خلوص اینجوری و دغدغه داشتنهای اینطور احساسی نمی بینه.
    ……………………………………………………………………………………………..
    تو چي داري ميگي ؟ اين دل لعنتي عين يه بچه ميمونه …كي ميفهمه من با نوشته هام اشك ميريزم … عين بچه ها گريه ميكنم ! نگاه كن به صورت اين سرباز …! نگاه كن …

  13. طهران :گفت

    واقعا متاسفم.

  14. يه بنده خدا :گفت

    جنگ بر سر دين، وادار کردن کسي به داشتن ديني همش کشکه. دعوا سر لحاف ملاس. يه زماني جنگهاي صليبي. يه زماني مرتد کردن مسلموني که دين ديگه‌اي انتخاب کنه. بگذريم کاري ندارم اينا سربازن، پاسدارن يا ايراني هر چي هستن آدمن و متاسفانه چيزي که واسه بعضي (همه) مسئولان مملکتي ارزش نداره پاسداري و ارج نهي به جان و شرف آدمي است. مگر نه اينکه جواني براي گذراندن 2 سال خدمت مقدس (ب…م به هرچي مقدسات اين تيپيه) سربازي رفته يه گوشه‌اي از اين مملکت بدون حقوق و مزايا خدمت کنه (در حقيقت عمرشو تلف کنه) اما حالا که يه عده ديگه که دست بر اتفاق اونا هم خودشون رو «سربازان خدا» اسم گذاشتن اومدن گرفتن و دارن پشت سرهم تيربارون ميکنن. آخه يکي نيست به اين مسئولين الاغ مملکت ما بگه، نامردا شرف ندارين جوانمردي داشته باشين لااقل و يه مذاکره‌اي چيزي بکنين تا اين جوونا رو نجات بدين. بعدش بريد اينقد باهاشون بجنگيد تا داغونشون کنين ولي نه با استفاده از کسايي که خدمت سربازي رو ميگذرونن، بلکه با استفاده از مفت‌خورايي که 30 سال تعهد خدمت دادن و موقع صلح شيکم گنده ميکنن بعدش که جنگ ميشه جوونا رو ميفرستن جلو تا کشته شن.
    اشکمو در آوردي مسعود يکي بياد تو اتاق بگم واسه چي چشام اشکيه!
    بگم عاشق شدم دارم اشک ميريزم يا از نامردي اين لامذهب‌هاي جاي مهر رو پيشوني دارم گريه ميکنم!
    آبرو، حيثيت و کرامت آدمها رو تو شهرها خودشون دارن از بين مي‌برن و غير مستقيم جون و عمر يه عده ديگرو بواسطه گروههايي مثل جندالله سر مرزا دارن ميگيرن.
    بعدش ميگن ما با تروريست جماعت مذاکره نميکنيم! بابا ما خودمون مهد ….
    خدا به پدرا، مادرا، خوهرا، برادرا، همسرا، بچه‌ها، … اين سربازا صبر بده. هيچکي نميتونه حال اونا رو تو اين شرايط درک کنه هر چند که از درد گريه کني.

  15. رضا :گفت

    سلام دوستان عزيز با عرض معذرت مثل اينكه از مرحله پرتين . عذاب نازل

    شده !!!! چطور شماها نفهميدين؟؟؟ عذاب از اين بالاتر كه همه به مرگ راضي

    شدين. به هرحال الان كه زمان قديم نيست ابا بيل بياد بعنوان عذاب مدرن خدا

    اينا رو فرستاده….

  16. mashti :گفت

    سلام اردلان عزیز
    خوشحالم که جایی برای عقده گشایی شما مهیا شده.
    متاسفانه ایران همیشه از حاشیه نشینها ضربه خورده از ترک , عرب, کرد و
    بلوچ .چون به چیزی به نام تمامیت ارضی نه اعتقاد و نه ایمان دارند و متاسفانه همیشه دنبال خودمختاری و جدایی از هسته بودند.(البته فقط در کشورها جهان سومی و بیشتر در آسیا و آفریقا) اون روزی که کردهای کمله سر سربازهای ایرانی را با نخ و تیغ تیز میبریدند کجا بودند اردلانها که قلم فرسایی کنند .
    من با اعدام سیاسی و زندان , شکنجه سیاسی مخالفم از هر قشر که باشد و معتقدم که تفتیش عقاید چه با هویج و چه چماق و مصادره اموال به زعم اینکه طرف عقیده متفاوت دارد با عقیده من سازگار نیست .

    ولی حمایت از هر گروه جدایی طلب و تروریست مثل پ ک ک یا جند الشیطان در نظر من حمایت از عده ای وحشی خون خوار و انسانهای مستاصل با پیشینه روانی بد هست .
    چون محل کارم هستم(شلوغه) و سواد خوبی هم ندارم بیشتر نمینویسم.

  17. دوست :گفت

    با سلام خدمت دوست گرامي و ارجمند
    مطالب شما را مطالعه نمودم و از افكار و ايده هاي آگاهي بخش و روشن شما بهره مند شدم.
    بدليل موقعيت شغلي كه دارم در پي اين هستم كه بر اساس يك همه پرسي گسترده, نظرات عموم مردم در رابطه با معظلات اجتماعي بخصوص وضعيت جوانان (چه از نظر اجتماعي, روحي, سياسي, حقوقي و …) نظرات را جمع آوري كرده و بر پايه آنها گزارشي تهيه كنيم تا در مطبوعات و برنامه هاي مختلف استفاده كنيم. برايمان بسيار مهم است كه اين گزارشات بر اساس افكار و نقطه نظرات و ضحبتهاي خود مردم باشد به همين دليل از تمامي اقشار و به اشكال مختلف اين همه پرسي را انجام ميدهيم.
    از اونجا كه نوشته هاي را مطالعه كردم و چندين بار براي تهيه گزارشات ديگر, نظرات و خبرها و مواضع شما كمك كننده بود در صورت امكان در رابطه با موضوعاتي كه دنبال ميكنيم مايلم نظر عام شما را بدانم و خوشحال مشوم در اين زمينه همكاري داشته باشيم
    موفق و پيروز باشيد

  18. يه بنده خدا :گفت

    من که چيزي از جدايي طلبي تو نوشته‌هاي اردلان نشدم! کاري هم با جدايي طلبها ندارم چون به نظرم انتهاي کوته‌فکري يک ملت ميتونه همين باشه. اما لطفا» بحث رو به ترک و عرب و کرد و بلوچ و عجم نکشين!
    صحبت از چند تا سرباز بيگناه بود که بدست يه عده که اونا هم دم از اسلام و اعتلاي ايران ميزنن دارن کشته ميشن. قبلاً هم از اين دست کارا شده، يکيش همين «نواب صفوي» خودمون که يه تروريست بود و حالا اسم يه اتوبان روشه!!! هر کس ديگه‌اي هم که الان اين کارو بکنه بازم تروريسته (حالا هر وقت حکومت عوض شد بهش بگن انقلابي و اسماشونو بذارن رو خيابونا!!!)
    منو هم فرستادين تو جاده خاکي! کار مردمان ضعيف دعا کردنه و ما مردم فعلاً در ضعيف‌ترين وضعيتمون قرار داريم، پس بيايد دعا کنيم تا اين صاحب منصبا به فکر بيفتن و چاره‌اي براي اين کار پيدا کنن تا جووناي اين مرض و بوم که گناهي نداشتن بيخودي هستي خودشون رو از دست ندن.

  19. سلام مسعود خان مشهدی
    حال احوال ؟
    مدتیه بدون اینکه بدونم چرا هر روز میام اینجا و مطالب شما رو میخونم …
    البته نه اینکه دقیقا ندونم چرا اینکارو میکنم ! ولی حالا به هر دلیلی که هست گفتن نداره فکر کنم !
    میخواستم بگم خوشحالم که تلخ نوشته های یک ( مسعود ) مشهدی رو هر روز میخونم !!
    راستی ! دیروز تو یکی از وبلاگ هام یه پستی آپ کردم که یه اشاره غیر مستقیمی بود از پست قبلی شما !
    خواستم در جریان باشید ! 🙂
    موفق و شکمو باشید مثل همیشه و تــــــــــــــــــــــــــا همیشه …
    فعلا …

  20. samira :گفت

    سلام.با اجازه لینکتون کردم

  21. اردلان. :گفت

    مشتی عزیز فقط متاسفم که بدون شناخت افراد فقط ترور شخصیت را پیشه کردید,

    کامنت هجده استاد فرهیخته مشتی,

    جناب مشتی ایران کشوریست قومی و در طول تاریخ همین به اصطلاح شما کرد,آذری,بلوچ,عرب زبان خوزستان برای استقلال و تمامیت ارضی و یکپارچگی اش خونها داده اند و متاسفم که این تهمت زشت را به عشایر و اقوام غیور و پاسداران مرزهای ایرن میزنید,

    استاد مشتی عزیز همین حاشیه نشینان با شرف ایران بودند که در جنگ هشت ساله بسیار کشته تقدیم ملت ایران کردند ولی بدبختانه تنگ نظری اجازه منطقی نمیدهد و فقط همان خواسته رژیم یعنی نفاق و تفرقه بین اقوام و مذاهب ایرانی و خدشه دار کردن تمامیت ارضی ایران,

    در ضمن گرامی من یک نظامی و از خانواده نظامی و دشمن بیگانه و تجزیه یک وجب از حریم میهنم حال چگونه طرفدار تجزیه شدم جای بسی سوالست,

    و اینکه من سر تعظیم در مقابل همه اقوام ایرانی دارم و همه جای ایران نیز سرای منست و خوشبختانه عقده نیز ندارم که اینجا باز کنم گرامی,

    در خاتمه این من و تو هستیم که اقوام ایرانی را با تحقیر و انگ زدن به سوی تجزیه سوق میدهیم بجای پرداختن به دردشان و محرومیتهای اجتماعی و حقوق شهروندی نمک بر زخمشان میپاشیم نه کرد نه بلوچ نه آذری نه عرب نه فارس نه لر نه ترکمن نه بختیاری نه قشقایی نه مازندرانی و نه گیلک هرگز دشمن وطن و یا خواهان تجزیه نبوده و همواره تاریخ گواه بر وطن پرستیشان میباشد,
    با سپاسی بیکران از سرور گرام جناب بنده خدا و مهرتان و درودی بی پایان به مسعود عزیز جهت وبلاگی که جایگاه تبادل اندیشه و شکافتن دردهای امروز جامعه بلا زده ماست,

    من از بیگانگان هرگز ننالم هرآنچه کرده با من آشنا کرد,

    خداوند نگهدار ایران باد.

  22. badahwazi :گفت

    لعنت به تو مسعود.حالمو گرفتی اساسی

  23. اردلان. :گفت

    فقط جواب این جنایات را چگونه و با چه زبانی جز زبان خود رژیم میتوان داد ؟,

    چهار نفر دیگر در زاهدان اعدام شدند!!!???,

    رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی امروز چهار تن دیگر را در زاهدان بدار آویخت.

    نام اعدام شدگان گل‌محمد صالح‌ زهي فرزند گوار، رحيم بارانزهي فرزند محمد‌رسول، لال‌محمد زين‌الديني فرزند ابراهيم و اسد‌الله اسحاق‌زهي فرزند حاجي غلام اعلام شده است.

    اتهام این افراد «قاچاق مواد مخدر» عنوان شده است.

    جمهوری اسلامی تا کنون بارها تحت همین عناوین زندانیان سیاسی و مخالفان خود را اعدام کرده است.

    دو دهه از قتل عام هزاران زندانی سياسی گذشت,
    اقدامات غيرانساني و آزار و اذيتي که به نام يک دولت، که سياست برقراري برتري ايدئولوژيک را مضمون کار خود قرارداده، به شيوه‌اي سازمند نه تنها بر عليه افراد به خاطر تعلق نژادي يا مذهبي آنان بلکه هم‌چنين بر عليه کساني که با اين سياست مخالفند، حال اين مخالفت هرشکلي که داشته باشد، صورت مي‌گيرد، جنايت عليه بشريت تلقي شده و بنابراين مشمول مرور زمان نمي‌شوند)*

    با آغاز مرداد ماه تابستان سال 1367 هزاران زنداني سياسي، وجداني و دگرانديش به جرم انديشه متفاوت بر اساس حکم حکومتي و در رويه اي ناعادلانه نه به قصد احقاق حق و رعايت عدالت که بايد اساس ماهيت وجودي حکومت باشد بلکه تنها به دليل پاکسازي جامعه از دگرانديشان و تحقق ايدئولوژي حاکم به انديشه مطلق اجتماعي به جوخه هاي مرگ سپرده شدند.

    در اين رويه هزاران زنداني سياسي که تعداد دقيق آنان عليرغم گذشت دودهه زمان از اين کشتار همچنان به دليل سکوت مقامات حکومتي ايران نامشخص مي باشد بدون برگزاري دادگاه، داشتن وکيل و تنها در عرض کمتر از دو ماه به خوجه هاي اعدام سپرده شدند. اين رويه افرادي را که حتي مدت محکوميت آنان سپري شده بود را نيز در بر گرفت.

    اکثريت مطلق اين افراد ضمن متحمل شدن شکنجه هاي جسمي و روحي در سايه سکوت ديده بانان اجتماعي به صورت دسته جمعي به قتل رسيدند و اجساد اين افراد هيچگاه به خانواده ها و بازماندگان آنان تحويل نگرديد و بسياري نيز هيچگاه حتي از محل دفن بستگان خود آگاه نگرديدند.

    اين کشتار که تطبيق روشني با تعريف «جنايت عليه بشريت» دارد در سايه بي توجهي جامعه جهاني ، فعالان حقوق بشر و در روندي خاموش از اوايل دهه شصت آغاز گرديد و يقين است چنانچه واکنش هاي مناسب از سوي فعالان حقوق بشر و جوامع بين الملل در آغاز خزنده اين روند صورت ميگرفت، فاجعه 67 هيچگاه روي نمي داد.

    هر چند دودهه از قتل و عام زندانيان سياسي در ايران ميگذرد، اين جنايت را فراموش نخواهيم کرد و تحقق عدالت و برداشتن گامي موثر براي ايجاد دموکراسي پايدار و حمايت از حقيقت حقوق بشر را در گرو مجازات عاملان اين قتل و عامها در دادگاه صالح بين المللي مي دانيم. چرا که تا زماني که ناقضان حقوق بشر و هتاکان حرمت انساني سايه عدالت را احساس ننمايند اين فجايع هر زمان امکان تکرار دارد.

    تقاضای عزت ا.. انتظامی برای کمک به یک اعدامی جوان,
    «عزت‌الله انتظامي» در جريان چهارمين شب كنسرت شهرام ناظري از حاضران در كاخ نياوران و مردم، تقاضاي كمك به يك نوجوان اعدامي را مطرح كرد.

    در چهارمين شب كنسرت شهرام ناظري و گروه مولوي در كاخ نياوران، شهرام ناظري اواسط برنامه رو به حاضران گفت: آقاي انتظامي در مورد يك اقدام انساني صحبت‌هايي با شما دارند. البته وي اين صحبت‌ها را قبلا با من مطرح كرد، اما اگر توسط اين اسطوره هنر ايران زمين مطرح شود، بهتر است.

    سپس گروه مولوي جايگاه را ترك كرد و انتظامي روي سن آمد و گفت: وقتي شهرام داشت مي‌خواند، فكر مي‌كردم وقتي سرزمين مهد هنر، فرانسه، نشان هنري -آن هم نشان درجه يك خود- را به او مي‌دهد، اين نشان مي‌دهد كه چه هنرمنداني اين‌جا زندگي مي‌كنند.

    انتظامي كه براي دومين بار در طي اين چهار شب، در كنسرت ناظري حاضر مي‌شد،‌ اظهار داشت: وقتي كه شهرام مي‌خواند، به خلسه مي‌روم.

    وي سپس صحبت اصلي خود را درمورد كمك به يك نوجوان اعدامي، اين‌طور آغاز كرد كه ظاهرا پنج شش سال قبل چند نوجوان از خانه بيرون مي‌روند و شوخي شوخي دعوا مي‌گيرند و يكي از آن‌ها چاقو مي‌كشد و ديگري را مي‌كشد.

    به گفته انتظامي حالا بعد از اين سال‌ها، قاتل به سن 18 سال رسيده و قرار است اعدام شود.

    وي افزود: سينماگراني چون كيومرث پوراحمد، اميرشهاب رضويان و پرويز پرستويي براي جلب رضايت خانواده مقتول صحبت‌هايي كرده‌اند و سرانجام قرار شد كه من صحبت‌هاي نهايي را با پدر و مادر مقتول انجام دهم.

    انتظامي در جريان كنسرت ديشب، با بعض و اشك به حاضران گفت: پسرهايي كه بيرون از خانه آمدند، قصد آدم‌كشي نداشتند. آن‌ها خيلي جوانند. ظاهرا قرار است كه خانواده مقتول طناب دار را دور گردن پسر بيندازند. من به پدر مقتول گفتم تو شب مي‌داني كه فردا بايد بروي و طناب دار را دور گردن قاتل بيندازي. درحالي‌كه او هيچ وقت نيت قبلي در قتل پسرت نداشته است. بر فرض هم كه اين كار را كردي، شب چگونه مي‌خواهي سر روي بالش بگذاري؟

    به گفته عزت‌الله انتظامي، چون خانواده مقتول فقير هستند، تقاضاي ديه كرده‌اند. به‌اين ترتيب انتظامي از حاضران در كنسرت خواست هركس هرچقدر مي‌تواند براي نجات اين نوجوان از اعدام كمك كند.

    5 صندوق در محل اجراي كنسرت شهرام ناظري در كاخ نياوران براي دريافت كمك‌هاي نقدي حاضران در نظرگرفته شده بود.

    همچنين انتظامي شماره حساب 717865 بانك ملي، شعبه باغ فردوس، به‌نام مشترك كيومرث پوراحمد، پرويز پرستويي و عزت‌الله انتظامي را براي كمك اعلام كرد.

    درود بر وجدانهای بیدار و سپاس هزار باره از مسعود عزیز جهت وبلاگ پر مهرت,

    از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست,

  24. mashti :گفت

    اردلان عزیز و بنده خدای محترم

    باز هم خوشحالم که با سفسته و قلم توانایی که دارید در منحرف کردن اذهان موفقید.
    بنده خدای محترم هم که میگوید جاده خاکی! حتما» کامنـــــــــــــــــــــــــت بزرگ شمارا نخوانده وگر نه حمایت از چند سرباز و نظامی بیگناه که گروگان گرفته شده توضیح و تفسیرحاشیه ای (در این جا)ندارد.
    اتفاقا» من هیچ کدورتی از نژادهای قومی این سرزمین ندارم واز هر قشر فکر کنید دوستان صمیمی( از دوران سربازی)دارم که بعد از 10سال هنوز ارتباط داریم و مهمان من در مشهد هستند .از ارومیه.تبریز.کرمانشاه.زابل و زاهدان.خوزستان فراوان (یاد عامو و بچه فیل بخیر)ولی کم ندیدم انسانهایی که در پی تحریک قشر ساده و بی آلایشی هستند جهت دستیابی به اهداف میهن پرستانه !!!!!! خود و از غرور و شخصیت قومی ایشان سوءاستفاده میکنند.
    به نظر شما جند الشیطان یک حزبه!!!! نمیدونم چرا درباره این موضوع که چرا ترور میکنند و میکشند بیگناه و با گناه را نظر نمیدهید و بدنبال هدف متعالی خودتان هستید.
    چو ایران نباشد تن من (ما) مباد.

  25. رویا :گفت

    خودم رو جای خواهر این سرباز می گذارم که چطور لابه می کنه.
    خدایا من به وجود تو اعتقاد دارم ، صبرم بده…

  26. سلام دوستم
    تو این مواقع ازآدم بودن خودم و زبونی ام و این که باید بشینم و نظاره گر مرگ آدم های بیگناه باشم حالم بهم می خوره
    موفق باشی و پاینده

  27. میثم :گفت

    دردناک بود..
    واقعاً خدا هم خدای قدیم!

  28. yekhamvatan :گفت

    دوستان عزیز چرا حرف از قومیت های مختلف می زنید وقتی شناخت کافی ندارید. فکر می کنید دا شتن یک دوست کرد یا بلوچ برای شنا خت بلوچها و کردها کافی است؟ اگر در مناطق کرد نشین یا بلوچستان زندگی و کار کرده باشید عمق فا جعه بی عدا لتی را خواهید فهمید. دوست عزیز اقای مشتی شما با چشم خودتون کردی را دیدی که سر سربازی را بریده یا این حرفت نقل قول کسانی است که می خواهند کردها را وحشی معرفی کنند تا با داشتن پشتوانه افکار عمومی به قتل عام کردها بپردازند؟ میدانی که در جنگ کردستان در اوایل انقلاب که هلیکوپترها و هواپیماهای تیز پرواز مملکتمو ن! چقدر از روستاهای کرد نشین را بمباران کردند؟ خودم به شخصه فردی را می شنا سم که زن و چهار فرزند خود را در کف اتاقش دفن کرد چون بدلیل شدت اتش نمی توانست از اتاق بیرون رود. اگر سنت کم است و به یاد نداری به روزنامه های اول انقلاب مراجعه کن. در ثانی مرجع شما برای جدایی طلب بودن کردها و بلوچها چست؟ کردها و بلوچها نه انطور که شما مرقوم فرموده اید مثل جوامع عقب مانده جهان سومی دنبال استقلال نیستند بلکه مثل مترقی ترین جوامع دنیا بدنبال خودمختاری هستند تا در سایه ایرانی مستقل و ازاد کردستان و بلو چسانی اباد را بسازند. در کردستان و بلوچستان به قدر کفایت ادمهای باصلاحیت وجود دارد که این استانها را بر اساس معیارها و اعتقادات مردم منطقه اداره کنند. نیازی به مدیران اصفهانی و کاشی و تهرانی ندارند که از اساس کردها و بلوچها را چه بدلیل مذهبی و چه قومی شهروندهای درجه چندم ایران میدانند. دوست من چشمانت را باز کن ولطفا گول تبلیغات را نخور. در انتها می خواهم تاکید کنم که این نوشته به هیچ وحه تاییدی برای ادم کشیهایی که به نام و به بهانه نجات هر کدام از اقوام ایرانی صورت می گیرد نیست. توجه شما را به کامنت ٩ که قبلا گذاشته ام جلب میکنم. موفق وسلامت باشید.

  29. يه بنده خدا :گفت

    مشتي خان، نميدونم بغضت از چيه! من آدميم که اصلاً قلم توانايي ندارم و چيزي که فکر ميکنم درسته مي‌نويسم. کامنتت انگاري يه جوري پر از بغض و کينه است!! و من واقعاً موندم چرا.
    چرا اينقدر داريم تعارف تيکه پاره ميکنيم و اگه درست خونده باشي من گفتم که گروهي مثل جندالله هم تروريسته همونطوري که نواب صفوي بود. تو هم تروريستي و شخصيت افراد رو داري نشونه ميري. چون گفتم تو حرفاي اردلان چيزي از جدايي طلبي نخوندم داري اينطوري برخورد ميکني؟
    چيزي که مهمه ايران ماله تو يا پدر تو يا امثال تو نيست، ايران يه خاک و محدوده جغرافياييه که مال همه کسايي هست که توش زندگي ميکنن و دوسش دارن و براي آباديش تلاش ميکنن. اون کارگر، نونوا، مغازه‌دار، پزشک، مهندس، …
    اين که گفتم رفتم تو خاکي به خاطر احترامي هست که به متن اصلي نويسنده ميزارم، اينجا متني بود تا ما رو ياد عزيزاني بندازه که الان اسيرن تو چنگ يه عده (حالا با هر انديشه‌اي) و متاسفانه هيچ عمل مثبتي از سوي مسئولان انجام نميشه!! و من نميخواستم صحبتي غير از اون بشه. عادت بدي که خيلي از ماها داريم و فراموش ميکنيم نويسنده اصلي چي نوشته اصلاً!
    ببين مشتي، فکر نکن که تو سهم بيشتري داري از ايران، اون چيزي که فکر ميکني سهم تويه و براساس حب و بغض خودت داري چيزي مينويسي و همه رو متهم به بلوا و آشوب ميکني، فقط يه خياله! حکومتها ميان و ميرن و تنها حکومتي ميتونه پايدار باشه که آسايش، امنيت و رفاه اين دنيا رو براي مردمش مهيا کنه. آخرت رو بذار به عهده خودمون.
    من هيچ حب و بغضي با اين حکومت ندارم، با اينکه در 16 سالگي رفتم جنگ، دوستامو از دست دادم، فاميلامو از دست دادم. آره جان برادر تو فاميل ما کسي سربازي نرفت مثل شما هر کي رفت با پاي خودش رفت(به خوب و بدش کاري ندارم)، اوناييشون که نيستن ديگه هيچ اما اونايي که هستن يه اثري از اون موقع دارن با خودشون. الانم هر کدوم بي مدعا دارن يه گوشه کار و زندگي ميکنن و با مشکلاتي که يه عده آدم احمق و با زياده خواهي براي همه مردم ايران ايجاد کردن دارن دست و پنجه نرم ميکنن.
    اينا رو نگفتم که بگم من چنين و چنانم، اينا رو گفتم تا بدوني خيليا اينطورين. داشتن دوستان صميمي 10 ساله از دوران سربازي امتيازي نيست که بخواي اصالت شعر رو دستکاري کني و بگي «چو ايران مباشد تن من (ما) مباد». من دوستان 22 ساله از دوران جنگ دارم (ميبيني که تو اين مسايل احمقانه دست رو دست زياده;) ) مشتي خان اينو بدون که تو هميشه اين حق رو داري که از خودت مايه بذاري پس «چو ايران مباشد تن من مباد» درسته، تن بقيه رو بزا واسه خودشون تا دربارش تصميم بگيرن.
    من عمويي دارم که فرمانده نيروي انتظامي يه جايي هست، اين آدم بسيار آدم خوبيه و من بهش احترام ميزارم، اما يه ايرادي داره و اون اينه که سرسپردس ماجرايي رو تعريف کرد يه روز که من ميتونم قسم بخورم که اگه روزي بهش بگن آقا فلان‌جا يه عده شورش کردن (ممکنه فقط تجمع بحق باشه) برو و از دم ترتيب همشونو بده، مطئنم بدون لحظه‌اي درنگ و تفکر حاضره چند تا تويوتا که روش دوشيکا نصب شده رو بياره جلو اون تجمع بکاره و بافکر اينکه داره ثواب مي‌بره همه رو ميکشه!!!
    مشتي خان، من به بلوا و آشوب اعتقادي ندارم، اما سر سپرده‌گي رو هم قبول ندارم.
    فقط سرسپردگان هستند که فکر ميکنن ميتونن راجع به افکار و زندگي ديگران تصميم بگيرن حالا چه با گذاشتن دوشيکا جلوي مردم، چه با تصميم گيري براي عقايد مردم با دستکاري حديث و شعر مثل «چو ايران مباشد تن من (ما) مباد» چون يه مدت بعد شعر رو اينجوري ميخوان جا بندازن «چو ايران مباشد تن ما مباد!!»

    از همه دوستان بخاطر زياد حرف زدن عذرخواهي ميکنم، اگه مجبور شدم بعضي چيزا رو بگم بخاطر اين بود که اين تيپ آدما فقط اين چيزا رو مي‌فهمن و فکر ميکنن که بخاطر فلان کاري که کردن ميتونن اين روزا چفيه بندازن و جلوي مردم رو بگيرن و از عقايدشون بپرسن و اونا رو به بهشت راهنمايي کنن!

    خدايا ما همه بندگان توييم با افکار، اديان و قوميت‌هاي مختلف، تو خود دست شر رسانندگان به بندگان خود را از سر آنان کوتاه کن که اين بندگان (خودکردگان) چاره‌اي براي کرده پدران خود ندارند و با اندک حرف حق و حقيقتي متهم به بلوا، آشوب و جدايي طلبي مي‌شوند!!! (که متهم کنندگان آنان افرادي کوته فکرند که براي تعقل و فکر مردمان پشيزي قايل نيستند)

  30. يه بنده خدا :گفت

    مَسعود، اين پستِت خيلي رو مخم راه رفت، خيلي منو تو زمان عقب و جلو برد، غباري که در اثر گذر زمان رو خيلي خاطراتم نشسته بود رو شست، اين روز چندمه که اشکمو در مياري با اين عکس و پستِت. بابا بزرگم منو خيلي دوست داشت و من اونو خيلي. پارسال که مُرد فقط گفتم خدا رحمتش کنه و سر قبرش يه چيزي از ته وجودم باعث شد بغضم بترکه و جايي که همه با کلاس دستاشونو گرفته بودن رو صورتشون و تظاهر ميکردن به گريه، من مثه بچه‌ها هق هق کنان زدم زير گريه و رفتم يه جايي دورتر از بقيه و مردم نگاه عاقل اندر سفيه ميکردن و ميرفتن، اما اينکار يه ربع طول کشيد و تموم شد و راحت باهاش کنار اومدم و واسش طلب مغفرت کردم. اما اين پست تو هر بار که ميام کامنتا رو بخونم دوباره اينجوريم ميکنه (هق هق نميکنم اما اشکام در مياد)
    فکر ميکنم چيزي که اشک آدم رو در مياره مرگ و کشته شدن نيست، ‌اون چيزي که با آدم اين کارو ميکنه مظلوميت و کشته شدن بنا حقه توسط يه عده که حق رو بخودشون ميدن!

    خسته شدم از اين همه ناتواني و عجز، خسته شدم از غر زدن، خسته شدم از عصبانيتِ ديوانه‌وار، خسته از کوته‌فکري، خسته از اشک ريختن بيخودي، خسته از دلسوزي، خسته از ترحم، خسته از کاسه‌هاي داغ‌تر از آش، خسته از حرف بيخود، خسته از مرور گذشته‌ها، خسته از هواي آلوده تهران، خسته از ترافيک سنگين، خسته از همهمه، خسته از اونايي که ميتونن و کاري نميکنن

  31. بازتاب: برترین مطالب امروز 22/5/87 « ابرلینک

  32. می خواستم اجازه بگیرم لینک شما رو روی وبلاگ خودمون قرار بدیم
    با تشکر
    http://bold.blogfa.com

  33. اردلان. :گفت

    یک هموطن و بنده خدا صمیمانه دست پر مهرتان را میبوسم و به صداقت و احساس پاکتان سر تعظیم دارم,

    ایکاش امثال مشتی ها کمی بخودشان زحمت میدادند و به نقاط مختلف استانهای ایران سفر میکردند و فقر و فاجعه انسانی را اگر صداقت داشته باشند لمس میکردند ولی زهی خیال باطل که به قول خودشان در مشهد نشستند و فارغ از هر درد و غمی نسخه پیچ دیگران,

    استاد اجل مشتی اگر کمی دقت کرده بودید بارها عرض کردم کشتار انسانها از هر نوعش چه توسط حکومت چه توسط گروه ها محکومست ولی چون به سفسطه علاقه وافر دارید خود قضاوت شرعی میکنید و جالب اینکه فقط استدلالتان تعدادی دوست زمان خدمتست,

    جناب مستطاب و استاد فرحیخته مشتی بنده فقط یک سوال را مطرح کرده بودم نه حمایت از ریگی یا هیچ گروه و سازمانی و اینکه جواب کشتار و جنایات رژیم را چگونه باید داد آیا با شاخه گل ؟,

    آیا قتل عام سی ساله رژیم را در سراسر ایران چگونه پاسخ میدهید با بذل و بخشش و از کیسه دارلخلافه و آیا جوابی برای پدران,مادران,همسران,فرزندانی که در مقابل چشمشان عزیزانشان را اعدام کردند چه جوابی دارید شاید بگویید همه جانی بودند و مرگ حقشان بود ولی هرگز نه میبخشند و نه فراموش خواهند کرد سی سال نسل کشی را,

    براي آناني که طعمه هر مرغکي را انجير و عرصه سيمرغ را جولانگه مگس ميپندارند,

    هر چه ميگويم به قدر فهم تست ….. مردم اندر حسرت فهم درست,

    خداوند نگهدار ایران باد.

  34. mashti :گفت

    اردلان نامدار .
    از این که شما هم مثل رژیم تحمل نظر مخالف را دارید جای بسی خوشحالیست.
    1-بنده خدا از عرایضش معلومه که تا چه حد تربیت شده و خود ساخته!! پس بحثی نیست.خوب شد گفت ایران یک خاک و محدوده جغرافیایی.من تا قبل این کامنتش فکرمیکردم که ایران مال منه ولی حالا دونستم که مال بابای ایشونه که قرار ارث برسه به ایشون.
    2-هموطن که سربریدن یک سرباز را از با دلیل و مدرک میخواستند ,حرفشان قبول و پشیمانم.ولی ظاهران تاسوکی را هم ندیده اند هیچ فرد نظامی حتی یک سرباز بین آنها نبود.
    3-شما که یک روزنامه نگار یا همون ژورنالیست هستید .ولی ادب و نزاکتتان مثل همان دوستانی است که با آنها مخالفید و سنگ مقابله فرهنگی و … با آنهارا میزنید.چون1 نفر با شما همفکر نیست پس دشمنه.(هر که با ما نیست بر ماست).
    از کلماتی استفاده کردید که لیاقت خودتان را دارد متاسفم.
    ضمنا» برای رسیدن به اهدافتان به آدرسhttp://www.oldpilot.ir هم سر بزنید و کامنت بگذارید او هم مثل شما یک نظامی( خلبان) است و روزانه بیش از 100هزار بیننده دارد محل خوبی برای شماست.
    گفتم چون به شدت در گیر کارم هستم نمیتونم بیشتر بنویسم و تایپ یک کامنت بیش از 2 ساعت طول میکشه.

  35. manoucher :گفت

    bebinid in masael ro bayad rishe sanji kard ensanhai ham hastand ke hame rah ro nadide didand o dast be koshtar bastand

    vali ei kash in koshtarha nabood

  36. اردلان. :گفت

    جناب مشتی نیازی به معرفی سایت الد پالوت نیست چون به اندازه کافی نسبت به ایشان شناخت دارم و اینکه از دوستان خوب و قدمی بنده هستند و لطفا کمی بیشتر در باره بنده و یا سابقه خدمت در ارتش را از ایشان جویا شوید شاید کمی بیشتر با افکار نظامیان آشنا شوید,

    در ضمن جناب استاد مشتی بنده هرگز حتی با مخالفم جز نقد و بررسی موردی نداشتم و خود را تافته جدا بافته نپنداشتم و این افکار شما کاملا مصداق خود ارکان رژیم که فقط انگ زدن و ترور شخصیت را جزیی از افتخارات خویش میگذارد,

    خداوند نگهدار ایران باد.

  37. mashti :گفت

    جناب اردلان
    لطفا» جواب این چند سواال را بدهید .چون من از این بازی بی فایده خسته شدم
    1-انگیزه شما از ارسال خبرهایی که مربوط به یک پست نمیشود چیست؟
    کشتار سربازان توسط یک گروهک تروریست و اینکه اعدام های با یا بی دلیل در جمهوری اسلامی.
    2-گفتید:((فقط جواب این جنایات را چگونه و با چه زبانی جز زبان خود رژیم میتوان داد ؟))چه فرقی بین دیگ و دیگ پایه؟
    3- گفتم از این قومیتها دوستهایی دارم منظور این بود که هیچ مخالفتی با این قومیتها ندارم.
    4-من فقرو فاجعه را در 20کیلومتری مشهد در سال 78 دیدم که هنوز حمام خزینه ای (مشترک بین مرد وزن )که آبش هفته ای یک بار تعویض میشود.
    و حتی منطقه ی تاجر آباد مشهد و …ضمنا» چون ریا نخواهد شد کمک های بسیار جمع و در این نواحی توزیع میکنیم هر 2هفته
    5-از سفر به مناطق محروم گفتید و «»»»»خودتان هم جواب دادید»»»!.اگر به شهرهایی و روستاهایی که رفتم بگویم در جواب حتما» خواهید گفت این که چند شهر را رفته باشید موجب شناخت نمیشود.
    6-آیا قتل عام سی ساله رژیم را در سراسر ایران چگونه پاسخ *میدهید* به من چه ! گردن کلفتهایی که کردن و شما که دیده بان حقوق بشرید پاسخ دهید.
    7-قبل از انقلاب به همین قبیل کشت و کشتارها اعتراض میشد و دلیلی بر سرنگونی حکومت شاه بیچاره و همون مدعیان امروز فاعلن شاید بیشتر یا کمتر .مطمئنا» سیاست فراتر از آنچه که من میدونم هست ولی امیدوارم آینده از آن شما باشد تا ببینیم چه میکنید.
    8- از سربازان اسیر دست تروریستها و تاسوکی و… غافل نشوید.این سربازان هیچ گناهی ندارند و فقط سربازند.
    8-Power off تسلیم! خسته شدم و از کارم هم بشدت افتادم.

  38. اردلان. :گفت

    جناب مشتی با سپاس که خود را زود از شر امثال من خلاص میکنید ولی این راه به جایی ختم نمیشود زیرا دیالگ سالم و هر نقدی سازندگی به همراه دارد,

    منظور حضرتعالی از خبرها مربوط به یک پست نمیشود را لطفا بیشتر توضیح دهید شاید من درکم نمیرسد,

    جواب اینکه در باره جنایت رژیم چه باید کرد را باید از خانواده قربانیان پرسید بخصوص قربانیان ارتش که آیا چیزی جزانتقام آرامشان میکند یا خیر,

    بنده به هیچ عنوان قصد جسارت نسبت به اینکه شما کدام شهر و استان را دیدید نبود فقط توضیحی در باره فجایعی که در اکثر نقاط وجود دارد و خیلی ها بی خبرند,

    عرض کردم بنام یک نظامی و از خانواده ارتش وجب به وجب خاک ایران را دیدیم و هر نقطه که ارتش مستقر میشد همواره توام با خدمات و سازندگی بود,

    مجددا تسریع میکنم که با هر نوع کشتار انسانها توسط هر که باشد را مردود میدانم ولی حق دفاع در مقابل تجاوز و جنایت را از هیچ انسانی نمیتوان گرفت زیرا تا مظلوم وجود دارد ظالم به جنایات و ظلمش ادامه میدهد,

    فرمایش شما را نیز در باره سیاست کاملا قبول دارم که براستی چیز کثیفیست,

    در ضمن اگر کمک و همیاری به روستاهای محروم نیز میکنید یک وظیفه انسانی و اخلاقیست و جای تقدیر دارد و امیدوارم روزی هیچ شهروند ایرانی نیازی به کمک مردمی نداشته باشند زیرا کشوری که بر دریای نفت خوابیده باید به حق قانونی اش و زندگی و رفاه کامل داشته باشد,

    در خاتمه عرض ادب بنده را حضور سرور گرام سایتی که زده بودید ابلاغ نمایید و با امید که بهبودی کامل کسب کرده باشند,

    با احترام,

    اردلان خواجه نوری.

  39. yekhamvatan :گفت

    دوست عزیزم اقای مشتی در کامنتتان از لحن نوشته ای گویا ناراحت شدید. اگر نوشته من بوده که فکر نمی کنم بازم عذر می خواهم. هدف از این نوشته ها تبادل نظر ونهایتا یاد گیری است. از تاسوکی نام بردید. همانطور که در این جا در دو کامنت قبلی ام نوشته ام ترور و کشتار به هیچ وجه مورد تایید نیست چه به نام خداوند انجام شود چه به نا خلق خدا. کاملا با شما موافقم تعدادی جوان بیگناه که در حال گذراندن خدمت خود هستند و حتما چون پارتی ندارند به مناطق خطرناک فرستاده شده اند کوچکترین گناهی وتقصیری ندارند و به عقیده من ترور انها همانقدر قایل توجیه است که اعدام بی گناهی در زندان توجیه پذیر است. باور دارم که باید به این تبادل نظرها ادامه دهیم تا عادت کنیم که تحمل حرفهای مخالف را داشته باشیم. یادمان باشذ هر جا که قلم و گفتگو از میدان خارج شوند چماق وارد میدان میشود واین چیزی است که هیچکدام نمی خواهیم.

  40. يه بنده خدا :گفت

    mashti آدمايي مثل تو کم نيستن که تا کم ميارن از الفاظي مثل الفاظ تو استفاده ميکنن، احتمالاً همشون از يه کپي استفاده ميکنن! من فکر ميکنم همون بهتر که کارتو انجام بدي چون صحبت کردن با کسي که نوشتن اون چند سطر 2 ساعت ازش وقت ميگيره و سروته صحبت و موضوع کامنت‌هايي رو که بايد بهشون جواب بده رو فراموش ميکنه چيزي جز اتلاف وقت واسه کسي نداره. لطف کن اگر در موضوعي شرکت ميکني محض اينکه کسي نگه لالي ن…وز. من با هر کسي ميتونم منطقي صحبت کنم الا آدم احمقي که نميخواد به حرف کسي گوش بده و فقط ميخواد جسته گريخته يه سري از جملات ديگران رو غرغره کنه.
    اگه ميخواي بگي کارت خيلي مهمه کارتو انجام بده، اگه ميخواي بگي موضوع اينجا اصلاً واست مهم نيست پس کامنت نذار خيلي سادس بخدا

  41. mashti :گفت

    بنده عوضی
    .از اینکه بشدت کم آوردی خوشحالم.این بحث مال تو نبود و مربوط به من و آقای اردلان میشد.(بحث و گفتگو و مناظه و… به کامنت 41 و 42 میگن)که ازشون سپاسگذارم.
    پس تو خودتو چ….. کردی و انداختی وسط.
    از این که اصالت فامیلیتو نشون دادی مسرورم.الفاظی که به کار بردی لایق خودته.احمق اون کسی که روت اسم گذاشته.و …..
    هر چی میخوام بگم بخودم مربوطه.مثل اینکه پس از سند زدن ایران سند مالکیت این وبلاگ هم به تو رسیده!!!!

  42. mashti :گفت

    ضمنا» کامنت پست بعدی (علاف …)قبل از این خواندن این کامنت بود. چون معتقدم جولب ابلهان خاموشی است.
    و اینکه کامنتهام کوتاه و مختصره به این دلیله که بیشتر از اینکه حرف بزنم گوش میکنم.

  43. mehdi :گفت

    سلام از خواندن حاشیه ها(کامنت ها)لذت بردم! نگران نباشید ما ناخواسته تحت تاثیر یک شیوه اخوندی درگفتارمان هستیم این شیوه براین اساس بنیان نهاده شده است که میباید به هرقیمتی مخاطبت را مغلوب کنی!(همان مجادله که اخوندها به ان مباحثه میگویند)من خودم نیز مستثنی از این قاعده نبودم ونیستم لکن مدتی است به ضرورت زندگی درخارج از کشوربه یادگیری روش زندگی اینان روی اورده ام وحاصل اینکه کم کم یادمیگیرم از هرروشی برای اقناع مخاطبم سودنجویم.ماهمه نیاز به این تمرین بسیاربسیاردشوارداریم! باورکنید فوق العاده سخت است اما شدنی است متاسفانه یکی ازراههای ان نیز تداوم همین فحش دادن های وبلاگی است!!میبینید که کم کم خودمان نیز ازفحاشی خسته میشویم و به ارامش میرسیم!میدانید چرا؟چون تعدادفحشهایی که بلدیم انقدرنیست که بتوانیم یکروزتمام و حتی یک ساعت تمام فحش بدهیم اما انقدرلغات خوب و حرفهای شنیدنی داریم که سالها میتوانیم خودودیگران را با ان سرگرم کنیم.از فحش خوردن و فحش دادن نترسید عاقبت خسته میشویدو خسته میشوند. تازگی مشاوربافرهنگ دولت هم اعلام کرده قراراست فحش خورمان رابالا ببریم! ما هم عقب نمانیم.

  44. يه بنده خدا :گفت

    دوست يکي از دوستانم که از طريق اين دوست وسطي با هم آشنا شديم پسر خيلي تخسي بود (آدم بدي نبود) اما معياراي شوخي و فکريش با من خيلي متفاوت بود، يادمه بار اول اينو نميدونستم و سعي کردم تو عالم رفاقت جواب شوخيشو بدم اما از اونجا که هميشه واسه خودم تو کارام يه حريمي دارم به محض اينکه متوجه شدم طرف اين حريم رو نداره ازش عذر خواهي کردم و گفتم: «من کم آوردم، لطفاً ديگه ادامه نده» و در عجبم از خودم که چرا اين موضوع رو در مورد mashti خان متوجه نشدم، چون براحتي وقتي با يکي جدل ميکنه ابايي از اينکه به جد و آباد طرف فحش بده نداره اما من روي اين چيزا حساسم، شرمندم هموطن که کم آوردم و نميتونم ادامه بدم. من دشمني با تو ندارم، چيزي که منو ناراحت ميکنه افکار احمقانه و مواضع متعصبانه يه تيپ آدمن که اگه بتونم عوضشون ميکنم والا به قول معروف به ت…م چون معتقدم هر کي اختيار داره طرز زندگيه خودشو انتخاب کنه مشروط به اينکه به زندگي بقيه صدمه نزنه.
    من هميشه بازنده مجادلات آخوندي هستم (چون بر هيچ منطقي استوار نيست)

    mehdi کامنتت خيلي برام مفيد بود (مورد 47) و متن بالا فقط توضيحي براي يک عقب‌نشيني بود که هرگز از اون کوتاه آمدن شرمنده نخواهم بود.

  45. mashti :گفت

    بنده جان
    اینا تنها قسمتی از کلمات قصار و زیبای!!! تو در کامنتهاته که نشون از تربیت و … تو داره اگر من مثل تو بودم در پست بعدی جواب تو رو نمیدادم .ظاهرن هم غیبگو و هم قاضی هستی (خود گ…وزی و خد خندی عجب مرد هنرمندی)
    1-مشتي خان، نميدونم بغضت از چيه!
    2-تو هم تروريستي
    3چ-يزي که مهمه ايران ماله تو يا پدر تو يا امثال تو نيست،
    4-فقط سرسپردگان هستند که فکر ميکنن ميتونن راجع به افکار و زندگي ديگران تصميم بگيرن حالا چه با گذاشتن دوشيکا جلوي مردم، چه با تصميم گيري براي عقايد مردم با دستکاري حديث و شعر مثل “چو ايران مباشد تن من (ما) مباد” چون يه مدت بعد شعر رو اينجوري ميخوان جا بندازن “چو ايران مباشد تن ما مباد!!”
    5-اين تيپ آدما فقط اين چيزا رو مي‌فهمن
    6-لطف کن اگر در موضوعي شرکت ميکني محض اينکه کسي نگه لالي ن…وز. من با هر کسي ميتونم منطقي صحبت کنم الا آدم احمقي که نميخواد به حرف کسي گوش بده و فقط ميخواد جسته گريخته يه سري از جملات ديگران رو غرغره کنه.
    و…..

  46. يه بنده خدا :گفت

    🙂

  47. بازتاب: برترین مطلب امروز « ابرلینک

  48. محمود :گفت

    فقط میتونم این رو بگم:
    خداوند سرنوشت هیچ گروهى را تغییر نمى‏دهد، مگر آن که سرنوشت خویش را تغییر دهند…

  49. مانیا :گفت

    جز اشك بر اين سرنوشت شوم چه ميتوان كرد ………….؟

  50. اردلان. :گفت

    رحمت و عدالت حکومت عدل اسلامی,

    اعدام پنج تن دیگر در ایران / یک فرد بیگناه رفت بالای دار,

    خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت پنج تن دیگر از جمله یک جوان 20 ساله در ایران بدار آویخته شدند. رضا حجازی که در زندان اصفهان اعدام شد، هنگام ارتکاب جرم منتسب به وی 15 ساله بود.

    سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای اعدام نوجوان زندانی رضا حجازی را محكوم كرد.

    وكیل این نوجوان به رادیو آلمان گفت من شوكه شدم، اجرای حکم اعدام باید با حضور اولیای دم صورت گیرد که در این مورد حتی به آنها نیز اطلاع داده نشده است.

    محمد مصطفایی همچنین فاش ساخت که روز سه شنبه یک زندانی بی گناه به نام اصغر اسماعیلی نیز اعدام شده است.

    وی به رادیو آلمان گفت ببینید امروز من شاهد ماجرایی بودم: قرار شده بود دو نفر را اعدام بکنند. هر جفت‌شان هم به اتهام زنای به عنف. یک خانمی را من دیدم آمد جلو. این خانم گفت من عذاب وجدان گرفتم از این که در دادرسی دروغ گفتم. این مرد (محکوم به اعدام) به من تجاوز نکرده. خب اون بی‌گناه است الان می‌رود بالای دار. وکیل محکوم آمد و باهم رفتند داخل زندان و با رییس زندان و با مجری حکم صحبت کردند. من دیدم وقتی این وکیل بیرون آمد، ناراحت و افسرده بود. گفتم چی شد؟ گفت قبول نکردند، یعنی می‌خواهند حکم را اجرا بکنند. و بعد از نیم‌ساعت شنیدم که ایشان بالای دار رفت. یعنی یک فرد بیگناه رفت بالای دار. در صورتی که می‌توانستند حکم ایشان را نگه دارند، اجرا نکنند، بعد بروند صحت و سقم این موضوع را دربیاورند.

    حكم اعدام برای دو نوجوان دیگر در شیراز و مهاباد

    روز گذشته دستگاه قضايی جمهوری اسلامی حكم اعدام دو نوجوان دیگر را در شهرهای شیراز و مهاباد صادر كرد. این دو نوجوان هنگام ارتكاب جرم انتسابی كمتر از 18 سال داشتند.

    خبرگزاری فرانسه نوشت نوجوان اول امیر هنگام جرم انتسابی 16 ساله بوده كه قرار است به زودی به دار آویخته شود.

    نوجوان دوم نیز كریم نام دارد كه هنگام ارتكاب جرم انتسابی 17 ساله بوده و هم اكنون در زندان مهاباد بسر می برد.

    در حال حاضر حدود 140 نوجوان در زندانهای جمهوری اسلامی در انتظار اجرای حكم اعدام هستند.
    ————————————-

    هشت تن دیگر در بیرجند و كرج اعدام شدند,

    دادگستری جمهوری اسلامی در استان خراسان جنوبی اعلام کرد به موجب رای دادگاه انقلاب بیرجند و تایید آن از سوی دادستان كل كشور شش نفر به اعدام محكوم شدند که حكم صادره به مرحله اجرا در آمد.

    همزمان اعلام شد دو نفر نیز در زندان قزل حصار كرج به دار آویخته شدند.

    نام این دو نفر غلامرضا و امین اعلام شده است.

    خبرگزاری فرانسه در گزارشی تعداد اعدامها در ایران را در سال جاری میلادی دست کم 172 نفر اعلام کرده است.

    شكايت از سه هنرپیشه خواهان کمک به جوان اعدامی!!!???,

    صبح امروز خانواده اولياي دم با حضور در دادسراي امور جنايي تهران از عزت‌الله انتظامي، پرويز پرستويي و كيومرث پوراحمد شكايت كردند. هنرمندان مذكور در اقدامي خيرخواهانه كمك هاي مردمي را براي پرداخت ديه جمع آوري كرده بودند.

    شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران گفت: صبح امروز خانواده اولياي دم پرونده بهنود شجاعي با حضور در دادسراي امور جنايي تهران از 2 بازيگر سينماي ايران به نام‌هاي عزت‌الله انتظامي و پرويز پرستويي و كيومرث پوراحمد ـ كارگردان ـ و همچنين يكي از روزنامه‌هاي صبح‌ شكايت كردند.

    وي ادامه داد: پيش از اين 2 بازيگر و يك كارگردان سينماي ايران اقدام به تأسيس يك حساب مشترك كرده تا با جمع شدن پول بتوانند از خانواده اولياي دم رضايت بگيرند در حالي كه خانواده اولياي دم به هيچ عنوان درخواست ديه نكرده و صرفاً خواستار قصاص شده‌اند.

    شاملو گفت: برخي از رسانه‌ها و همچنين 3 هنرمند ياد شده مدعي شده‌اند كه خانواده اولياي دم درخواست ديه كرده‌اند و اين عملشان براي جمع پول ديه بوده است در صورتي كه خانواده مقتول اين موضوع را كذب قلمداد كرده و به همين دليل از اين 3 هنرمند و روزنامه منتشر كننده مطلب شكايت كردند.

    بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران افزود: حساب مسدود شده و همچنين جدا از طرح شكايت مطرح شده از اين 3 هنرمند اين افراد بايد پاسخگوي شبهات ايجاد شده در خصوص نحوه باز پس دادن پول شهروندان و همچنين ديگر ابهامات باشند.

    وي ادامه داد: بيش از اين 3 هنرمند ‌بايد در خصوص ابهامات پرونده و اين عملشان پاسخگو بوده باشند اما از امروز اين افراد به عنوان فردي كه از آن‌ها شكايت شده بايد پاسخگو بوده و از خود رفع اتهام كنند.

    فقط شرم و ننگ بر کسانی که نفرت و کینه را در جامعه ایران جاری ساختند که حتی درخواست کمک برای نجات جان یک انسان جرم محسوب شود وای بر ما,

    از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

  51. zagheh :گفت

    آب در کوزه و …
    مي دوني چقدر دنبال اين مطلب گشتم ؟
    دستت درد نکنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s