دیگه دلم نمیخواد بنویسم !

دیگه دلم نمیخواد بنویسم ! یعنی دیگه دلم نمیخواد واقعیت ها و درد های اجتماع رو که میبینم بنویسم ! اگه دستم به قلم بره فقط داستان مینویسم ! همینجا به همه دوستان میگم که از این به بعد اگر نوشته ای از من خوندند بدونن که داستان و بقول بعضی از دوستان ساخته و پرداخته ذهن خلاق منه ! یا شایدم سر دلم سنگین بوده شب خواب دیدم ! فرقی نمیکنه … فقط بدونین واقعیت نیست !

شاید دلتون بخواد فکر کنید که انسانیت مرده ! بخواید فکر کنید دیگه هیچ کس به کس دیگه ای کمک نمیکنه ! نه سرهنگی دگمه ادم عقب مونده ای رو میبنده و بهش سلام نظامی میده و نه کسی به یه پیرزن درمونده کمک میکنه ! نه پسری ساندویچ قند میخوره و نه بچه ای یه موز رو میدزده و با پوست میخوره ! شاید دلتون نخواد این چیزارو باور نکنید !

پس دیگه اگه کسی اومد بهتون گفت بهترین غذای یک خانواده جگره سفیده با پای مرغ باور نکنید ! اگه گفت مرغای مرده رو از پشت مرغداری جمع میکردن میخوردن باور نکنید ! اگه گفت مردی رحم زنش رو اجاره داد باور نکنید ! بدونید همه اینها ساخته و پرداخته یک ذهن خلاقه !! یا خوابهای پریشان یه ادم فضول !

دیگه دلم نمیخواد بنویسم ! دلم نمیخواد کسی بهم نیشخند بزنه ! یا تهمت خواب دیدن ! یا پرسیدن ادرس قصابی ! ادما اینروزا به هم اعتماد ندارن …. باور ندارن که هنوز ادما به هم کمک میکنن ! هنوز برای هم اشک میریزن ! هنوز برای هم غصه میخورن و هنوز از سهم خودشون انفاق میکنن !  چه اصراری هست برای بیان این چیزها ! خیلی ها انگار یادشون رفته همین چند وقت پیش یه کاربربالاترین گفت پسرم مریضه و چقدر دوستان داوطلب کمک شدند و شماره حساب خواستند ! 

دیگه دلم میخواد فقط داستان بنویسم ! واقعیت ها بمونه برای خودم و دل خوش باورم که هنوز باورش میشه این چیزارو … هنوز باورش میشه که توی خیابونای این شهر غریب بوی ادم میاد ! ….. والسلام

Advertisements
این نوشته در جامعه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

35 پاسخ برای دیگه دلم نمیخواد بنویسم !

  1. aleph.mim :گفت

    این تردید…تردید توی هویت خود ماست. ماها دچار تردید شدیم که هنوز خوبیم یا نه.
    …………………………………….
    خدا کنه این تردید برطرف بشه 🙂

  2. نازنین :گفت

    سلام . سال نو مبارک .
    ……………….
    سلام
    سال نوی شما هم مبارک

  3. shahram :گفت

    digeh delam nemihkad bekhandam.mikham geryeh konam.mihkam dad bezanam va az hkoda geleh konam.delam mikhad baray hamisheh bekhabam va bidar nasham.delam gerefteh.midoonid delam gerefteh mesleh kheiliha.vali man delam khooneh.digeh zendegi ro doost nadaram.
    ……………………………….
    مرسی شهرام جان که دلگرمی دادی 🙂

  4. elham :گفت

    من ايران زندگی نميكنم. شنيدن اين جور محبتها يا بی رحمی ها -مثل قصابه- عجيب نيست. اين جور محبتها توی خيلی از كشورها هست. فقط مخصوص ايرانيها نيست كه من يا دوستان بخواند بهش افتخار كنند. جايی كه من هستم بهشت برين نيست، ولی كمك كردن به بقيه افتخار نيست، وظيفه به حساب مياد.
    در جواب كسانی هم كه مطلب شما رو باور نكردند، فقط براشون متئاسفم كه باور نميكنند كسانی هستند كه برای فقر يا دلشكستگی ديگران دل ميسوزونند.
    خواهش ميكنم باز هم بنويسيد.
    ……………………………………
    سال خوبی داشته باشید 🙂

  5. ماهک :گفت

    سلام آقا مسعود

    معلومه که دلتون خیلی پره !! منم جای شما بودم دلخور میشوذم از این حرفای بدون فکر

    اونایی که باور نمی کنن لابد تو این کشور زندگی نمیکنند!!!

    حالا جدا از دلخوری ها .. آقا مسعود خاطرات دوران کودکی رو نمینویسین؟؟:(

    به نظر من زیباترین نوشته هاتون هموناست که مربوط به خاطرات شماست
    غصه خوردم این پست رو خوندم

    سال خوبی داشته باشید
    ………………………
    سلام
    سال خوبی داشته باشین 🙂

  6. اردلان. :گفت

    مسعود جان و گرامی دوست,

    اگر به خودت و کارت باور و ایمان داری حتی یک لحظه نباید اجازه کوچکترین خللی در این راستا بخودت راه دهی,

    این کلام را هرگز فراموش نکن که,

    گر ما ز سر بریده میترسیدیم در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم,

    با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی بگذار تا بمیرد در عین خود پرستی,

    مسعود عزیز,
    با امید به اینکه قلمت و این سایت پر مهر که سرای عاشقان و یکدلان است را هر لحظه پویاتر ببینیم,
    همواره دلت شاد و لبت پر خنده و ایام بکامت باد,
    …………………………………….
    سلام اردلان جان
    سال خوبی داشته باشی عزیز 🙂

  7. Arsin :گفت

    سلام دایی جون
    فرا رسیدن عید باستانی نوروز و آمدن بهار دل انگیز را بهتون تبریک میگم
    امیدوارم سال خوب و خوشد داشته باشید.
    ………………………………………….
    سلام دایی
    سال خوب و خوشی داشته باشی … 🙂

  8. سيروس :گفت

    سلام و سال نو مبارك مسعود جان

  9. علیرضا :گفت

    یه بار دیگه به یه مشهدی تو عمرمون اعتماد کردیم باز تو زرد از آب در اومد!
    چی شد رفیق… ما تازه داشتیم با نوشته هات حال مضاعف می کردیم با مرام!
    عزیزم ما رو هم با دل خوش باورت باز سهیم کن!
    من هم فکر میکنم نباید بی خیال شی.
    عزت مزید.

  10. شیدا :گفت

    نه بنویس بگذار انهایی که فکر می کنند راست نیست فکر کنند از رو خوابهایت نوشتی ولی بقیه که هستند که اشک بریزند

  11. شیدا :گفت

    راستی یادم نرفت ولی دکمه را زود زدم ، نوروزت پیروز
    ………………………………….
    سال خوبی داشته باشی

  12. آرش :گفت

    میخواهی بنویس میخواهی ننویس لوش ننر بچه ننه قر قروو یه جماعتی رو گذاشتی سر کار که نمی نویسم خب به درک ننویس

  13. پژوهنده :گفت

    همیشه آدمهای بی مایه و کم ظرفیتی هستند که وقتی جوابی برای یک مطلب پیدا نمیکنند دنبال تخطئه کردن و تکذیب و .. میرن. جای تعجب نداره، تحملشون کنید.

  14. سهيل :گفت

    چند وقتی ميشه که نوشته های زيبای شما رو ميخونم.
    ممنونم که مينويسین.

    سال نو مبارک
    سهيل

  15. alireza :گفت

    یکی از مسخره ترین چیزا اینه که همینجوری الکی بگی : می فهمم چی میگی!
    ولی جدا می فهمم چی می گی!
    یک دوربین بگیر(هر چی بزرگتر بهتر، کلاس داره!) برو عکاسی کن و یک سری مسائل فنی رو هم یاد بگیر و یا نقاشی کن ، یا بنویس …
    خلاصه یک کاریش بکن!
    روحیت بیشتر به مستند ساز و عکاس می خوره اونم از نوع اجتماعیش…
    اینایی که می نوشتی خود هنره!
    جدی میگم…
    فقط باید از اینایی که گفتی فیلم برداری کنی…
    یا عکس بگیری (به نظر من فیلم بهتره!)
    از ما گفتن بود اگه نکنی یا یک بلایی سر خودت میاری یا یکی دیگه…
    موفق باشی

  16. نه تو
    نه بنويس مو باتووم

  17. درود
    مسعود جان نوروز پیروز
    من چیزی که می بینم را برات می گم ؛ فرض کن کسی باور نکنه که هنوز هستند کسانی که به یه پیرزن یا جوون عقب مانده ذهنی کمک کنند . فرض کن همه به این باور رسیده اند که انسانیت در جامعه ایرانی کیمیا شده است .
    اما یه چیزی؛
    به نظرت نیاز نیست که به مردم یاد آوری بشه که این پیرزن هست؟این جوون عقب مانده هست؟ محرویت هست و نادیده گرفتن آن یعنی مرگ و تلاش برای برطرف کردن آن زندگی بخشیدن .
    اگر تصمیم گرفته ای که دیگر مشکلاتی را که می بینی برای دیگران مطرح نکنی به دسته اول پیوسته ای ؛
    ببخشید رک بگم : یعنی دیگه این مسائل برای خودت هم مهم نیست . اگر می توانی فریاد بزنی و نزنی ظلم کردی در حق آن چه دیده ای و آن کس که خبر ندارد و با فریاد تو خبردار می شود و تلنگری می خورد.
    استوار و آگاه باشید

  18. علیرضا :گفت

    مسعود جان سلام.
    من تقریبا هر روز مطالب وبلاگ قشنگت رو میخونم.
    کاری ندارم کی چی میگه و چی گفتن که اینطور دلخور شدی. مهم اینه که خاص مینویسی. حرف دل مینویسی.
    تو وقتی صحنه ای رو که سرهنگ، دکمه لباس او عقب افتاده رو میبنده دیدی، اشک تو چشمات جمع شد. و من با خوندن مطلب ت اشک تو چشمام جمع شد.

    تو اون پیرزن بنده خدا رو دیدی و من در حسرت این موندم که چرا اونجا نبودم تا من هم کمکی هر چند ناچیز به اون بنده خدا بکنم. ولی خوشحالم از این که هنوز انسانهایی هستند که این زمونه بی رحم اونا رو سنگدل نکرده.

    مسعود جان.
    بی تعارف بگم، چون مطالبت واقعی هستند باعث میشه که من هر روز به اینجا سر بزنم. و اگر بدونم که میخوای بری سراغ داستانسرایی، دیگه هیچ انگیزه ای برای سر زدن به وبلاگ قشنگت رو ندارم.
    داستان تا دلت بخواد تواینترنت ریخته. این حرف دله که کم گفته میشه. واقعیت های زندگیه که نوشته نمیشه.
    از تو میخوام که باز هم حقایق رو بنویسی. چه تلخ و چه شیرین.
    ممنون از وقتی که برای خوندن این کامنت گذاشتی.

  19. majik :گفت

    چه تلخ نوشتی دداش!
    تلخ نویسی رو ازت یاد گرفتیم، مارو تنها نذار.
    با ما باش.

  20. majik :گفت

    راستی عیدتم مبارک.

  21. M/2.DE@Tl-l :گفت

    آدم نباید با چندتا حرف از آدما از عقیده و باورش دست برداره چون اون موقعه اون آدما فکر میکنن که شکست خوردی و اونا به هدفشون رسیدن!!

    در ضمن اگه کسی چشم و گوشش رو وا کنه میتونه انسانیت رو ببینه ولی همون آدما که گفتم نمی ذارن و به نظر من این وظیفه ماست که این حقایق رو نشون بدیم.

    من اگه دست به قلمم خوب بود حتماً این کارو می کردم ولی حیف که … !
    ==============================================
    سايه حق
    سلام عشق
    سعادت روح
    سلامت تن
    سرمستي بهار
    سکوت دعا
    سرور جاودانه
    اين است هفت سين آريايي
    نوروز مبارک
    ==============================================
    يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
    رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
    تنها دل ساده ايست دارايي ما
    آن هم شب عيد تقديم تو باد
    ==============================================
    دنيا را برايتان شاد شاد
    و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
    هر روزتان نوروز
    ==============================================
    با آرزوي
    12 ماه شادي،
    52 هفته پيروزي،
    365 روز سلامتي،
    8760 ساعت عشق،
    525600 دقيقه برکت،
    3153000 ثانيه دوستي.
    سال نو مبارک باد
    ==============================================
    سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
    بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
    سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
    اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
    ********سال نو مبارك********
    ==============================================
    بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
    آغاز بهار بر شما مبارک
    ==============================================
    چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،
    روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
    همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!
    ==============================================
    بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
    دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم
    ==============================================
    سلامتي
    سعادت
    سيادت
    سرور
    سروري
    سبزي
    سرزندگي
    هفت سين سفره زندگيتان باشد.
    نوروز مبارک
    ==============================================
    دنيا را برايتان شاد شاد
    و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
    هر روزتان نوروز

    *******نوروز مبارک*******

  22. مجید :گفت

    همه هیچی ولی اگه نمیخوای راجع بهش بنویسی پس این نوشته ای که راجع به وبلاگت این توضیح رو میگه چی؟
    مینویسم تا سبک شوم از بار غم هایی که کمرم را شکسته و ….!

  23. jenus :گفت

    اومده بودم که سال نو رو بهت تبریک بگم ولی با ناباوری به این مطلببت برخورد کردم خیلی ناراحت شدم.
    شاید نتونیم شما رو از این تصمیم منصرف کنیم ولی بازم هر روز میام سر می زنم شاید بتونم مطالب جالبت رو دو باره بخونم.
    سال نو مبارک

  24. tabook :گفت

    تا به امروز برای شما کامنت نذاشتم اما از متن جبهه ی که نوشته بودی با شما آشنا شدم و همیشه به شما سر می زنم .
    فقط می خواستم این را بگم که زشت آدم روی رفیق و دوستاش را زمین بندازه

    خیلی دوست دارم ادامه بدی به نوشتنت ، هر وقت متن های شما را می خوانم مو به تنم سیخ می شود.

    موفق باشید

  25. key1one :گفت

    درد و دل يك وبلاگ نويس با دوستان وبلاگ نويس موضوعي هستش كه تو كليد اول گذاشته شده و از همه وبلاگ نويسان خرفه اي درخواست ميشه براي كمك به امر وبلاگ نويسي در اين بحث شركت كنند.
    http://www.key1one.wordpress.com

  26. عرفان :گفت

    هر چند با خوندن مطالبت غم عالم و دنیا سر دلم می نشست اما در این شک ندارم که اینها حقایق جامعه ما بود که می نوشتی و ایمدوارم به نوشتنشون ادامه بدی همچنان.. نوروزت هم مبار. صد سال به از این سالها

  27. مهدي :گفت

    سلام، به نظر من موضوع اين نيست که چيزهايي که مي نويسي واقعيت داره يا نداره، موضوع جنس نوشته هاته که تقريبا منحصر بفرده

    شايد تو اوني نباشي که نون به يه يتيم مي ده يا گوشت و از اين حرفها، اما با اين نوشتن وظيفه ات رو ادا مي کني

    به اين جنس نوشتن ادامه بده، حالا مي خواي از خودت در بيار يا واقعيت رو مطرح کن

    بزار هر کسي خودش تصيميم بگيره نوشته ات واقعيه يا تخيليه، اما جنس نوشته رو تو انتخاب مي کني

  28. مرجان :گفت

    سلام همشهری
    سال نو رو بهت تبریک میگم
    و ازت میخوام که بازم مثه قبل بنویسی واسه اونهایی که قبولت دارن . اونهایی هم که قبولت ندارن انگار تو این دنیا و خصوصا تو ایران نیستن .
    برات آرزوی موفقییت و شادکامی و بهروزی از خداوند بزرگ دارم

  29. جیفات :گفت

    یعنه چی؟
    مگه متنی ننویسی یره؟
    اصن مدنی که مو از چشم تو مشد ره مدیدم؟
    مدنی وقتی مگفتی :قله. مو تموم خاک و خلا و تپه چپلای قله جلو چشام میمد؟
    گفتی میدون شهدا یاد او کله پزی کیثیفه افتادم با او سر و صدای میدون… او شلوغیا..
    حاله آمدی مگی تمینویسم؟مخی چشم مو ره کور کنی برار؟
    بچه قله مرامش ای نیست…
    تو بنویس بگذر هر کی مخانه نویشتت ره خودش قضاوت کنه…چکار دری که کی باور مکنه کی نه؟
    نکن ای کار ره… کورمان نکن …

  30. سلام
    یه سری اینجا بزن
    پشیمون نمیشی
    سال نو هم مبارک
    http://KHODA19.blogfa.com

  31. اردلان. :گفت

    مسعود جان عزیز,

    مطلب زیر را فقط جهت اینکه خستگی ناپذیرتر به مسئولیتی که در قبال میهنت و مردمت داری دعوتت میکنم,

    دقیق ترین تقویم جهان، هدیه خیام به ایرانیان,

    روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
    فردا که نیامدست فریاد مکن
    برنامده و گذشته بنیاد منه
    حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
    چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.

    این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز.

    در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد

    تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت.

    پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.

    منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.

    در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.

    در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.

    تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان – پایتخت سلجوقیان – و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.

    اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی.

    سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند

    همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.

    اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.

    تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.

    این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.

    سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.

    به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند

    به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.

    تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.

    این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.

    آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:

    خیام اگر ز باده مستی خوش باش
    با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت کار جهان نیستی است
    انگار که نیستی چو هستی خوش باش

    مسعود گرامی همه ما در قبال آن مردم خوب و با صفا مسئولیم حال هر ک به طریقی و مهمتر اینکه خرد گرایان خوب و بد و حقایق را از هم کاملا تشخیص میدهند پس بدون توجه به افکار متحجرین و کور دلان به راهی که انتخاب کردی پر بار تر از گذسته ادامه بده زیرا حقیقت نیازی به سانسور ندارد,

    مسعود گرامی پر بار و قلمت و کلامت پویاتر باد,

    با احترام,
    اردلان.

  32. روح الله :گفت

    سلام…

    من تا حالا چند بار واست کامنت گذاشتم….

    اغلب اوقات هم میام بهت سر می زنم….

    اینا را هم بی خیال….میگن دیگه….بازم بنویس…..

    اصلا یادم رفت عید را هم تبریک بگم….تو محضر آقا امام رضایی ما را هم دعا کن….ماها غریب رفتیم(به قول تو)

    عیدت مبارک و دلت شاد….دوست داشتی یه شعر جدید گفتم راجع به بهار….بهم سر بزن

    در پناه خدا …
    یا زهرا(س)

  33. پرواز :گفت

    سال نو بر دوست خوبم مسعود مشهدی مبارک. پاینده باشی گلم

  34. جیفات :گفت

    مسعود جان
    قهری با ما؟
    تبریک عید ما مشکل داشت پاکش کردی؟
    بدون که تگرانتم…
    ……………………………..
    نه دداش ای حرفا چیه ؟
    سال خوبی داشته باشی اقا … فکر نمکنم کامنتی ره پاک کرده بشم !
    مو خوبم یره :()

  35. anonymous :گفت

    سلام
    سال نو مبارک
    معمولا» تو سال جدید عیدی میدن،حال گیری نمی کنند.
    ………………
    سلام
    سال نوی شما هم مبارک
    نوشتن من هم خودش نوعی حالگیریه !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s