کاش نسل خر ور میفتاد راحت میشدیم !

میگن وقتی حضرت نوح به امر خدا کشتی رو ساخت قرار شد از هر جنبنده ای یک جفت بیاره داخل کشتی تا وقتی طوفان شروع میشه نسل اونا ور نیفته ! روز موعود از هرموجودی یک جفت سوار کشتی شدند اما هر کاری کردند جناب خر با زوجه محترمه سوار بشه نشد که نشد !

ناز و نوازشش کردند … خر کشش کردند … جلوی دماغش هویج گرفتن ! وعده وعید کاه و یونجه اضافی بهش دادند اما انگار نه انگار … در گوش همسر جناب خر گفتن تو بیا جلو برو یه عشوه ای بیا لنگ و پاچه ای نشون بده تا این خره لامصب دنبالت را بیفته بیاد تو کشتی الان طوفان میادبدبخت میشیم ها … اما همسر جناب خر گفت : اصلا و ابدا …اول باید شوهر خرم بره تا منم بیام !  جماعتی اومدن جناب خر رو هل بدن که خره دوسه تا جفتک انداخت چند نفر رو مقطوع النسل کرد ! هوا داشت ابری میشد و نم نم بارون میزد که عده ای دوان دوان رفتند پهلوی نوح که چه نشستی این خره سوار نمیشه !

حضرت نوح از کشتی اومد پایین و رفت پهلوی جناب خر و دستی به سر و گوشش کشید و دهنش رو برد بیخ گوش جناب خر و یواشکی یه چیزایی بیخ گوشش پچ پچ کرد …! یه دفعه جناب خر نیشش تا بنا گوش باز شد … لپاش گل انداخت و سینه رو جلو داد و عین طاووس همراه همسرش خرامان خرامان رفتند داخل کشتی ! جماعت انگشت حیرت به دندان گرفته و نزد نوح امدند و گفتند یا نوح ما هر ترفندی زدیم این خر لامصب نیامد تو چه گفتی که با این رضایت سوار شد ؟ نوح گفت : به او گفتم بیا که دنیا بی تو صفایی ندارد .. بیا که دنیای بی خر ارزش زندگی ندارد !

درد سرتون ندم این خره لامصب همون توی کشتی جستی زد روی همسر گرامی و از همونجا شروع به زاد و ولد کردند و جماعت خر رو به فزونی نهاد ! در طول تاریخ هر بلایی سر ادمها اومده دلیلش همین خر ها بودن ! الان هم همه بدبختی ما از همین جماعت خره ! والله اگه این خرها نبودن حال و روز ما به از این بود ! ای خدا … کاش این طوفان زودتر شروع میشد این خر لعنتی رو اب میبرد که راحت میشدیم از دستش ! ای حرضت نوح خدا بگم چیکارت کنه اخه خر اوردنت چی بود دیگه ؟ اهای خرا … تو رو بخدا تا یه چیزی دره گوشتون میگن زود نیشتون باز نشه پاشین را بیفتین ! اخ … کاش نسل خر ور میفتاد راحت میشدیم ! ….. بقول اق مملی اینم همینجوری !

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

34 پاسخ برای کاش نسل خر ور میفتاد راحت میشدیم !

  1. آلفو :گفت

    به روز هستم!

  2. يك دوست رشتي :گفت

    آخ گفتي….

  3. albalooina :گفت

    همچنان دوستت داریم
    زبان ماهستی
    همچنان زبان ما باش
    شلیک کن
    شاتوت خوبم
    شلیک کن

  4. معلومه که دلت زیادی خونه، اما …

  5. Pouya :گفت

    با سلام اگر افتخار بدین و با سایت من تبادل لینک کنید ممنون میشم در صورت تمایل عنوان مورد نطر را برای من بفرستید تا این تعامل صورت گیرد با تشکر

  6. ali ghaemi :گفت

    مطلب جالبی بود
    بنر جدید هم که دیگه گویای همه چیز هست

  7. SLK :گفت

    barat moteasefam!

  8. gandolf :گفت

    سلام مشهدی.دلت که خیلی پره معلومه.حق هم داری کسی نمیتونه بهت ایراد بگیره.منهم باهات همدردم.اما تو که اینجا تو بلاگت دردل میکنی و بعدش یه نفر زحمت میکشه میگخ :آخ گفتی»….این چه فایده داره؟تو میگی زر مفت زده هر کی گفته :»موج».اما این موج اگه حرکت نکنه ، اگه ما تک تکمون به فکر بهتر کردن اوضاع نیفتیم اینطور دردل کردن ها چه فایده ای داره؟
    بر عکس تو من به آینده خیلی امیدوارم.به حرکت همون «موج» فراموش شده از آدمهای درد کشیده و منتظر..

  9. هاشم :گفت

    استفاده ابزاری از مذهب , و متاسفانه گوش هایی برای شنیدن این سخنان , این وضعیت ها رو هم بدنبال خودش داره .
    همیشه از عکس هایی که برای هیدرت انتخاب می کنی , حال می کنم .
    موفق باشی

  10. طاها :گفت

    مسعود جان پست اخیر وبلاگ گفتنی ها رو بخون. یه جورایی به همین موضوع مربوطه :

    http://www.goftaniha.org

    پیروز باشی.

  11. tookaa :گفت

    کو تا بهمن .. کلا چو فردا رسد ، فکر فردا کنند ..جوش نزن

    تاپ واره فرداها…آبی است .

  12. Emad :گفت

    شاتوت جان خیلی عصبانی هستی. تا حالا اینظوری ندیده بودمت

  13. Kami Bato :گفت

    جالبه كه من و شما كه حتما تفاوت سني‌مون خيلي زياده، درداي مشترك داريم.
    خداييش جالب نيست؟! كاري باهامون كردند كه پير و جوان، دارا و ندار، عالم و بي‌سواد همه يه جور بشن، همه محتاج زنده موندن بشن!

  14. بازتاب: تلخ نوشته‌های يك مشهدی « كمی با تو

  15. reza :گفت

    نرود ميخ اهنين بر سنگ

  16. Jesus Tears :گفت

    جشن حکومت 2500ساله از نوع احمدی نژادی!! =))
    (یوسف!)

  17. DESERTER :گفت

    هومممممممم …آره..راست مي گي

  18. بازتاب: مدیریت امام زمان و سنگ پای قزوین ! ( از وبلاگ تلخ نوشته های یک مشهدی ) « پسر

  19. محمد رضا :گفت

    سلام دوست عزیز..
    اخ گفتی…اخ گفتی..حرف دل خودم رو زدی..همیشه مطالب وبلاگت رو نیگاه میکنم..وبلاگت تکه به خدا..بدون هیچ تعارفی..تا حالا هیچ وقت اینقدر عصبانی نبودی…در ضمن یکم نرم تر بنویس…یکی از دوستان من مثل شما یه خورده به محمود تندی کرد 2 روز مهمون وزارت اطلاعات بود..خودت که بهتر میدونی..اینا به خودشون هم رحم نمیکنند چه برسه به شما..
    در پناه خدا..

  20. حامد :گفت

    داستایوسکس میگوید:اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است.
    مردم و دولت ایران هر دو و تواما و به موازات هم این جمله را همچون همان طوفانی که در پست قبلیت گفته بودی بر صورت فرد میزنند.من فکر میکنم اعتیاد مذهبی قویتر از قبول این جمله داستایوسکی است.
    تو چگونه میتوانی ادامه بدهی و بنویسی؟برای که ؟

  21. اردلان. :گفت

    همیشه گرامی دوست مسعود نازنین,

    جانا سخن از زبان ما میگویی که براستی چیزی جز درد سی ساله و کر و کور بودن روشنفکران و متفکرین تهی مغز دینی نیست,

    مسعود جان ای کاش کسانی که در سال پنجاه و هفت ایران را ویران و سه نسل را قربانی کردند این شهامت را میداشتند که از ثمره انقلاب شکوهمندشان فقط یک نقطه مثبت نام ببرند و از ملت ایران پوزش بخواهند که متاسفانه پوزش خواهی شهامت و شرافت اخلاقی میخواهد که این افراد ندارند,

    مردم در مرز بود و نبود,

    تابستانی گرم و سوزان همراه با گرسنگی، خشکسالی، گرانی بی مرز، بیکاری فزاینده، فقر مطلق، اعتیاد، فحشا، همه و همه در ابعادی گسترده تردر راه است. اما در کنار اینهمه آزمونهای ً الهی ً خطر وقوع جنگ مصیبت دیگری است که مردم را واداشت تا در واپسین روزهای اوج گیری تورم برای حفظ امنیت غذایی فرزندان خود به بازارها هجوم برند تا ته مانده احتکارهای برنج و روغن را با پرداخت مبالغی گزاف خریداری کنند. بی جهت نیست بناگهان اعلام میشود برنج وارداتی به فاصله 8 ماه با افزایش قیمت 350 درصد در گمرک کشور ترخیص شد. به همین خاطر دررزمگاه تورم جهانی دررقابتی نزدیک پس از چهار کشورجهان چهارمی مقام پنجم را بخود اختصاص دادیم که یقینا ً اگر چند صباحی دیگر سایه سنگین حکومت ملایان بر سر این ملت دوام یابد در سال آینده مقام نخست را در این عرصه از آن خود خواهیم کرد. اما در رشته فجایع دیگر اجتماعی چون افزایش فقر مطلق و تقسیم ثروت نسبت به دیگران بی رقیب بودیم. در این راستا آمارها حکایت از روزهای اندوه بار دیگری را میکنند که البته با تناقضگویهای مسئولین امر مشکل میشود عمق و ابعاد آنها را بدرستی ارزیابی کرد. ًعلی عسگری ً ً معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی راهبری رئیس جمهوری ً اخیرا ً اعلام کرده است حدود بیست درصد از شهروندان کشور در زیر خط ًفقر خشن ً بسر میبرند. در صورتیکه در جایی دیگر او تأکید میکند تعداد فقرا در کشوربه مرز 50 در صد رسیده اند. شما تا دلتان بخواهد درحکومت ملایان با مقولات ًنوین ً در عرصه سیاست و اقتصاد برخورد میکنید که در هیچ کتاب ًعلم الاشیاء ً رایج در جهان آنها را نمی یابید. بطور نمونه همین گفتار اخیر جناب ًمعاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی راهبری رئیس جمهوری ً است که اعلام میدارد بیست درصد جامعه در رده ًفقرخشن ً قرار دارند در صورتیکه 50 در صد جامعه فقیر هستند. اینکه مابین ًفقر خشن ً و مردمان فقیر چه تفاوتی است ما آنرا متوجه نشدیم. اما یقینا ً مسئولین رژیم جمهوری اسلامی که توانسته اند در یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان بزرگترین گداخانه خاورمیانه را بوجود آورند بهتر از هر کس دیگر معنا و مفاهیم این مقولات من درآوردی را میدانند. ًعلی عسگری ً در بخشی دیگر از گفتار خود اشاره میکند بیش از 60 در صد در آمدهای اقتصادی کشور در اختیار 20 تا 30 در صد افراد جامعه میباشد. باز منظور این ًکارشناس کاردان ً اقتصادی رژیم را متوجه نمیشویم با اینهمه گشاده دستی وقتیکه قرار است از ارقام مهم اقتصادی در کشور صحبت کند ازمرز 60 که گذر میکند نقطه پایانی برای رقم خود معین نمیکند. آیا منظور از پیش از 60 درصد 70 در صد است؟ 80 درصد و یا اصلا ٌ شاید منظور همان 100 درصد است!؟ اما برای خاطر جمعی جناب ً عسگری ً میبایست تأکید کنیم این میزان بیش از 60 در صد مورد نظرایشان همان 80 درصدی است که در سال گذشته از سوی مسئولین اقتصادی دولت جمهوری اسلامی اعلام شد، مبنی بر اینکه 80 در صد درآمدهای ملی کشوردراختیار 20 در صد جامعه است. منظور همان بیست درصدی که نبض اقتصاد، تجارت و سیاستهای کلان حاکمیت را در اختیار دارند. همان بیست در صدی که اصلا ً برایشان مهم نیست که 15 میلیون از شهروندان ایرانی در داخل کشور در فقر مطلق بسربرند و یا 28 میلیون ازآنان بیسواد باقی بمانند. در همین سالی که پشت سر گذاشتیم متوجه شدیم 2 میلیون کودک ایرانی بواسط فقر مالی از رفتن به مدرسه باز ماندند. و در روزهای اخیر هم ًعلی اصغر یزدانی ً رئیس آموزش و پرورش شهر تهران اعلام میکند 70 درصد مدارس پایتخت 35 ساله شدند و کاملا ً فرسوده میباشند. او حکم تخلیه 90 مدرسه را صادر کرده و تخمین زده میشود با بسته شدن این مدارس حدود 18 هزار دانش آموز بدون امکانات آموزشی خواهند شد. همچنین جناب رئیس آموزش و پرورش پایتخت اعلام میکند برای ترمیم و بازسازی مدارس فرسوده در پایتخت نیازمند 4 میلیارد دلار کمک دولتی است تا از آوار شدن سقف این مدارس قدیمی بر سر دانش آموزان جلوگیری بعمل آید. در جمهوری اسلامی پول برای باسازی مدارس و آموزش و پرورش جوانان کشورموجود نیست اما برای مصارف مراکزتوسعه فساد وخرافات هر آنچه که درخواست شود فراهم است. از مخارج قند و شکر هئیت های عزاداری گرفته تا تعزیه خوانی های خیابانی که امسال رکورد هزینه این نوع معرکه گیری های خشونت بار سرسام آور بود. در همین رابطه سایت تابناک مینویسد اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران در سال 86 بیش از 40 میلیارد ریال جهت بازسازی 500 مسجد در این استان را از محل اعتبارات دولتی هزینه کرده است. مدیر کل امور اوقاف و خیریه استان تهران اشاره میکند مساجد بعنوان جایگاه مقدس و پایگاه مذهبی مسلمانان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی است که بستری مناسب برای نشر معارف اسلامی محسوب میشوند. او میگوید این مبلغ نسبت به سال 85 سی و پنج درصد افزایش داشته است و امید است در سال جاری از دولت کمکهای بیشتری را دریافت کنیم تا در اختیار مساجد بگذاریم.

    بهر رو مملکتی که هاله ًمقدس ً ً امام زمان ً حافظ رفتار و گفتار رئیس جمهورش در محافل بین المللی است چه نیازی به آموزش و پرورش و پیشرفت نسل جوان اش است. و مملکتی که به میمنت سر آخوندها ره آوردش پس از سه دهه 28 میلیون بیسواد و 15 میلیون فقیر مطلق در سرتاسرکشور است، چه انتظار بیهوده ای است که تصور کنیم روزی مسئولین این حکومت برای تأمین حداقل معاش و مطالبات معوقه معلمان که وظیفه تربیت و آموزش نسل جوان کشور را بعهده دارند گامی مؤثر بردارند. بقول احمدی نژاد صاحب اصلی این مملکت آقا ًامام زمان ً است و خودش از آغاز راهبر همه چیز در این سرزمین بوده است، از گران شدن برنج کیلویی 4100 تومان گرفته تا ثابت ماندن قیمت گوجه فرنگی در بقالی سرکوچه آقای رئیس جمهور.

    مسعود جان قلمت و پیامت برای کسانی که درد را درک میکنند با جان و دل دوشادوشت هستند و کور دلان را نیز فقط با یک کلام به حال خود باید رها ساخت,

    براي آناني که : طعمه هر مرغکي را انجير و عرصه سيمرغ را جولانگه مگس ميپندارند:

    هر چه ميگويم به قدر فهم تست ….. مردم اندر حسرت فهم درست,

    با آرزوی سرفرازی و آزادی ایران و ایرانی از بند جهل و تحجر,

    با احترام,

    اردلان.

  22. صدف :گفت

    سلام
    وبلاگ خوبی داری
    خوشحالم باهات آشنا شدم
    امیدوارم روزی برسه که ما اینقدر گله مند نباشیم

  23. شادي خاچيکيان :گفت

    سلام

    آفرين به شما مشهدي و حداقلش خاک تو سره خودم

    حداقل شهامت دارين با اين روش متبحرانه و طنز از حقيقته جاري بگين تو وب …

    من والا ميدوني يه بچه دارم که سن و ساله زياديم نداره … هميشه ميگم به خودم خب يه مادرم و بچمو بايد از گرما و سرما حفظش کنم و تر و خشکش کنم .

    همين و بس و نه هيچي ديگه … ميدوني اينو کردم بهونه که اينه کارم نه اينکه بخام به سياست و اينا فک کنم و خدارو شکر کردم که واي چقد وضعمون خوبه ( پول داريم خب و تو رفاهيم ، همين بسته )

    واقعا همين بود کاري که ميتونستم بکنم ؟ اين و راي ندادن و بس ؟ … ولي فک نکنم که بچه هم اگه نداشتم بازم کاري ميکردم …

    من خب ترسو هستم تو واقعيت .

    فهميدين من با اين همه مغرور بودنم چرا به خودم فش دادم نابغه ها ؟؟

    فک کنم خل شدم اينارو نوشتم … بهر حال ديگه …

  24. ياسي :گفت

    باسلام طبق معمول بسيار عالي مينويسيد از خواندن نوشته هاي شما لذت ميبرم چون دقيقا حرف دل خيلي ها رو خيلي زيبا و گويا مينويسيد همينكه غم دلمون رو اينطور خوب بازگو ميكنيد نشان دهنده ي هنر شماست كاش راهي پيداميشد . در ضمن باز هم خواهش ميكنم از آقاي اردلان اگر وبلاگ دارند معرفي كنند چون ايشان هم واقعا نوشته هاشون به دل ميشينه من هميشه نظرات ايشان رو هم با اشتياق ميخونم باز هم متشكرم و به وبلاگتون هم علاقه مندم و هم ارزش قائلم
    ………………………………………………
    سلام
    ممنونم دوستم .

  25. sara :گفت

    be nazare man,yek domahe ke dige neveshtehat tup o kulak o khafan nistan,chera?
    ………………………………………………………………………………………………..
    نوشته عین زندگی فراز و فرود داره … شما فک کن الان تو فرودم ! گرچه نظر خودم این نیست اما نظر شما محترمه 🙂

  26. والّا چن سالی که ما مشد بودیم همه را بدبخت و بیچاره دیدیم.از پولداراش گرفته تا ادمای معمولیش. این احساس فکرنکنم باعث و بانی داشته باشه دلیلش اینه که مشدی ها عادت دارن گدا و گشنه جلوه کنن تا زوار باشان مهربان باشن آخه قوت روزانه اینا از زوار تامین میشه. این داستانیه که تو بازار و فروشگاهای بزرگ و کوچک از بالاشر تا پائین خیابون توی زیست خاور و سجاد و راهنمایی و آزاد شهر و سنا باد و چهارراه دکترا و خیابون تهران و کوچه عیدگا و عباس قلی خان و پنجراه پایین خیابون و میدونبار نوغون تا اون ساختمونو گلشهر و غیر و ذالک همه گشنه ان چه پشت کامپیوتر نشسته باشن در بالاشهر و چه ناس فروشای پایین شهر باشن. در این داستان هیچکی مقصر نیست جز خود مشدی ها که اگر باران طلا هم بباره بازم گشنه ان بیچاره و همیشه هم از زندگی نالون و گریون. من در هفت سال یک نفر راننده تاکسی را دیدم که از زندگی راضی بود و خدا را شکر می کرد. شاخ دراوردم که مشدی با شکر میونه ای نداره این دیگه کیه؟ پرسیدم کجایی هستی؟ گفت ما اهل رشتُم. نفس راحتی کشیدم چرا؟ چون قاعده کلیه این است که مشدی اهل شکر نیست آخه کسی که هر وخت درحال تیزکردن تیغشه که زوار امام (ع) را بتیغه و 4 برابر قیمت از بیچاره مهمونای امام رضا (ع) دریافت کنه چطور می تونه بنده خوب خدا باشه بنده شکم و زیر شکمن اینا. امیدوارم شما مشدی نباشین

  27. mohsen :گفت

    salam in dafe dahe fajr parcham siah mizanam khonamon.harfe dele maro khob migi damt garm

  28. darya :گفت

    منم واین محفل روحانی در جمع دوستان همه اهورایی / یاران همه وطن خواهه بی باک اوضاع وطن همه خوفناک/ عدالت زوطن گشته ساقط اسلام نمایی بر وطن گشته ثابت/ برنج وزعفران گشته صادراتی تحریم وفقر گشته برمردم وارداتی/ در فرهنگ من جریمه ورب گشته یکسان پرداخت آن به آب وبرق همسان/علی خواهی گشته نقابی بر سیاست مردان بر بینوایان گشته عامل روی زرد گردان/. دل منم از بدبختی مردم گرفته خیلی هم گرفته.

  29. ADAD :گفت

    دركتاب هاي سلامي ازجمله قران و بيشتر توضيح المسائل اسلامي؛ از اسلام به عنوان سنگ زيربناي كليه امور در كشورهاي متدين به دين اسلام نام برده شده و از نماز بعنوان ستون دين اسلام صراحتا نام بره شده.
    ودر همان كتاب ها از گز به عنوان يكي از مبطلات نماز به وضوح نام برده
    شده.
    حال سوال من اينست كه بنايي كه ستون ان تاب تحمل يك گوز را ندارد چگونه ميشود به ان اعتماد كرد.
    اصلا قصد جسارت نداشته و صرفا سوال علمي است.
    با كمال احترام

  30. حامد :گفت

    شاتوت تو فقط یه دونه ای. بعضی وقتا که پستت رو میخونم میگم اینا همه حرفای خودمم بوده. فقط بلد نبودم بزنمشون. ازت ممنونم که حرف دل منو میزنی.

  31. حامد :گفت

    راستی، جسارتا چند سالته؟
    ………………………………………….
    چه سوال سختی پرسیدی حامد جان 🙂
    من هنوز بچه ام !

  32. bahar :گفت

    بر پدر سیاست لعنت ببینید چه به روز این جوانهای ما آورده وقتی‌ شکایت میکنی‌ میگن خود جوانها میخواند معتاد باشند اون شاه هم همین رو میگفت. پس فرق آخوندا با شاه چی‌ هست؟ امام خمینی خودش گفت
    روحانیون نباید دولت را بگردنند.لطفا این ویدئو رو نگاه کنید.یه ایمیل هم به من ترک کرده بفرستین.


    bahara.ab@gmail.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s