بازی وبلاگی در مورد قضایای دانشگاه زنجان

از وبلاگ غرش به یک بازی وبلاگی دعوت شدم در مورد قضایای دانشگاه زنجان به اینصورت که بنویسم  اگر به جای شخصیت هایی که در این ماجرا دخیل بوده اند میبودم چه عکس العملی انجام میدادم  ! ( بازی کردن من به این نحوه که برای هر شخصیت به جلد اون شخصیت میرم نه اینکه با تفکرات خودم تصمیم بگیرم !  من اگه شاتوت بودم که همچین گهی نمیخوردم که عین خر تو گل بمونم پس لازمه مددی بشم و مددی گونه دفاع کنم ! مثلا نقش مددی رو که بخوام بازی کنم اول خودم رو اینقدر پست میکنم و بعد با همون تفکر هم از خودم دفاع میکنم و هم عکس العمل خودم رو میگم !  در مورد سایر شخصیت ها هم همینطور ! )

شخصیت ها عبارتند از :

 ۱- وزیر علوم / بنده اگر به جای وزیر علوم بودم شخصا موضوع رو پیگیری میکردم و تا تکمیل پرونده و رسیدگی کامل از طریق مراجع قضایی شخص خاطی را از کار تعلیق و در صورت اثبات گناه ایشون رو از دانشگاه اخراج میکردم .

 ۲- معاون دانشجویی دانشگاه زنجان / اینکه بگم اگه بجای ایشون بودم چه میکردم از همه سخت تره چون باید بشم هم درجه ایشون …  ! تنها بودن با دختری جوان که به ندای شما لبیک گفته و به اتاق خلوتی امده …روسری از سر برداشته ! ( شعار ندید لطفا …امتحان برای همه هست ! میخواید بگید پستی … رذالت … بیشعوری … هرزگی …میدونم ! ) فقط صرف حضور داشتن با دختری تنها و زیبا میتونه فرد رو دچار هیجان کنه ! دختری که طبق نقشه خودش داره پا میده تا تو رو بکشونه به تله !  دختری که طبعا عشوه گری هم باید تو کارش باشه والا مددی غلط میکرد پا پیش بذاره …! مددی یک کارگر سر گذر نبود که به فکر ابرو و اعتبارش نباشه ! ( همه میدونن زور در کار نبوده ! تجاوز در کار نبوده ! وحشیگری نبوده ! حمله نبوده ! ) دختر میدونسته که یه عده پشت در هستند و اون باید شکارچی رو شکار کنه … !
بعد از ورود دانشجوها اگر به جای ایشون بودم نه خودم رو از پنجره پرت میکردم و نه اقدامی دیگه ! تن به اقدامات قضایی میسپردم و سعی میکردم دیگه پای به هیچ تله ای نذارم و چشم به ناموس دیگران نداشته باشم شاید هم خدا من رو ببخشه و هم وجدانم اسوده تر بشه ! و کمی خوشحال بودم که کار بدتر از این نشده و غلظت درجه گناه بیشتر نشده !!

۳- دختر دانشجو / به جای دختر خودم رو بخوام بذارم برام سخته … شاید … شاید که نه حتما درک دختر بودن برام سخته ! مثل دختر اندیشیدن برام سخته ! اما چون خواسته شده سعی میکنم ! اگر به جای اون دختر بودم هیچگاه نقش طعمه برای یک کفتار رو بازی نمیکردم ! شخصیت یک دختر برتر از اینه که بیاد یک طعمه برای ارضای شهوات حیوانی یک نفر دیگه بشه ! همین ….

۴- دانشجویان دانشگاه زنجان / کوچکترین فایده اینکار دانشجویان اینه که از این به بعد کمتر کسی جرات میکنه چشم به ناموس دختران دانشجو داشته باشه ! لازم به ذکره که در پست قبلی این عمل رو در شان دانشجو نمیدونستم اما نظرم عوض شده الان !

………………………………………………………………………………………………………………..

ا ین بد ترین بازی بودم که در عمرم کرده بودم ! توهین ها و تحقیر هایی شنیدم که نگو و نپرس ! البته قبلا هم برا ی نوشته هام فحش های ناموسی هم شنیده بودم اما نه از سوی دوست و به همین دلیل برام مهم نبود ! خیلی ها ممکنه از سوی دوستی اگر بی حرمتی ببینند ا نها هم بی حرمتی کنند و عطای اون دوست رو به لقای اون ببخشند چه در دنیای مجازی و چه واقعی اما من ا ینجوری نیستم ! من هم کتک خوره ام خوبه هم فحش خوره ام 🙂 شاید بی غیرتم ! نمیدونم ! اهل تندی کردن نیستم ! حرمت نگه میدارم ! بدلایل سوتفاهم ها پست رو قبلا حذف کردم که متاسفانه شد نمک روی زخم و کار رو پیچیده تر کرد ! متهم شدم به هزار و یک خطا ! به زر زدن قد دنیا و عمل نکردن قد سر سوزن ! نقل مجددش جز بهم ریختگی اعصاب چیزی در پی نداره …

همون اول هم که یوزی میخواست این بازی رو شروع کنه به من گفت اگه تو بنویسی بازی رو شروع میکنم والا نه … بهش گفتم این بازی اشکال داره !! گفتم یه ادم نمیتونه خودش رو جای چهار نفر بذاره مگه شعار بده که متاسفانه قانع نشد و متاسفانه من بازی کردم ! به هر حال ا ین گه ترین بازی بود که کردم یا شاید این بازی خیلی گه بود ! اما من به روش خودم بازی کردم ! نه با روشی که دیگران میپسندند ! قبلا هم گفتم شعاری و هیجانی تصمیم گرفتن کار من نیست ! از ارتفاع هم میترسم 🙂

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای بازی وبلاگی در مورد قضایای دانشگاه زنجان

  1. albalooina :گفت

    شاتوت بزرگوار
    چقدر خوبه که همه با هم همدلند
    گذشته از رنجی که کشیدی
    تجربه بزرگی برای همه ما بود
    سربلند و تندرست باشی همیشه
    با احترام
    albalooina

  2. omid Bidari :گفت

    عمو مسعود سلام
    ممنون که گذشت کردید و به پس لرزه های بازی زنجان خاتمه دادید. تلخ بود، تلخ تر از همه تلخ نوشته هاتون . یک درس تلخ ولی آموزنده. فقط می تونم از قول سهراب بگم: من از سطح سیمانی قرن می ترسم.
    اما عمو خواهش می کنم از این به بعد باز هم مثل قدیما از فقر و بدبختی مردم بنویسید. بزارین اشک بیاد به چشمامون. به وجدان خفته امثال من تلنگری بزنین. باور کنید تلخ نوشته های قدیمتون باعث همدلی خواننده ها (گرچه سطحی) می شد. قول بدین که دیگه قلمتون را آلوده به هیچ بازیی نکنید.
    راستی من یک عمو حیدر هم دارم. این هم آدرسش:http://heidariam.blogfa.com/

    من واقعا تحسینش می کنم. ایشون هم عکس های تلخی می گیرند اما با همین تلخ عکسها چنان غیرت ایرانی ها را به جوش میارند که گاها کمک های میلیونی برای نیازمندها جمع می شه.
    می خوام بگم شما صاحبان قلم و هنرمندها کارهای بزرگی می تونید انجام بدید، پس بازی را به کودکان و بازیگران بسپارید.
    خدا یارتان.

  3. یوزپلنگ :گفت

    هدف من از طرح این بازی پرهیز از یک جانبه نگری بود.
    اگر قرار بود همه بگویند مددی و آن و این چه کرده اند که همان واقع شده بود
    اگر همه قرار بود تکفیر کنند هم ما باید الان دنیای گل و بلبلی می داشتیم
    نکته جالب در این بازی برای من نگاه متفاوت دوستان به شخصیت های مختلف و نگاهشان متفاوتشان از زاویه دید ایشان بود به آن شخصیت ها بود
    بگذریم
    شاتوت عزیز محبت کرد پست حذف شده را برگرداند. سپاسگزارم از او به دلیل این کار و خوشحالترم که ابرهای سوء تفاهم پراکنده گشت و خورشید رفاقت مجدد آشکار شد

  4. یوزپلنگ :گفت

    *نگاه متفاوتشان

  5. یوزپلنگ :گفت

    هدف من از طرح این بازی پرهیز از یک جانبه نگری بود.
    اگر قرار بود همه بگویند مددی و آن و این چه کرده اند که همان واقع شده بود
    اگر همه قرار بود تکفیر کنند هم ما باید الان دنیای گل و بلبلی می داشتیم
    نکته جالب در این بازی برای من نگاه متفاوت دوستان به شخصیت های مختلف و نگاه متفاوتشان از زاویه دید ایشان بود به آن شخصیت ها
    بگذریم
    شاتوت عزیز محبت کرد پست حذف شده را برگرداند. سپاسگزارم از او به دلیل این کار و خوشحالترم که ابرهای سوء تفاهم پراکنده گشت و خورشید رفاقت مجدد آشکار شد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s