غنیمت جنگی !

یه عده از اسیرای عراقی رو داشتن به عقب خط منتقل میکردن … داشتم نگاهشون میکردم که دیدم یه بسیجی کم سن و سال یه اسیر عراقی قوی هیکل رو از بقیه جدا کرد و برد پشت یه کانتینر ! حس کنجکاویم گل کرد رفتم ببینم چیکار میخواد بکنه … دیدم داره با کلاش تهدیدش میکنه و میگه شلوارتو در بیار ! اسیر عراقی متوجه نمیشد چی میگه … بسیجیه گفت : خا … بهت میگم شلوارت رو در بیار و بالاخره تونست بهش بفهمونه منظورش چیه ! اسیر عراقی شروع کرد به باز کردن فانوسقه اش … به بسیجیه نگاه کردم دیدم داره شلوار خودش رو هم در میاره ! از تعجب خشکم زده بود و مونده بودم این بسیجیه کم سن و سال با این عراقی تنومند میخواد چیکار کنه !

دوتایی که شلواراشون رو دراوردن بسیجیه شلوارش رو انداخت طرف اسیر عراقی و گفت بپوش …. خودش هم شلوار اون رو گرفت پوشید …! رفتم جلو گفتم این چه کاریه برادر ؟ گفت : غنیمت جنگیه ! شلوارش امریکاییه ! حیفه پای این بعثی باشه ! گفتم اخه این که برای تو بزرگه …داره از کونت میفته که ! گفت : بیخیال … میدم خیاطی اردوگاه کوچیکش کنه ! قیافه اسیر عراقی با اون شلوار بد جوری مضحک شده بود ! تنگ و کوتاه بودن شلوار حالت مسخره ای داده بود بهش … یه لحظه نگاهش تو نگام افتاد و حس کردم غرورش بدجوری جریحه داره شده و با اون شلوار خجالت میکشه !

سریع رفتم تدارکات گردان خودمون و یه شلوار سایز بزرگ گرفتم برگشتم … دیدم بسیجبه اسیر عراقی رو اورده پهلوی بقیه اسرا و خودش نیست … شلوار رو دادم به اسیر عراقی و بهش فهموندم که اندازشه … شلوار رو پوشید و به زبون عربی تشکر کرد … دستش رو با تردید اورد جلو که دست بده … محکم باهاش دست دادم … توی چشماش حس قدر شناسی بود و ته لبخندی هم روی لباش … موقعی که راه افتادن برن به طرف پشت خط برگشت برام دست تکون داد … هیچوقت یادم نمیره قیافه شو … ! و اینم یادم نمیره که ما همه انسانیم گرچه با هم در جنگ باشیم !

Advertisements
این نوشته در خاطرات ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

25 پاسخ برای غنیمت جنگی !

  1. پدرام :گفت

    باز هم مثل همیشه خوندنی بود.بهترین کارو انجام دادین.هیچ چیز بدتر از شکستن غرور یک نفر نیست٬حتی اگه دشمن باشه.

  2. داوود :گفت

    چرا با این داستان سرایی ها ارزش کار بچه های جنگ رو میارین پایین؟
    نتیجه این داستان چی میتونه باشه جز هتک حرمت فرهنگ بسیج؟!
    ________________________________________
    داستان سرایی ؟
    من نه با بسیج مخالفم نه با هیچ ارگان دیگه ای … من با نامردی و نامردمی مخالفم عزیز .. در ضمن این داستان نیست … میخوای خاطره یه سنگر رو بگم که یه بسیجی نارنجک انداخت توش ؟ اینجا نه بسیجی بودن مهمه نه ارتشی بودن … ادم بودنه که مهمه در اون شرایط ! منم گاهی ادم نبودم … اونجاشض رو هم میگم … شب دراز و قلندر بیدار !

  3. احسان :گفت

    يك نكته خيلي مهم در مورد نوشته‌هاتون اينه كه فضاي خاطراتي رو كه از جنگ مي‌نويسيد، من خودم به شخصه هيچ جايي نديدم. همه جا صحبت از قهرماني و فرهنگ ايثار و … اينهاست. اما شما به جنبه‌هاي ديگري از جنگ كه البته جزو واقعيتهاي اونهم بوده پرداخته‌ايد. بهر حال من كه هم لذت مي‌برم.
    خيلي هنر مي‌خواد كه آدم وسط جنگ حواسش به اطرافش باشه و به اين مسائل انساني هم توجه داشته باشه.

  4. محمدعلی :گفت

    از مهمان نوازی ایرانی ها هست دیگه نه ؟! برعکس اون توریستی که سر آفتابه داشت کتک میخورد … .

  5. همین طور ادامه بده… واقعاً جای یک همچین توصیفاتی از جنگ بدون تمایلات سیاسی و مذهبی خالیست

  6. روزبه :گفت

    Kheili kheili ghashang bood!

  7. پاپک :گفت

    باز اشک منو درآوردی مسعود جان
    مرده ی مراممتیم داداش

  8. اردلان :گفت

    مسعود گرامی درودی به گرمای خلیج همیشه پارس و خسته نباشید,
    مقام والای انسانیت آنهم در فرهنگ ایرانی همواره جایگاه ویژه خودش را داشته و در طول تاریخ هیچ سردار ایرانی جز محبت و اصول انسانی با اسرای جنگی نداشته و این کارت ارزشی والا در اصالت و ریشه کهن دیاران ایران دارد با اینکه سربازان عراقی بسیار جنایت کردند ولی ایرانی همواره جوابها را با محبت و انساندوستی داده,
    به امید روزی که هرگز شاهد هیچ جنگی نباشیم که ثمری جز فقر و فحشا نیست,
    به گفته کورش ابر مرد بشریت,
    ای اهورا ایران را همواره از جنگ,دروغ,خشکسالی در امان بدار که متاسفانه همیشه توسط تهی مغزانی هر سه مورد را تجربه کردیم,
    همواره ایام بکامت و سرفراز باشی مسعود عزیز,
    دوستدارت,
    اردلان.

  9. عجبااااااااااااااااااااااااااااااااا
    این ایرانیا ایرانی بودنشون رو همه جا نشون میدن حتی تو جنگ !!!

  10. مهدی :گفت

    باب با مرام… بابا با معرفت … بابا کنوانسیون ژنو…بابا بچه مشهد …
    مو یکی که نوکرتم دربست … از دره خنتان که چارا میدونه تا خوده حرم…

  11. hossein :گفت

    karet doroste javoonmard, mishe beporsam shoma chand saletoone?

  12. Avaz :گفت

    khyliiiiiiiiiii ghashang bod….. rasty baziya migan aslan araghiya arezoshon bod asir shan az bas ke beheshon sadam sakht migerefte ,in raste ??????? bazam mamnon

  13. درود
    جالب بود و قابل تامل…
    بدرود

  14. majik :گفت

    سلام دداش!
    خیلی باحال بود.

  15. امیر :گفت

    من متوجه نمیشم این بسیجی ها از این طرف میگن مرگ بر آمریکا از این طرف جنس های آمریکایی رو روی هوا می قاپن!!!!!!!

    http://www.DrLearn.ir

  16. امیر :گفت

    دَمِت گرم یَره، انصافاً بچه ی مِشَدی.

  17. حسین :گفت

    سلام عزیز
    من در وردپرس تازه واردم و با مطلب جشنواره ی فیلم فجر و واکنش هنرمندان به روزم
    امیدوارم به ما سر بزنی و اگه درخور و قابل دونستی تبادل لینکی هم داشته باشیم .
    شاد باشی یره

  18. حسین :گفت

    در ضمن من چند تا رفیق ِ هم خدمتی ِ مِشِدی داشتم که بارزترین خصوصیتشون قلدریشون بود .
    شما همتون اینطوری هستید ؟

  19. donya :گفت

    jalab bood amma mikhastam begam to inja ham ke man zandegi mikonam poole aftabeh migirand doste aziz , shoma age to alman beyaeid ve bekhahid WC beravid bayad hatman pooli bepardazid , albate mitonid az in kar dar berid amma ye joori neghat mikonand ke
    fakr mikoni chon ye khareji hasti chii nemifhami , , are hamvataneh gherami in chizha der in keshvarha adi ast .
    ………………………
    اونجا یقه شما رو که نمیگیرن بابت این پول نذارن بری که … اره ؟

  20. donya :گفت

    bebakhshid man nazaram ro eshtebahi to inja nevashtam ,
    in nazar darbareh matlabe badi shoma bood

  21. mehdi khantan :گفت

    salam
    daram donbale dareye khantan migardam mishe komakam konid?
    mamnun misham

  22. بازتاب: عکس های شاتوت در جبهه ! « تلخ نوشته های یک مشهدی

  23. کامیار :گفت

    صداقت خاصی در نوشته های شما هست

  24. ندا :گفت

    واي اولش رو كه خوندم فكر م رفت اونجايي كه نبايد بره

    اما اينو جدي ميگم
    شما با اين كارتون كه كرديد جوانمردي تون رو اثبات كرديد مرحبا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s