این بچه را من نکاشتم … خدا کاشت !

اینروزا اینقدر اسم خدا و پیغمبر و امام زمان و ائمه دست مالی هر کس و ناکس شده که ادم حالش به هم میخوره از اینهمه ادعای مقدس مابی ! البته کار امروز و دیروز هم نیست ها …سی ساله که اینجوریه ! یه زمانی گفتن خرمشهر رو خدا ازاد کرد … اقا والله خرمشهر رو خدا ازاد نکرد ! ای کاش اونایی که این حرف رو زدن بودن و میدیدن کیا خرمشهر رو ازاد کردن ! خدا هیچکاری نکرد …هیچکار !

تو جبهه هم که بودیم هی این بلند گو میگفت : ای لشگر صاحب زمان اماده باش … اماده باش ! ماها هم هی ذوق میکردیم که اره ما لشگر صاحب زمانیم ! هی گفتن دست خدا بر سر ماست… دست خدا بر سر ماست ! والله دست خدا بر سر ما نبود که هیچی دست خر هم بر سر ما نبود ! این حرف ها مال سران مذهبی بود و کم کم باب شد ! ا رییس جمهورمون بند کرد به امام زمان و هی یقه خدا رو گرفت کشید توی کارای دولت ! هی از امداد غیبی گفتن … هی بند کردن به مقدسات !

اقا اینقدر اَش شور شده که فلانی توی فینال گل میزنه بعد مصاحبه میکنه میگه این گل رو من نزدم خدا زد ! جل الخالق …خدای فوتبالیست ندیده بودم دیگه …اونم سر زن ! یا تیم ملی به سوریه گل میزنه مربی تیم میگه الطاف حضرت زینب و رقیه بود ! این بچه های پیام خراسان هَتکشون پَتک شد تا اومدن تو لیگ برتر بعد مربیشون میگه اقا امام رضا این تیم رو برد لیگ برتر ! اقا استقلال قهرمان جام حذفی شده مربیش میگه استقلال رو خدا قهرمان کرد ! ای بابا … بس کنید دیگه تو رو به همون خدا ! شده حکایت اون ضرب المثل که کدخدای ده که مرغابی بود وای در ان ده که چه غوغایی بود ! اقا من اون خدا و پیغمبری که بیان گل بزنن یا تیم ببرن لیگ برتر قبول ندارم … میترسم فردا یکی بچه اش نابغه بشه بگه این بچه رو من نکاشتم خدا کاشت ! والله بخدا … از این ادم دوپای ریاکار هر چی بگی بر میاد !

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

66 پاسخ برای این بچه را من نکاشتم … خدا کاشت !

  1. حسين :گفت

    چند وقت بود اين حرف ها يا کمي شبيه اين حرف ها تو دلم مونده بود . واقعا لذت بردم .

  2. به شدت باهات موافقم

  3. این کامنت را من نگذاشتم

  4. ‫تعمیر :گفت

    ‫جالبه که همه مذهبا به آدما همچین احساساتی میدن:
    ‫یک هفته پیش، تو ایالت Iowa یک توفان شدید باعث کشته شدن ۴ تا از ۹۳ بچه هایی شد که گروهی اردو (boy scouts) رفته بودن. تو تلویزیون با یکی از این بچه ها که جون سالم به در برده بود مصاحبه میکردند. از اینکه یکی از بهترین دوستاش رو از دست داده بود ناراحت بود، ولی از اینکه توی اون وضعیت وحشتناک جون سالم به در برده بود، میگفت که باید دستی در کار باشه. او صراحتا میگفت که مسیح جون اون رو نجات داده. فک کنم وقتی این حرف رو داشت میزد یادش رفته بود که مسیح هم موقع نجات، دوستش رو یادش رفته بود…

  5. شاتوت جان با اول نوشته ات موافق نيستم. در مورد امداد غيبي پيامبر در جنگ بدر كه در خود قرآن آورده شده چه؟‌بعضي چيزها را نبايد با امور كم ارزش و سطحي مثل فوتبال و اين برنامه ها مقايسه كرد.
    ………………………………………………………
    جناب خرچنگ زاده مگر من از زمان پیامبر حرف زدم اقا ؟

  6. امیر :گفت

    آقا تو غلط می کنی به جای اونهایی که تو جبهه بودند حرف مفت میزنی .
    اگه منطقه بودی فقط از طرف خودت لاف بزن اگه هم نبودی که کلا لال شو
    واقعا مسخره هست که هر کی از ننه اش قهر کرده سخنران شده

    • پسر بد :گفت

      خفه شو مرتیکه دیوث خایه‌مال، تو هم ازونایی هستی که بچتو خدا واست میکاره.
      اگه خدات بوده کمک میکرده تو گه خوردی رفتی جبهه مرتیکه خایه مال (اگرم نرفتی بازم گه میخوری حرف میزنی الدنگ)
      منم بودم و ریدم تو اون خدایی که تو فکر میکنی تو جنگ کاری کرد عوضی

  7. Logfar :گفت

    اينكه اگر براي كسي اگر موفقيتي پيش آيد حتمن خود خواسته گه حرفي درش نيست. شما هم حتمن برخلاف اين فكر نمي كني. ولي اينجور كه اينها اينطوري شورش را در آورده اند حتمن خارج از منطفه!
    لينكتان را به خاطر ابتكار در موضوع و سبك نگارشتان به كنار وبلاگم پيوند زدم.

  8. محمد :گفت

    سلام

    تا حدی باهاتون موافقم. ولی دلیل نمی شه که ما بخاطر حرف های بی اساس چند نفر تازه به دوران رسیده بیایم همه ی آدمارو زیر سؤال ببریم.
    این که می گن «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یه واقعیته. شما برید و مطالعه کنید…ببینید اتفاقاتی که منجر به آزادی خرمشهر شد، به غیر از خواست خدا، ممکن بود؟
    من نمی خوام موضع گیری کنم و بدون اساس فقط طرفداری یه عده رو بکنم. ولی این یه کم دور از انصافه که شما بیاید «خرمشهر را خدا آزاد کرد» رو با حرف های آدم های امروزی مقایسه کنید. و به خاطر اینکه شعارهای الان به ریا تبدیل شده، بیایم حرف های درست قبلی رو به مسخره بگیرید. بله،درسته که تو جامعه ی امروز هرکی می خواد خرش بره، پای خدا و پیغمبر رو می کشه وسط. ولی به هر حال باید در نوشته های انتقادی، ادب رو هم رعایت کرد.
    از نوشته شما که گقته بودید»ای کاش اونایی که این حرف رو زدن بودن و میدیدن کیا خرمشهر رو ازاد کردن «،می شه فهمید :
    1ـبه نظر شما جمله «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یعنی اینکه خدا(اعوذبالله) اسلحه برداشته رفته جنگ، همرو کشته و خرمشهرو آزاد کرده اورده گفته بفرما اینم خرمشهر!
    2ـ اینکه مردم وسه اینکه روی خدا رو کم کنند رفتن خرمشهر رو آزاد کردند که به خدا بگن: «آره، تو اگه عراق رو به جون ما می ندازی، خودمون از پسش بر میایم».یعنی یه جورایی جنگ با خدا!

    این که یه عده نمفهم میان این حرفا رو می زنند که فلان کار امداد غیبی بود و… و یه عده نفهم تر میان ازشون طرفداری می کنند، به خودشون برمیگرده، و دلیلی نمی شه که بگیم هرکی گفت خدا، بگیم ریاکاره،لامذهبه، فلانه و…

    توجه داشته باشید» هر کی میاد تو جامعه از همه چیز انتقاد می کنه روشن فکر نیست»

  9. moslem :گفت

    سلام

    این موارد خرافی برمیگردد به تفسی غلط یکی از حرفهای پیامبر. در یکی از جنگها مسلمین را عجب بسیاری گرفته بود … که آیه ای نازل شد که آن هنگام که تیر بر دشمنان میزدید (تنها) شما نبودید که تیرمیزدید بلکه خدابود که تیر میزد و تیرهایتان بر هدف مینشاند. این اشاره به تقویت روحیه ای دارد که مسلمانان با ایمان بخدا در این جنگ بدست آوردند و در نتیجه ایمان کاراییشان چندین برابر شد.

    این مورد را هر کسی در زندگی اش تجربه کرده است که وقتی روحیه بهتری دارد هر کاری را بهتر از همیشه انجام میدهد و نمیشود انکارش کرد. منتها عده ای ساده لوح و احیانا شیطان صفت اینمورد را مستمسک دنیاشان قرار داده و میدهند.

    آری دست خدا (دست منی وجود ندارد وقتی من و تو هم از اوییم وقسمتی از وجود او) در هرکار خوبی یار یاور ماست و باعث روحیه مضاعف ما در انجام امور دینی و دنیاییمان.

    امیدوارم با این تفاسیر آن آقایان و سایرین به واقعیت این امر پی برده باشیم.

    مسلم

  10. هادی :گفت

    واقعا درست عرض نمودین فکر کنم خدا بهت الهام کرده که این حرفارو بزنید ..آره؟:D ایول

  11. hossein :گفت

    با گفتن اين اراجيف ميخواي خدا را نفي كني يا اينكه كم كم دل ديگران را سرد كني . اگر معتقد به خدا باشي كه شاعر بزرگ ما گفته
    اگر تيغ عالم بجنبد ز جاي نبرد رگي تا نخواهد خداي
    درست است كه ما معتقد به آزادي عمل در زندگي هستيم ولي آنهم مشروط است و …
    چه فايده از گفتن اينها براي كسي كه به هيچ چيز پايبند نيست و با كذب خودش را از گروهي مي داند كه از آنها بريده است . براي ضربه زدن به ديدگاهي بهترين راه اينست كه به نوعي وانمود كني كه من قبلا جزء آنها بودم و الآن پشيمانم مثل تو كه وانمود مي كني در جنگ بوده اي و الآن ….

  12. Dr majid :گفت

    shoma hagh darid,
    mamlekat ma shodeh por az ria,vali hatta hamin ro ham keh goftid momkeneh khast khoda bar oon taallogh gerefteh basheh! magar inkeh beh vojod iek shoure bartar beh onvan khalegh motaghed nabashim .(hich beh in fekr kardid ensan ba in pichideghi cheghadr sadeh beh vojod miad !)-Dr Majid

  13. ADAD :گفت

    Salam,
    Vali Hazrate Maryam(PUH) Madareh mohtarame Hazrateh Masih(PUH) goft:» In bacheh maleh KHODAST oon in bacha ro too shikamam kashteh.»!!!!!!!

  14. ADAD :گفت

    Peyambare Iaslam ham Goft in J***giat ro man nagoftam KHODA goft, Natijeh giri akhlaghi… inkeh HICH DINI VAGHEIAT NADAREEEEHHH.

  15. ADAD :گفت

    Salam,
    Vali Hazrate Maryam(PUH) Madareh mohtarame Hazrateh Masih(PUH) goft:» In bacheh maleh KHODAST oon in bacha ro too shikamam kashteh.»!!!!!!!
    میترسم فردا یکی بچه اش نابغه بشه بگه این بچه رو من نکاشتم خدا کاشت ! والله بخدا … از این ادم دوپای ریاکار هر چی بگی بر میاد !

  16. egez :گفت

    واقعا ، ديگه مد شده!

    اگر امكانش هست لينك من را در وبلاگتون قرار دهيد من قبلا لينك ما را قرار داده ام
    باتشكر
    …………………………………………….
    ادرس وبلاگتون رو بذارین حتما لینک میدم 🙂

  17. مهم نیست :گفت

    عزیز دل برادر خودت را ناراحت نکن از کجا معلوم خدایی که این … بهش اعتقاد دارن!؟ کماندو سیاست مدار اقتصاد دان فوتبالیست و … نباشد! در ضمن تعجب نکنی اگر فردا معاون دانشجویی دانشگاه زنجان مدعی شد که خدا از من خواست که … انجام بدم پس اینهم کار خدا بود. واقعا چه خدای … دارند.!

  18. منصور :گفت

    سلام
    ممنون از عقیده ات که خیلی از همین مردم نادان را عقده ای کرد وکامنتهای بالا
    این چنین هرز رفته اند از پی حماقت مردمی که درست یا نادرست به خدایی پوشالی اعتقاد دارند.
    بله ای مردم خرمشهر را خدا آزاد نکرد لرز چشمانی که یادش دادند از مرگ نترسد ولی در برابر هجمه درد و آتش ترسید و دوزخ را به چشم دید بله آن چشم و دل خرمشهر را آزاد کرد نه از سر ایثار و بندگی صرف که از فرط
    آن چیزی که امروزه کلمه را الکن میکند برای وصفش و بس.
    اگر خدایی باشد در این سی سال بوده است نه بیشتر.
    اگر…

  19. اف ریاضی :گفت

    عجب نوشته ی قشنگی !
    خودتن نوشتی یا . . . !
    خسته نباشی داداش مشهدش.
    همیشه لذت می برم از نوشته هات. موفق باشی و خدانگهدار.

  20. اف ریاضی :گفت

    مشهدش نه . مشهدی.
    ببخشید

  21. hashem :گفت

    مسعود جان ,
    پس در مورد خرمشهر با هم , همسو هستیم…من نمیدونم چرا خدا همش به ایران کمک میکنه…. یه ذره هم به عراق , افغانستان , کشورهای فلک زده و بدبخت آفریقایی کمک کنه!
    در ضمن خرمشهر رو لشگر پیروز 77 خراسان آزاد کرد … دمشون گرم.

  22. ايوب :گفت

    الهُم سَقِط لويك الاحمدي نژاد

    آقا قلم شما خيلي خوبه
    اما كور خوندي مال خودت نيست .خدا اين قلم بيكو به شما داده
    يره به اين رفيقت بگو يكي از اين قلمارو به ما هم بده
    .
    .
    .
    نه آقا قلم هيشكيو به هيجا نرسونده به رفيقت بگو به ما بيزينس ياد بده

    * * *
    به نظر من اين نوشته در نفي خدا و اراده ي الهي نبود ، پيام نوشته خيلي واضح هست…
    از حماقت دست برداريم و يك روز به اسم امام زمان و يك روز به اسم كوروش خر نشويم
    * * *
    آقا وظيفه بود خدمت رفيق قديمي برسيم و به اين بهانه يه عرض ادبي كرده باشيم
    …………………………………………………………………….
    اگه بهت بگم نامردی ! باید یکی بزنم توی دهن خودم … اخه بی مرام … بی معرفت … هیچی بابا …هیچی !
    من ازت عذر میخوام که خیلی دوستت دارم … دلعنتی اینقده خونه عوض نکن دیگه …. بیشین یه جا دیگه … تو رو باید دومادت کنم والا ادم نمیشی 🙂
    خیلی خوشحال شدم خدا وکیلی …خیلی

  23. سنت توفیق همانطور که در قرآن گفته شده محدود به زمان پیامبر نیست آقای مسعود. سنن الهی جاری و ساری در زمان اند …
    ………………………………………………………………………….
    باشه …..اینم دلیل نمیشه چون جاری هست تو زمان ما هم باشه .

  24. حسن :گفت

    سلام آقا مسعود نوشته هات بد جوري به دل ميشينه آدم را تكون ميده من اومدم

    همين تاپيك را بخونم ولي تمام وبلاگ رو خوندم. خيلي تحت تاثير قرار گرفتم.

    شايد بخاطر اينه كه من هم مشهد ي هستم و اتفاقا» بچه همون محلي هستم

    كه تو در نوشته هات اشاره ميكني . خونه پدرم كوچه رضوي است . روبروي كوچه

    زردي. من تمام دوران كودكي نوجواني وجواني را تو همون محله گذروندم. ميدون

    شهدا. كوچه زرذي.كوچه دكتر شيخ. فلكه دروازه قوچان. چهارراه تعبدي. فلكه

    صاحب الزمان. چهارراه ميدان بار. فلكه سعد آباد.

    تقريبا» 10 ساله كه مشهد نيستم. دلم لك زده برا محلمون. دمت گرم.
    …………………………………………………………
    مخلص بچه محلم هستم … نمدنم بره چی حس مکنم مشناسمت … !

  25. samagha :گفت

    salam, yadameh daeem az sarbazi bargashteh bood (ishoon dar gordane kanehgavi, khatmoghadam boodand) goft khoda shahedeh javanhaee khate moghadam aksaran ba mavade mokhader taghzeh mishand va dar ooje naeeshegi beh jebhehaee doshman hamleh mikonan. albateh ishoon bad az chand vaght joze shahidane zendeh shodand.dar zemn hichvaght ham motad nashodanad. in ham hamoon khodaee keh to jebhehaee hagh alaihe batel beh javoona dele shir midad.

  26. هوس مبهم :گفت

    سر خودت که کلا رفت و بدبهت شدی، اگه توانش رو داری به بچه هات یاد بده که این مزخرفات بدختشون نکنه، هرچند که احتمالا بعد از این حرفا دوباره به وقتش میری پای روضه خونی و مراسم سینه زنی و ….

    (منظورم تو نوعی بود)

  27. Wein :گفت

    من فکر می کنم مشکل اونجاست که ما مفهوم اینکه «خدا کرد» رو بد گرفتیم .
    وقتی میگن مثلا «خرمشهر رو خدا آزاد کرد» منظور این نیست که خدا مثل «تام کروز» اومده یه تنه با کلاشنیکف خرمشهر رو آزاد کرده .
    مسئله بر می گرده به قانون کائنات و باور ها و اینکه خداوند میگه «انسان اشرف مخلوقات هست» .
    یعنی اینکه شما هر وقت به کاری یا عقیده ای واقعا باور داشته باشی ، قانونی که خداوند در کائنات وضع کرده و در اختیار انسان کذاشته ، این هست که اون کار بی کم و کاستی «هست» میشه . یعنی بوجود میاد .
    حالا این قانون رو خدا خلق کرده .اینجا هست که اراده ی اون سربازی که برای دفاع از میهن می جنگه و پیروز میشه ، استفاده کردن از همین قانونی هست که خدا خلق کرده و در واقع اراده اون سرباز تابع اراده خداوند هست .
    حلا این وسط از اون جایی که سرباز با اختیار خودش میره جنگ و به دفاع از میهن اعتقاد داره ، مشمول قانون باور میشه و از قانونی که خدا خلق کرده استفاده میکنه و پیروز میشه . این وسط خدا به اون سرباز که از روی باور جنگیده و تابع خواست و اراده خداوند شده ، وعده پاداش میده (خیلی هم زیاد) و هم این وسط در واقع اراده ی خداوند حکم به پیروزی داده .
    پس وقتی میگن خرمشهر رو خدا آزاد کرد ، نه اینکه سرباز کاری نکرده ، بلکه کار بزرگی هم کرده که خدا پاداش عظیمی رو واسش گذاشته . ولی هر چه بوده همون اراده ی خداوند بوده که از طریق قانونمندی ها اونو اعمال کرده .
    یادمون باشه که {هر چه «هست» خالقش خداست و اونکه «نیست» رو به «هست» تبدیل کرد ، خداست}
    اما من فکر میکنم منظور اصلی نوشته که خیلی هم قابل احترام هست ، روشنگری در مورد اون مقدس مآبانی هست (که کمر حضرت علی رو شکوندن) که خواسته و یا از روی جهل می خوان خداوند و بندگانش رو در اختیار خودشون بگیرن و تابع اراده ی خودشون کنن .یعنی به پیامبران و امامان و … نگاه ابزاری دارن . این سالها هم این متاسفانه آدما توی بورس هستن و به نظر من تنها راه پیروزی بر این آدما این هست که تمام توان و تلاش خودمون رو در جهت فهم حقیقی از دین بگذاریم .(که اگر میگذاشتیم 30 سال این وضع رو نداشتیم و بدونیم اگر می خوایم چیزی عوض بشه باید اول از خودمون شروع کنیم)
    ||دنیا 5 درصدش سیاه یا سفیده ولی 95 درصدش خاکستری هست و چیزی جز تفاوت نیست||

  28. ferdo3i :گفت

    من یکی تویه یک قضبه مطمئنم اونم اینه که احتمالا رییس جمهورمونرو هم خدا …

  29. بنده :گفت

    با سلام
    در ادامه مطالب دوستان عزیز میشود گفت که احتمالا اسرائیل را هم خدا بوجود آورد و یا این شاهکار قرن را هم خدا سر کار آورد و این همه بدبختی های مردم را هم خداوند نازل فرمودند.
    واقع بین بودم خیلی هم کار سختی نیست.

  30. يه بچه پر رو :گفت

    درود
    همتون خيلي باحاليد. به نظر شما خاكستري وجود ندارد؟ يه سياه يا سفيد؟
    يا خدا كار كرده يا نكرده.
    نه افراط دوستان نه تفريط. خداوند كه خودش نمي آد دستكاري كنه، تمام اين اسباب و اثاثيه طبيعي كه فراهم كرده واسه همين كاراس ديگه. از جهتي همه كارها را خدا انجام مي دهد و صحيح هم هست و از ديدگاه ديگر اين دست بشر است كه كارها را پيش مي برد و اين هم صحيح است. از دو جنس متفاوتند.
    وقتي مغلطه مي كنيد و اين دو را با هم غاطي مي كنيد اين بحث ها پيش مي آيد.
    خيلي من را ببخشيد كه پابرهنه پريدم وسط ماجرا.
    بدرود

  31. ADAD :گفت

    در ژوئن 17, 2008 روی 1:48 ب.ظ7 امیر
    Amir jan, Khodayeh shoma ba khodaye ma kheyli fargh mikoneh azizeh baradar, Khodaye shoma ro arz Nakardand ishoon, Khodaye Ishoon Khodayeh mast. Ma ba khodaye shoma kari nadarim . .

  32. هيوا :گفت

    ناقلا اين مضوعات بكر رو از كجا مياري.
    من كه براي دو تا پست از كار و زندگي باز شدم.

    ضمنا ممنون كه منو لينك كردي.
    به من سر بزن و نظر بده كه اول كاريه تو ذوقم نخوره.
    ……………………………………………………………
    یه نیگا دور و برت و توی روزنامه و خبرا بندازی پر از خبره
    راستش خیلی ها شوق و ذوق دارن میبرن وبلاگ میزنن چار تا پست مینویسن بعد از اونا بخیر و از ما بسلامت میرن خونشون
    امیدوارم شما از اونا نباشی …لازم نیست حتما خداتا خط بنویسی …گاهی چهار تا خط هم برای یه پست کفایت میکنه
    ببخش که اینارو گفتم
    فک نکنم بتونم اسم وبلاگت رو بنویسم مگه اینکه قالبت رو عوض کنم …. همین قالب منم خوبه ها
    حالا یه سری میزتم امروز …

  33. گیتی :گفت

    با حرفاتون کاملا موافقم. من به نوبه خودم قوربون خدای کشورهای استکبار جهانی می رم که خاطر اونها رو خیلی بیشتر از ما میخواهد.برا ما هر چی بدی هست رو می خواد و هر چب بدبختی هست مال ماست .نمی دونم چرا خدا اول جنگ رامی ندازه بعدخرمشهر رو میده به اونا بعد کلی جوونای ما رو نفله می کنه بعدهم باکلی منت گذاشتن خرمشهر رو آزاد می کنه !!!!!!!بهتره که دیگه دست از خریت برداریم و یه خورده هم از اون عقل کمی که همون خدا بهمون داده استفاده کنیم . فردا روز میریم اون دنیا و خدا به خاطر استفاده نکردن از عقل میندازتمون تو جهنم و می گه بنده ساده انگار من من اینو ندادم که آکبند برا خودم تو این دنیا برش گردونی مورد استفاده این تو اون دنیا بوده حالا که اینقدر بی شعوربودی حقت اینه که به جهنم واسل بشی .

  34. ليلا :گفت

    مثل اينکه بعضي ها اين مثل معروف رو فراموش کردن : از تو حرکت و از خدا برکت.
    اين رو واسه اون دسته از دوستاني نوشتم که تعصب باعث شده تا يه مقداري در قضاوت انصاف رو از دست بدن.
    هيچ کس خدا و کمک هاش رو به ما بنده ها نفي نکرده؛ ولي اينکه ما هر کاري که بخوايم انجام بديم و اونو به خدا نسبت بديم دردناکه…
    در ضمن من که بعنوان يک زن تو جنگ شرکت نکردم ولي يکي از عزيز ترين کسانم که تو جنگ بود ميگفت که شبهاي عمليات يه آخوند ميومد براشون صحبت ميکرد از خدا و امام زمان و اينکه امام زمان الان حاضر هست و داره به حرفاشون گوش ميده…و پشت يه تپه اي رو نشون ميداد… همه هم به عشق ديدار ميدويدن به اون سمت … بعدش هم صداي انفجار مين و… البته باز شدن راه براي عمليات روز بعد…
    آقا جان خدا مسوول کارهاي من و شما نيست… خدا هيچوقت نميخواد يه راه اينجوري براي پيروزي باز بشه…
    تا کي ميخواهيم با چشمهاي بسته ببينيم؟

  35. «باشه …..اینم دلیل نمیشه چون جاری هست تو زمان ما هم باشه »
    حاجی جان این هم دلیل نمی شود شما به همین سادگی کمک های بی دریغ خداوند و دست توانگر الله را در جبهه های جنگ کتمان کنی.
    یا علی
    ………………………………………………………………………………….
    ما بحثمون به جایی نمیرسه
    خدا اگه میخواست کمک کنه باید درست درمون کمک میکرد … خدا اصن چرا گذاشت خرمشهر رو بگیرن که بعد باز خودش ازادش کنه ؟ اونجاهایی که عملیات لو رفت چرا کمک نکرد ؟ جاهایی که شکست خوردیم چی ؟ این کم لطفیه که هر جا رزمنده ها از خون خودشون مایه گذاشتن و فتح الفتوحی کردن پای خدا بنویسیم و هر جا شکست خوردیم پای ضعف خودمون …

  36. هيوا :گفت

    آقا خيلي شرمنده كردي
    مشهدي به اين با مرامي نديده بودم …
    كه حالا ديدم
    چجوري از زير خجالتدون در بيام؟
    ……………………………………..
    این حرف رو نزن
    من کار مهمی نکردم … هر موقع کاری داشتی به شرطی که تواناییش رو داشته باشم در خدمتم 🙂

  37. Kami Bato :گفت

    ياد مشاور دانشگاه افتادم كه مي‌گفت با مذهبي‌ها راحت مي‌شه حرف زد، هر درددلي كه كردند كافيه بگي: «خب، خدا اينطوري خواسته».

    اما درباره امام زمان! خدائيش اين مملكت رو امام زمان نگه داشته، وگرنه با اين احمق‌هايي كه حاكمند تا حالا صدبار بايد از بين مي‌رفت.

    فكر كنم امام زمان هم دلش به حال ما بدبخت‌هاي دهه شصتي سوخته! مملكت رو نگه داشته كه از آب و گل دربيايم بعد بزنه نابودش كنه.

    ضمنا يه سوال: شما طاغوت ديده‌ها، فرداي روزگار جواب خدا رو چي مي‌ديد؟ وقتي ازتون بپرسه كه چرا نديده و نشناخته حمايت كرديد از حكومت رياكارها؟

  38. سجاد :گفت

    معلومه این مطلب رو تو ننوشتی خدا نوشته!
    راستی تو امام زمان نیستی که داره با اسم مستعار وبلاگ نویسی می کنه؟!!

  39. بابي :گفت

    به نظر من هم اين يك حماقته كه بخوايم اسمي از خدا در كارها بياريم!
    بسياري از كساني و يا كشورهايي كه به موفقيت هاي بزرگ رسيدن اصلن در وجود خدا ترديد دارن! چه برسه به امداد غيبي!
    خنده ام ميگيره از كساني كه قرآن و جنگ بدر رو مثال ميزنن! مگه اونا همه قرآن رو نخوندن كه دست خدا چطور در نقش يك دلال ازدواج براي محمد مياد و عروسش رو به عقدش در مياره؟ و يا اينكه واسه محمد صدقه و خمس و … جمع ميكنه؟
    من كه ميگم كار از بيخ خرابه و نبايد هيچ كاري رو به كسي غير از انسان (حتي با تئوري هاي پيچ در پيچي كه باور كردنشون بسيار سخت تر از باور نكردنشونه و يا فهميدنشون يه پيشنياز ميخواد به نام تحجر و حماقت!) كاري انجام نداده. باور كنيم كه عراقيها هم ادعاي خداشناسيشون كم از ما نبوده.

    متاسفانه در مملكتي كه چند دهه پيش ايراني با اراده اش و با پشتكارش به خيلي چيزا رسيده بود همش مد شده بگيم خدا خدا! و همش هم پسرفت بكنيم!

  40. bishilepile :گفت

    شاتوت خوبم
    درود
    واقعا کارت درسته
    اونائی که نمیدونند جنگ اصلا چی بوده
    حالا جنگ رو مصادره کردن برای خودشون
    نمیدونند چی بود چی شد چطور شد
    بجای اینکه بیان پای صحبت امثال شما بشینند
    میرند چندتا کتاب و وصیت نامه میخونند و بعدش هم چپیه میاندازن گردنشون
    براشون هم فرقی نمیکنه
    جنگ و فوتبال و دین و مذهب رو برای رسیدن به خواسته هاشون
    هرجوری که بخوان نشون میدن و ویرایشش میکنند
    حرفت درسته
    و
    سپاس

  41. سروش :گفت

    تو فید خوانم خوندم اومدم واست یه کامنت کت و کلفت بذارم دیدم 43 تا کامنت قبل من هست و عمرا کامنتمو نمی خونی و بدین سان من کامنت اینجا نمی ذارم به نشانه اعتراض.
    …………………………………………………………………………………….
    😦
    من همه نظرات رو همیشه دقیق میخونم 🙂

  42. tookaa :گفت

    آقا صحیح است تا ته …
    همینه دیگه .. تا باشن و باشیم ، همین جوری خرمون می کنن

  43. حسن :گفت

    سلام آقا مسعود.

    مو ام فكر مكنم كه تو ر مشنسوم . تو تو باغ هشت آباد سه شير نمزدي؟

    شايدم تو كوچه چارشمبه بازار ديدمت تو تور كفترا.

    راستي تو چنگيز ر يادته ؟ دم استخ سعداباد مايو كرايه مداد.
    ……………………………………………………………………………
    علیک سلام
    وقتی مگم مشناسمت مشناسمت دیگه 🙂
    اولا مو که بچه بودم نمرفتم تو کوچه چارشنبه بازار بره ایکه مترسیدم 🙂
    از دور و بر باغ هشت ابادم اگه ماخاستم رد برم دستمه میگیریفتم به تنبونم تند تند در مرفتم 🙂
    چنگیز ره دیروز دیدمش داشت با دوتا بچه خوشگل کل کل مکرد ….هنوزم مثه همو وختا یک دوچرخه دره ایور اوور مره گاهی هم سیگار مفروشه !

  44. torghabeh :گفت

    هاولا
    روزنامه: 23 اردیبهشت «خراسان» هم به نقل از یکی از مقامات ارشدکشور نوشته:
    «که بزرگی سفر ش به نیویورک به اندازه بزرگی خدا وسعت داشت»
    والا با این حرفا ! آدم به قد و اندازه خدا هم داره شک میکنه
    استغفرالله

  45. ستاره :گفت

    قند نوشته ها رو چرا تعطیل کردی؟
    اگه قندی چیزی به تورت خورد همین جا بنویس
    میخواستم یاد اوری کیم منو لینک کنی
    خودت گفتی یادم بندازید!!
    …………………………………………………………..
    اوردمش توی دل تلخ نوشته ها 🙂
    ممنون از یاد اوری … و عذر خواهی از سهل انگاری 😦

  46. جون داداش بد جوری حال کردم. راست می گی به خدا. خیلی باهالی…

  47. mosafer :گفت

    Be nazare man khoda khodash gofte ke az man bekhahid ta be shoma bedaham ya komak konam.
    Be nazare man khoda dar karhaye sahr komaki nemikond.
    Be nazare man dar jaee ke aghl va tavanaee ensan kefayat konad, az khoda bayad tofigh khast va be ishan tavakol kard chon agar oo nakhahad enjam nakhahad shod.
    Be nazare man khorram shahr ra khoda azad kard chon az oo khasteem. Chera Iranian ghayor Afghanestan, Azarbaijan, bahrain,…
    ra natavanestand hefz konand.

    Be nazare man agar khoda nakhahad bache ke sah hast, pelk ham nemitavanid bezanid.

    Be nazare man Baradar movazebe vasvasehaye sheitan bash.

  48. حسن :گفت

    سلام آقا مسعود. مثه ايكه راس گفتي ما هم ر مشنشاسم

    بر هميه وختي نوشتهاته موخانم ايقد حال مكنم.

    آقا مسعود تو كانون نميامدي؟ تو كوچه دكتر شيخ بود. (كانون تربيت و معارف

    اسلامي)

    شنيدم اونجه ر يك حاج آقايي (معمم) خريده . نمدنم اموال وقفي ر مشه خريد ؟

    صباي جمعه دعاي ندبه با نون قاق و چاي شيرين چه حالي مداد . بخاطر نون قاق

    و چاي شيرين صبا زود از خواب پا مشدم. دمت گرم
    …………………………………………………………………………………………….
    نمدنم همو کانون ره مگی که ته کوچه بن بست بود یا نه … اونجه قبلش مدرسه راهنمایی جوینی بودم که همونجه درس ماخاندم ! یادش بخیر گاهی مرفتم بستنی بابایی سر کوچه فالوده موخوردم ! مو بیشتر مرفتم مسجد صاحب الزمان که اقای ابطحی پیشنمازش بود … تو باغ عارف هم خیلی فوتبال بازی کردم 🙂
    توشله بازی و دم پر و خانه جن و هف سنگ ( شون شون قاق بالا قاقت ) کاغذ باد هوا کردنم که کار هر روزم بود ….دم غروب که مرفت با یک قوطی لامپ فانوس درست مکردم مبستم به نخ کاغذ باد مرفت هوا …. یادش بخیریره ….

  49. حسن :گفت

    ببخشن كه مو خارج از موضوء حرف مزنم همش. آخه مو دلم خيلي تنگ رفته .
    ……………………………………………………………………….
    مفهمم چی میگی حسن جان 🙂
    اینجه راحت باش …مشهدی جماعت اینجه از خودشانه … هر چه میخواهد دل تنگت بگو اقا …

  50. یاسمین :گفت

    کاش آدما اونقدر آدم بودن که پای خوب و بد اعمالشون بایستن … اما صد دریغ

  51. مهران :گفت

    خدایا انقدر بزرگواری که به بنده هایت اجازه می دی با نسبت دادن چند کار به ظاهر مثبتشون به تو تمام خطا هاشون رو اثری از تو بدونند.

    شکرت خدا

  52. اردلان. :گفت

    لطفا بعد از این نام وبلاگ را به رهروان راه امام و یا سربازان خلف جندلله و مکتب شریعتی تغییر دهید زیرا زیبنده تر میباشد,

    اهورای ایران را سپاس که دم خروس تحکیم وحدت,نهضت آزادی,جبهه مشارکت,جبهه ملی,حزب توده,اکثریت,اصلاح طلابان راستین و فرزندان وفادار امام و رهبر چه زود هویدا شد,

    کار هرمرد نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن,

    به خودت و آستان قدس رضویتان ببالید که از کوزه برون همان تراود که در اوست,
    این نیز بگذرد برادر بسیج و یاور رهبر,
    …………………………………………………….
    جناب اردلان بنده رو ضعیف و بی منطق خوانده اید 🙂
    البته ادم قوی نیستم و منطقم هم ممکنه دچار اشکال باشه !
    دم خروس تحکیم وحدت,نهضت آزادی,جبهه مشارکت,جبهه ملی,حزب توده,اکثریت,اصلاح طلابان راستین و فرزندان وفادار امام و رهبر را هم از زیر ردای بنده دیده اید و قسم حضرت عباسم را هم نمیپذیرید 🙂
    در ضمن فرمودید بنده برادر بسیج و یار رهبر هستم 🙂
    دیگه من چی دارم به شما بگم 🙂
    همیشه در ذهنم جنابعالی رو یک جنتلمن تصور میکردم … به هر حال بقول جنابعالی این نیز بگذرد … بنده هم ترجیح میدهم بر اساس ذهنیات خودم که هنوز خراب نشده سکوت پیشه کنم تا خدایی نکرده بی حرمتی به شما نشه ! برای شما ارزوی سعادت و سلامت دارم …

  53. حسيني :گفت

    سلام. شاتوت جان قصد جسارت ندارم . تا حدودي هم با شما موافقم مخصوصا درباره فوتباليها كه دقيقا روزهاي حساس ياد خدا مي افتند! ولي درباره جنگ با شما موافق نيستم. البته خواهشا فورا جبهه بندي نشه . اينجوري نيست كه اگر حرف شما رو قبول نداشته باشم پس حتما اعتقاد دارم كه شب و روز توي جنگ الهام غيبي بوده و همه خواب حضرت زهرا را مي ديدند. خود من هم با اين مسائل مشكل دارم و درباره اش نوشتم. ولي اينكه ما منكر نقش ياري خدا در پيروزي بشيم ديگه از اون حرفهاست. فكر نكنم اين جمله امام نيازي به توضيح داشته باشه . فكر نكنم كسي فكر كنه كه امام منظورش اين بوده كه نيروهاي ايراني هيچ كاري نكردند و اونها هم با شنيدن اين پيام ناراحت شده باشند. در آن شرايطي كه به عقل جن هم نمي رسيد كه ايرانيها بتونند عراق رو از خرمشهر بيرون كنند، با توجه به استحكام و توانايي اونها و نيز كمك و ياري آمريكا و هواپيماهاي جاسوسي و نقشه هاي نظامي اونها، واقعا بايد جور ديگري به اين موضوع نگاه كرد. به هر حال ممنون از شما
    …………………………………………………..
    سلام جناب حسینی
    ما ایرانیهای و مخصوصا مذهبی ها ادمهای احساساتی هستیم و همیشه نقش خدا را در همه چی دخیل میدانیم … خواست خدا ! خواست خدا ! خواست خدا ! پس خواست ما بنده ها چی ؟ خواستن توانستن است … من منکر نقش خدا نیستم اما اعتقاد دارم خدا خیلی از کار ها را به بندگانش واگذاشته 🙂
    ممنون از نظر خوبتون …

  54. سلام

    مطلب و وبلاگ خوبي عالي است

  55. بازتاب: تلخ نوشته های یک مشهدی ( از وبلاگ تلخ نوشته های یک مشهدی ) « پسر

  56. شهره :گفت

    سلام
    بابا تو لنگه نداری …
    فکر می کنی کار خدا بوده که تو لنگه نداری ؟ یک زمانی باب بود میگفتن کار انگلیس هاست و یک مدتی کار آمریکایی ها …ولی اینا خیلی زرنگ تشریف دارن پای خدا رو کشیدن وسط که هر کس یک چیزی بگه دیگه کافر محسوب بشه و خونش حلال
    ……………………………………………………
    سلام
    میگم برم واسه خودم اسپند دود کنم 🙂

  57. رامین :گفت

    محمد گفت: «این که می گن ‹خرمشهر را خدا آزاد کرد› یه واقعیته. شما برید و مطالعه کنید…ببینید اتفاقاتی که منجر به آزادی خرمشهر شد، به غیر از خواست خدا، ممکن بود؟»

    محمد جان لطفاً قبل از اظهار نظر کمی فکر کنید. قبول نظر شما عواقب مهمی می تونه داشته باشه. این که بگیم خرمشهر رو خدا آزاد کرد. یعنی اراده خدا بر آزادی خرمشهر بوده و هرآنکه مخالف این اراده بوده اعم از سرباز و درجه دار عراقی و نیروهای مخالف داخلی و … در حکم محارب با خدا تلقی می شن. از طرفی وقتی خرمشهر رو خدا آزاد کرده دیگه بحثی در کیفیت اون نمیشه کرد. مثلاً نمیشه گفت چرا فلان فرمانده فلان جور عمل کرده و باعث فلان آسیب و خسارت و … شده و این چرا و کلی چرای دیگر، اصلاً جایی برای طرح پیدا نمی کنن. علتشم خیلی ساده اینه که وقتی «خرمشهر رو خدا آزاد کرده» دیگه اراده و رای اون فرمانده و هیچ کس دیگه ای در برابر اراده خداوند، جایی برای جولان و ظهور نداشته.
    همینجوری اگه پیش بریم از همه سلب مسئولیت میشه و هیچ کس هیچ کار خوب و بدی رو گردن نمی گیره. از طرفی به هر دگرسلیقه و هر دگراندیشی می شه انگ «محارب با خدا» رو زد که می دونیم اینکار شده.
    برادر عزیز اگه می خواهیم کار این مملکت سامان بگیره باید همه مون احساسات آنی رو کنار بزاریم و موقع تصمیم گیری اول کمی فکر کنیم.
    با آرزوی توفیق برای شما

  58. حامد :گفت

    اقا امداد غیبی وجود داره برای همه ما و حتی تو هر لحظه، ما فقط اونایی رو که بیشتر تابلو هستن رو می بینیم ولی با کلیات حرفات تاحدی موافقم به قول یکی از دوستان این ترم را خدا آزاد کرد

  59. لیلی :گفت

    سلام . حالا شما هی بگین و هی غر بزنید و هی فریاد کنید !!! خب که چی ؟ جایی رو هم می گیرین ؟
    نه … پس این آشی رو که خودتون و آبا و اجدادتون سی سال پیش پختین نوش جان کنین و هی نق نزنید ، خود کرده را که تدبیر نیست ، هست ؟

  60. بازتاب: والله بالله خرمشهر رو خدا آزاد نکرد! « گاوراس بلاگ (حکومت نظامی2)

  61. faraz :گفت

    salam shatot
    delbarom mo chiz mikham
    account balatarin
    davatname dari too das balet
    marhamat mikoni ?

  62. jalll :گفت

    bavar nadari ke koda dar fotbal dast dareh in ro mitoni az mardona beporsi agar yadeton dash dar mosabegat jame jahani mardona vagti ba dast topro vared darvzeh ingland kard va bas barande shodan argantin shod goft ke dast koda bod

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s