کردهای غیور و مهمان نواز !

برای اولین بار قرار شد برای یک ماموریت از جبهه جنوب بریم جبهه غرب ! تانک ها و نفر بر ها رو بار کمرشکن کردیم و فرستادیم ! خودمون هم سوار اتوبوس شدیم و راه افتادیم ! من تا حالا غرب نرفته بودم و کردها رو ندیده بودم ! برای همین هم هیچ ذهنیتی از اونها نداشتم ! نزدیک های مریوان که رسیدیم توی جاده به هر گردنه ای که میرسیدیم فرمانده میگفت اسلحه ها رو مسلح کنید ! امکان داره کومله ها کمین کرده باشن ! میگفت کومله ها سر میبرن ! به مریوان که رسیدیم چهره شهر برام خیلی جالب بود !

کردها اکثرا مسلح بودند …! راستش از کردها میترسیدم ! هیکل های درشت و سبیل های پهن با لباس های کردی قیافه های نامانوسی بود برام ! تا حالا ندیده بودم که یه کرد با زنش راه بره و مسلح به نارنجک و کلاش باشه ! اصلا تیپ شهر با شهر هایی که من دیده بودم فرق میکرد ! حس میکردم توی یک کشور دیگه هستم ! راستش میترسیدم ! شبا خواب میدیدم کردهای کومله دارن سرم رو میبرن ! مستقر که شدیم و اردو زدیم یه روز تو کوه ها میچرخیدم که یه پیرمرد کرد و دخترش رو دیدم که گوسفند داشت ! با خودم گفتم این سن و سالی ازش گذشته و مسلح نیست ! بهش نزدیک شدم و حال و احوال کردیم و با چای و نان پنیر ازم پذیرایی کرد و کلی حرف زد ! دخترش اصلا حرف نمیزد ! ازش خواستم یه عکس یادگاری بگیریم ! دوربین رو به دخترش دادم و ازش خواستم عکس بگیره ! با شرم خاصی قبول کرد !

عکس رو که گرفت خدا حافظی کردم و فردای اونروز برای تشکر چند تا کنسرو ماهی و شکلات جنگی براش بردم که خیلی بیش از حد تشکر کرد ! دیگه از کرد ها نمیترسیدم ! کردها انسانهای شریف و با اصالتی هستند ! مهمان نواز و مهربان ! غیرتمند و وطن دوست ! بعد از اون با خیلی از کرد ها دوست شدم ! از هیچکدوم جز خوبی چیزی ندیدم !

Advertisements
این نوشته در خاطرات ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

32 پاسخ برای کردهای غیور و مهمان نواز !

  1. مرجان :گفت

    سلام همشهری
    همه جای دنیا آدم خوب و بد پیدا میشه.
    خاطره ی جالب و عکس قشنگی بود

  2. ماهک :گفت

    چه عکس با حالی
    دمت گرم آقا مسعود نشد ما بیایم اینجا دست خالی برگردیم حتما یه حال اساسی میکنیم با مطلبات
    والا اینجوری که شما ژست گرفتین بیشتر انگا این آقا دلش میخواشته با شما عکس بندازه نه شما با ایشون
    کاشکی عکس دخمل اونور دوربین رو هم میدیدم:d خدایی خوب عکس انداخته !!
    ……………………………..
    قابلی نداره:)

  3. هاشم :گفت

    مسعود جان , خاطرات تو از کردستان , تلاقی شده با اولین جنگ خونین سنندج در27 اسفند 57 تا دوم فروردین 1358…. که فقط با اختلاف درونی بین کمیته های انقلاب سنندج ( مفتی زاده و صفدری ) شروع شد…30 سال از اون روزها گذشته ولی هنوز کردها به حداقل خواسته های خودشون نرسیده اند…
    راستی بالاخره کردهای کومه له سر میبریدند یا نه؟ 😉
    ……………………………………………….
    سر ما رو که نبریدن 🙂

  4. sohrab :گفت

    very thanks to you dear gentelman, i am always interesting to read your short story, but this one was very nice, happy new year to you
    …………………………………..
    شما هم سال خوبی داشته باشید 🙂

  5. 1divaneh :گفت

    سلام دورود از یک دیوانه کرد به شما !!!! نه به خاطر حس ناسیونالیستی که به هیچ وجه به ان اعتقاد ندارم فقط به خاطر این سادگی و لطافت تلخی که در نوشته های شما هست …. اقای مشهدی عزیز … نوشته های شما را خیلی وقت هست دنبال می کنم و از خوندن ان لذت می برم …

    زندگی را عشق است

  6. Anahita :گفت

    salaam
    سال نو مبارك. من از خواننده هاى هميشگىِ نوشته هاى شما هستم.قلم قوى و روح زيبايى داريد منطقى حرف ميزنيد و بحث ميكنيد حرف حق را هم بدونِ ترس ميزنيد و همين ويژه گيهاى منحصر به فرد-تون باعث شده در بالاترين اين همه طرفدار داشته باشيد. خدا قوت.
    ……………………………
    سلام
    سال نوی شما هم مبارک
    موفق باشید 🙂

  7. آرش :گفت

    خب که چی؟
    ………………
    هویجوری 🙂

  8. سيروس :گفت

    اقا ما هم سري به روزگار جواتي زديم
    http://blog.joojootala.net/?p=78
    ابرو برامون نمونده با اين جوات بازي
    چاكريم 🙂
    ………………………….
    لطف کردی
    عالی بود 🙂

  9. اردلان. :گفت

    مسعود جان عرض ادبی بیکران,

    بسیار زیبا از کردستان نوشتی بخصوص مریوان و دریاچه زیبایش و مردم بی آلایش,

    مسعود جان,

    زمانی که صحبت از کرد و کردستان میکنیم در اصل ریشه و نژاد اصیل آریا با فرهنگی چند هزار ساله که متاسفانه همواره مورد بی مهری قرار گرفته اند,

    بزرگترین افتخار ما ماندانا مادر کورش ابر مرد بشریت و بنیان گذار اولین میثاق جهانی حقوق بشر دختر هوخشتره پادشاه ماد بزرگترین سلسله پادشاهی جهان قبل از حکومت پارس,

    مسعود نازنین,

    کردها در پنج کشور ایران,سوریه,ترکیه,عراق و روسیه پراکنده ولی همواره خود را ایرانی دانسته و همه سنتهای تاریخ کهن ایران را حفظ کرده ولی هیچگاه جز بی مهری چیزی ندیدند,

    مسعود جان در فرصتی مناسب از لشگر هشتاد و یک کرمانشاه,لشگر هشتاد و هشت سنندج و لشگر شصت و چهار رضائیه و این مردم خوب و پر از مه و وطن پرست و خاطراتی که کردها در مقابل تجاوز عراق چه خدماتی کردند و اینکه اصولا ایران را در طول تاریخ اقوام و عشایر قهرمان از صیانت و یک پارچگی اش حراست نموده اند,

    براستی همه جای ایران سرای من و ماست ایرانی که هرگز نخواهد مرد,

    همواره سرفراز و پیروز باشی مسعود عزیز,

    با احترام,

    اردلان.
    ……………………………..
    پیروز باشی اردلان جان …

  10. AdAd :گفت

    Ya hagh… aqa Mashdi , delam havaye Iroon o kardeh baad joor. miam darsam tamoom sheh miam. miam ke Poresh rafteh kamesh moondeh-Omramo migam- in Darseh lamasab ham keh tamoomi nadare, chand salieh oomadam vali zood bar migardam hamoon Iroone khodemoon.
    ……………………………………
    ای ول …کار خوبی میکنی 🙂
    منتظریم اقا …

  11. علی :گفت

    اقا مسعود عزیز، سلام.
    اگر نگران ……………………………………………..
    ……………………………………….
    علیک سلام
    شما اشتباه کردی …خیلی !
    منم دوست ندارم تو این بازیها باشم البته به این نحو !

  12. alone141 :گفت

    سلام داش مسعود گلم

    راست مگي ولي هميشه و همه جا آدمهاي بد و خوب در كنار هم هستن و بعضي وقتها براي اينكه از بعضي مسائل به نفع يك گروه استفاده بشه هميشه بدياي را برا آدما تعريف مكنن و از خوبياشان هيچي نمگن
    موفق بشي
    در ضمن عكساي قشنگي گرفتي
    …………………………..
    سلام عزیز
    موفق بشی 🙂

  13. سلام
    این شکلات جنگی ها چجوری بوده
    شنیدم خیلی زود سیر می کرده ؟!
    ………………………
    سلام
    سیر که نه …اما خیلی پر انرزی بود 🙂

  14. كاسپر :گفت

    سلام
    واقعا عكس قشنگيه
    وقتي ديدمش برگشتم به سالهاي كودكي
    متاسفانه خيلي ها گذشته اي ندارن كه بيان و مطرح كنن
    و زندگيشون در ابتدا در يك روزمرگي تكراري قرار داشته
    پس قدره خودتو بدون
    در مورده كرده هم من كرد نيستم ولي عمم در كرمانشاه ازدواج كرده
    من مهمان نواز تر از كردها در زندگيم نديدم
    من به شما لينك ميدم ممنون ميشم اگر شما هم اين كارو انجام بدين
    يا حق
    ……………………….
    سلام کاسپر جان
    با افتخار عزیز
    موفق باشی

  15. majik :گفت

    از بعض کردها خوشم نمی اد.
    عجیب نیست که کرد خوب هم دیده باشی. چون اگرچه کم ولی خوب هم توشون هست.

  16. key1one :گفت

    گالري عكس فيد : براي خوراك خوانتون يك عكس جالب انتخاب كنيد.
    http://www.key1one.wordpress.com
    براي ايجاد و پيشرفت فرهنگ خوراك خواني

  17. mychamber :گفت

    من هم مدتی پیش کرد‌ها بودم، خیل آدم‌های مهمان نواز و خوبی هستند. ما که این چیز‌هایی که در موردشون می‌گن ندیدیم
    …………………….
    منم جز

  18. میلاد :گفت

    majik عزيز خوبي از خودتون نبوده، هر جايي خوب و بد داره. يه كم فكر كن…

  19. avin :گفت

    baiad ba kordha zendegi karde bashi ta anha ra beshnasid.mochakeram masod jan

    ………………….
    چاکرم 🙂

  20. andisheyesabz :گفت

    سلام!
    خوشحالم که این مطلب رو اینجا خوندم !همه جا آدم خوب و بد داریم 1الان چند روزه دیگه قراره بریم کردستان بچه ها همش میگن مواظب باشید سرتون رو نبرن !
    به خدا چند سال پیش ه م کردستان رفته بودیم !مردم خیلی مهربونی داره !
    چرا اینو نمیفهمن؟
    ……………………….
    سلام
    نه اقا برو با من 🙂

  21. بسیجی :گفت

    ممنونم ازت. گاهی وقت ها گاهی چیزها پیش می آد که آدم تو معرکه امتحان قرار می گیره. یا خودش یا آدمای دوروبرش. فکر می کردی من هم مثل اون ……………………
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    چرا خودتو زدی به خریت(بلانسبت!).
    یا علی
    …………………………………………………………..
    حالا تو اینو بکن شب عاشورا …! استغفرالله خودتم بذار جای امام حسین …! مارم بذار جای همونایی که تو چراغ خاموشی امام حسین رو تنها گذاشتن ! نامرد بودن ! بی معرفت بودن ! پست فطرت بودن ! عیبی نداره …سیبیل که نداریم اما زیر سیبیلی رد میکنیم ! بذار یه چیزی بهت بگم …! خیلی ازت خوشم میومد و میا د … البت قبلا بیشتر میومد الان کمتر … ادمایی مثه تو رو زیاد دیدم ! تو فک کردی من کی هستم ! اونموقعی که شما هسته های خرما رو تو خرما پزون مسجد سلیمون مینداختین تو کارون منم تو همون گرما با خرماها پخته شدم ! اهل کینه هم نیستم داداش …شما دوست داری بری برو … بسلامت یا علی ! یا تو نمیفهمی من دارم چیکار میکنم یا خودتو زدی به نفهمی ! تو اتوبان میشه تخت گاز رفت … توی شهر اروم و با احتیاط … توی گردنه ها اروم تر …. توی میدون مین با ملاحظه تر …. همه جا که نمیشه پا رو گذاشت روی گاز عشقی که ! یاد همون بسیجی بی ترمز افتادم ! 🙂
    جدای از همه حرفا … جدای از همه کس شعرایی که بارمون کردی ! … یه جورایی باهات احساس نزدیکی میکنم … نمیدونم چرا ؟

  22. پاپیروس :گفت

    جالب بود خاطراتتون
    اما اگر فقط با یه عکس گرفتن و سلام و علیک ملتی رو بشناسیم که خیلی زود همه رو می تونیم بشناسیم
    اگر چه همه جا خوب و بد هست اما قضاوت ما آدما فقط از شنیده هایی بود که تا حالا داشتیم
    به کردها خیلی ظلم شده و هنوز هم می شه اما هیشکی صداش در نمیاد و مثل مردم غزه و فلسطین براشون دل نمی سوزونن
    اول فک کردم این avin جان رو می شناسم اما نوع نوشته هاش با دوست من فرق داشت و مسلماً همون دوست آشنای من نبود اما انگار یه نقطه مشترکی با ایشون دارم
    majik گفته از بعضی کردا خوشش نمیاد
    می شه بگه اون بعضیا کیا بودن تا ما هم بدونیم و خوشمان نیاد؟

    موفق باشی آقا مسعود مشهدی
    ……………………………….
    سلام
    اگه دقت کرده باشی اون مقدمه اشنایی بود … بعد ها خیلی با کرد ها نشست و برخاست داشتم …
    شما هم موفق باشی

  23. Arsin :گفت

    سلام دايي گلم
    ايول تيپ . دايي تيپي به هم زده بودي براي خودت .
    روز به روز به داشتن دايي اي مثل تو بيشتر افتخار مي كنم .
    زنده باشي دايي 🙂
    …………………………………..
    سلام دایی تو کجایی 🙂
    سرکار میذاری دایی …داشتیم ؟
    چاکریم ..

  24. یه بنده خدا :گفت

    احساس نزدیکیتو نمی خوام، پیشکش خودت! 🙂

    فکر نکن نوبرشو آوردی بچه مشهد :)))))))))) زیر پنجره فولادی خفتت می کنم، صحن کهنه بود یا نو؟ می دونی چند ساله مشهد نیومدم …… حدود هفده ساله! می دونی الان چقدر دورم ازش؟ نمی دونی که!
    …………………………………………….
    بجهنم که نزدیکی نمیخوای … ای کاش شهید میشدی از شرت راحت میشدیم 🙂
    شهید نه …. مفقود الاثر … گرچه که لیاقتشو نداشتی 🙂
    نوبر مال بهاره اقا … چاقاله و گوجه سبز …

    خوشم میاد ازت … عین کنه میمونی … مواظب باش یکی شرق نزنه روت هر چی خوردی پس بدی بیرون !
    راستش رو بگم دلم میخواد …. هیچی … دلم غلط زیادی کرد … راستش بعضی وقتا اینقدر ازت بدم میاد که دلم میخواد بندازمت زیر شنی های نفر بر … گاهی هم عاشقت میشم دلم میخواد بغلت کنم و یه شیکم سیر گریه کنم ! تو چه میفهمی …؟ هیچی ….
    اقا اگه اومدی رخت و لباس نو تنت کنی … خاک تو سر با همون لباسای خاکی خلی نیای زشته … یکی با همون لباسا اومد هلش دادن بیرون در رو بستن ! منو ببخش اقا اینجوری حرف میزنم … میدونم کار زشتیه …میدونم بزرگی …اقایی ..گلی … اما دیوونه هر گهی هستی واس خودتی 😦
    کاش فهمیده باشی چی گفتم …. دوستت دارم به مولا … گرچه لایقش نیستی 🙂

  25. saeed :گفت

    سلام مسعود جان. سال نو مبارك. پيروز و تندرست باشي، عزيز.
    ممنون از اينكه من رو هم قابل دونستي و به مسابقه‌ي عكس قديمي دعوت كردي، راستش ما كه قابل نيستيم و سابقه‌ي چنداني نداريم، بعيد هست كه مورد توجه بزرگواران باشه. اما به خوبي خودت، اين كارو مي كنم. اون موقع هت يعتي 13 سال پيش من فقط يه عالمه لپ بودم، احتمالا موچبات انبساط خاطر خواهد شد.
    ……………………………………………………………………
    سلام سعید جان
    همون لپ ها مارو کفایت میکنه اقا 🙂

  26. یه اشنای غریب :گفت

    من انقدر خرم … حالا زوده بفهمی. دیگه اینکه، اگه عاشقت بشم، نمی تونم بکشم بیرون … بلبل هزارتا بچه می زاد، یکیش می شه قناری، بقیه سره می شن یره. تو قناری هستی. نه واسه بقیه، واسه خودم!

    دیگه اینکه خاک بر سر من کنن که انققققققققدر دورم از تو و امام رضا که به خواب هم نمی بینی! وقتی دلم هواشو می کنه فقط اینو می خونم:
    تو دل یه مزرعه، یه کلاغ روسیاه – هوائی شده بره، پابوس امام رضا – اما اون فکر می کنه، اونجا جای کفتراس – آخه من کجا برم، یه کلاغ که روسیاس – من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم – میون اون کبوترا، با چه روئی بپرم ؟ – تو همین فکرا بودش، کلاغ عاشقمون – یه دلش می گفت برو، یه دلش می گفت بمون – که یهو صدائی گفت، تو نترس و راهی شو – به سیاهی فکر نکن، تو یه زائری برو …..من که توی سیاهیا …. از همه رو سیاه ترم … میون اون کبوترا …. با چه روئی بپرم ………… عمو مسعود….
    _____________________

    بسه دیگه قرطی بازی …. مسعود کمک می تونی بکنی؟
    ___________________________

    راستی، هنوز از سر در بازار رضا که وارد می شی، بوی زعفرون می زنه توی سروکلت یا نه؟ :))))
    …………………………………………………………………………………..
    ادمایی مثه تو همه خرن … اصن یه جورین ! پاش برسه زندگیشون رو میدن ! دیدم عین تو رو خیلی … عین خر میمونین …فهم و شعور که ندارین که …من میشناسمت دایی ! عین کف دست …چی فک کردی …بچه گیر اوردی مسلمون ! بچه هستیم اما نه اونقدر که تو فک کردی !
    عین همین مشکلی که میگی برای منم پیش اومد اقا … ایمیل منم حک شد همون ایمیلی که باهاش ثبت نام کردم … با ایمیل جدیدم یه ایمیل فرستادم و خواهش کردم چون ایمیل قبلی حک شده این رو جایگزین کنن … حالا اگه تو ایمیل دیگه نداری یه ایمیل جدید بساز و با همون ایمیل بزن که جایگزین بشه ..!
    حیف که خری والا حواست به خیلی چیزا بود … قبلا هم گفتم ادمایی عین تو همشون خرن ! شماها اگه یه جو عقل تو کله تون بود مملکت گلستون بود …! اما نه خداییش خیلی هم خر نیستی ..! اما یه جای کارت میلنگه ….هوا ورت داشته … یه جوالدوز وردار بزن دره کونت بادت خالی شه …اینجوری بهتره 🙂
    بوی زعفرون رو ولش کن … بوی گلاب بغل ضریح رو بچسب ….!

  27. saeed :گفت

    مسعود جان. شما لطف داري. راستي يه مظلبي اينكه آدرس و نام وبلاگو عوض كردم. اگر زحمتي نيست در لينك ها اصلاح كنيد. اون قضيه هم چشم. به محض تموم شدن طراحي سايت (فكر كنم تا امروز عصر) اطاعت امر ميشه و عكسو مي ذارم.
    پايدار باشي
    ………………………………
    ممنون سعید جان
    اوامر اطاعت شد 🙂

  28. majik :گفت

    به میلاد عزیز:
    اگه یه بار دیگه کامنت منو بخونی می بینی که من گفتم همه جا خوب و بد داره. ولی من کرد خوب کم دیدم. متاسفانه!

    به پاپیروس عزیز:
    من فقط دو ماه با کردجماعت زندگی کردم. خیلی عجیبه ولی من و دوستام تو همین مدت کوتاه چندین بار مورد لطف کردهای عزیز کرمانشاه قرار گرفیتم. یکی از دوستامو که پیراهن مقدس! سربازی هم تنش بود رو بردن تو بیابون و لخت مادرزاد رهاش کردن. به عملیات شریف زورگیری موبایل و کیف پول یکی دیگه از دوستام رو هم گرفتن. در کل اون 60 روز روزگار بدی بود با کردها. نمی دونم اون کردها چه مشخصه یی داشتن که بهت بگم تا اونا رو بشناسی ولی اینو می دونم که به ظاهر هیچ تفاوتی بین اونا و بقیه نبود.
    باز هم می گم همه جا خوب و بد داره ولی من خوباشو کم دیدم!

  29. edi :گفت

    چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم
    ……………………
    ممنون 🙂

  30. سلام
    با آمدن بهار و آغاز عید باستانی نوروز بهونه دات نت هم با آپی بهاری خدمت شما دوستای گلش اومده
    تا ضمن عرض تبریک , شما رو به خوندن مطلب جدید سایت دعوت کنه ..
    ضمن سپاس از شما دوستان عزیز که منو تو این یک سال تنها نذاشتید
    و همواره با ایمیل و کامنت های محبت آمیزتون منو مورد لطف خود قرار داده اید ..
    منتظر و متشکرم
    امیر احسان

  31. dashpori :گفت

    ما که یه دفعه رفتیم سنندج چاقو خردیم برگشتیم
    حتی نیرو انتظامی هم نیومد جدا مون کنه
    کردا هم خوب و بد دارن ما گیر بداشون افتادیم!

  32. ستاره :گفت

    عکس کجاست من نمی بینمش؟!
    ………………………………………
    حذف شده 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s