چند ماه قبل برای اولین بار به منزل دوستان خانوادگی یکی از اقوام که افغان بودند دعوت شدیم! اگر بگم ذهنیت من نسبت به افغان ها خیلی خوب بود دروغ گفتم چون تصویری که در ذهن من از افغان و افغانستان حک شده بود زیاد تصویر شفاف و زیبایی نبود!
کلا تصویری که از افغان ها در ذهن بعضی از ایرانی ها حک شده یاد اور مواردی مثل کارگری؛ دزدی؛ تجاوز؛ بی فرهنگی: طالبان و تحجر است! درست عین تصویری که در ذهن مردم بعضی کشور ها از ایرانی جماعت حک شده و ایرانی رو مساوی با تروریست و خرابکار میدونن! این خانواده افغان دو دختر و یک پسر داشتندکه هر دو دخترشان لباس محلی پوشیده بودند! با اینکه بار اول بود که به منزل اونها میرفتم اما چنان برخورد گرم و صمیمانه ای داشتند که احساس خوشایندی به من دست داد و بسیار احساس راحتی کردم!
پذیرایی ساده و بی ریای اونها که تموم شد سفره شام رو پهن کردن که شامل چند نوع غذای خوشمزه محلی افغانستان مثل بولانی و قابلی پلو بود. پدر خانواده فردی فرهنگی و ادیب بود و با لهجه شیرینش بعد از شام برامون شعر خوند! دختر خانواده و پسرشون هم شعر خوندن و با دست زدن مهمان ها و رقص زیبای دختر کوچکشان گرمی خاصی به مجلس داده شد! غلو نکردم اگر بگم اون شب یکی از بهترین شب هایی بود که به مهمانی میرفتم گرچه قبل از رفتن دلشوره داشتم!
بعد از اون مهمونی بواسطه اونها با چند خانواده افغان دیگه هم اشنا شدم و بعد از مراودت و هم نشینی با اونها شیشه ذهنم نسبت به جماعت افغان کاملا شفاف شد … گاهی از برخورد بعضی از هموطنانم با افغان ها شرمنده میشم و خجالت میکشم! به نظر من این نوع برخورد ها بجای اینکه افغان رو حقیر کنه شخصیت خودمون رو حقیر و کوچک میکنه! اگر یک افغان جرمی رو مرتکب میشه نباید تعمیم به تمام افغان ها بدیم! مگر ایرانی و اروپایی جرم و جنایت نمیکنه؟ افغان ها انسانهایی خون گرم و مهمان نواز و البته زجر کشیده و با احساسی هستند … کاش خیلی از ماها شیشه ذهنمون رو نسبت به اونها شفاف کنیم! تکه ای از شعر محمد کاظم کاظمی عزیز شاعر افغان رو تقدیم میکنم به تمام دوستانی که با افغان ها نامهربانند!
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پياده آمدهبودم، پياده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد
و سفرهاي كه تهيبود، بسته خواهدشد
اگرچه مزرع ما دانههاي جو هم داشت
و چند بتة مستوجب درو هم داشت
اگرچه تلخ شد آرامش هميشةتان
اگرچه كودك من سنگ زد به شيشة تان
اگرچه متهم جرم مستند بودم
اگرچه لايق سنگيني لحد بودم
دم سفر مپسنديد نااميد مرا
ولو دروغ، عزيزان! بحل كنيد مرا
تمام آنچه ندارم، نهاده خواهمرفت
پياده آمدهبودم، پياده خواهمرفت
به اين امام قسم، چيز ديگري نبرم
بهجز غبار حرم، چيز ديگري نبرم
خدا زياد كند اجر دين و دنياتان
و مستجاب شود باقي دعاهاتان
هميشه قلك فرزندهايتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد






جالب بود
مویم دوست افغان دارم. یکیشان که دکتره.
آره، همیطور که مگوی، خیلی فرهیخته و انسانهای شریفی اند.
………………………………………………….
مُویَم دوست افغان دِرُم … یکیشانَم دُکتره
ها ؛ همیجوره که مِگی …مِردُمونه خوب و با اصل و نسبی اَن
به به چه شعری کیف کردم
منم تا وقتی هم دانشگاهی افغانی پیدا نکرده بودم متاسفانه همین نظر رو داشتم.
در و گوهری است نهان در اندرونشان
گوهر شناسی بباید تا رها کند نشان
براستی هر کجا من با افغانیها روبرو شدم بجز مهربانی، دوستی، و مهماننوازی، ندیدهام و همچنین بسیاری از آنان انسانهای فرهیخته، و فرهنگ دوستی هستند که مایه سر بلندی همه فارسی زبانان هستند. به امید دوستی و همزیستی بیشتر بین همه فارسی زبانان !!!!
تورنتو، علی
یک پسر افغانی جوونی بود که سرایدار ساختمون ما بود. پسر فوق العاده مهربونی بود. با اهالی ساختمون طوری رفتار می کرد انگار که خونوادشن. برای همه دل می سوزوند. به همه هر کمکی که می تونست می کرد بدون اینکه جزو وظایفش باشه. یک طورایی هم چون من و همسرم از نظر سنی بهش نزدیکتر بودیم انگار با ما احساس صمیمیت بیشتری می کرد. رفت افغانستان که زن بگیره. نمی دونم بعدش چی شد. ولی من خیلی دلم براش تنگ می شه. بعد از اون یک ایرانی اومد به جاش. هرچند اونهم کارش رو درست انجام می داد, ولی نمی دونم چرا هیچ وقت نتونستم بهش احساس خوبی داشته باشم. به نظر می رسید یک حس بخل و کینه ای نسبت به آدمها داره. مثلا حس اینکه تو چرا داشته باشی و من نه.
جالبه که حتی الان بعد از این همه سال, از این سر دنیا من یاد “زمان” می افتم و فکر می کنم بالاخره زن گرفت؟ الان برگشته ایران؟ افغانستانه؟ سالمه؟ خوشحاله؟ نمی دونم چی می شه بعضی از آدمها این طور تو دل و ذهن آدم می شینن. مطمیناً از دل پاکشونه.
Woo!!!
کلی دلمُو شاد کردی، درستم کردی، یَرَه!!!!!!
خدا دلته شاد کِنه…
آمین.
منم متاسفانه نظر خوبی نداشتم بهشون.یادمه بچه که بودم،منو از افغانیها میترسوندند.تازه از ایران که در اومدم،باهشون از نزدیک آشنا شدم و از تفکری که داشتم ،خجالت کشیدم.یه بار اون موقع ها،به یکیشون به حالت فحش گفتم افغانی! هنوزم بعد از این همه سال بابتش عذاب وجدان دارم!
سلام
راستش من یک مشهدی هستم و در خانواده ای بزرگ شدم که با افاغنه رفتاری «بهتر از دیگران»داشت. علتش هم این بود که من و خانوادم عضو اقلیت دینی بهایی هستیم و میدونستیم احساس تبعیض چقدر سخته. من و دوستانم در تایباد خدمت کردیم و خیلی بهتر و از نزدیک با زندگیشون و مشکلاتشون آشنا شدیم. و دید ما بیشتر عوض شد.
ممنون از وبلاگ عالیت و باید بگم که منو وسوسه میکنه که منم وبلاگ بزنم.
این برنامه Youtube شاید جالب باشد.
http://ca.youtube.com/watch?v=yvjXv8_5q8E&fmt=18
اين همون صحبت مرزهاي جغرافياييه، يه چيزي تو همون مايههاي کرد، لر، بلوچ، عرب، فارس، مشهدي، تهراني، اصفهاني و …
درسته که گاهي اين مرزا تو طرز زندگي تاثير ميذاره و همچنين مزاج آدما، اما اينا همش شاخ و برگ و اگه اينا رو ازش جدا کني، تنه اين درخت که همون خصيصه انسان و انسانيت ما آدماس ميمونه. آدم خوب و بد زياده و دست بر قضا به خاطر مشهدي بودنم چندتايي ازين آدماي نيک رو ميشناختم. اوناييشون که از لحاظ توان و بزاعت مالي مشکل داشتن بيشتر اومدن ايران و اوناييشون که وضع بهتري داشتن الان تو کشورهاي مختلف عربي و اروپايي دارن تو موقعيتهاي بهتري زندگي ميکنن، حالا يه عده خلاف و نابکارشونم که دارن هر جايي که دستشون برسه خلاف ميکنن (مثل ايرانيهاي خودمون، که هر چند وقت يه بار آفتابه ميندازن گردنشون و ميگردونن يا اعدامشون ميکنن).
يه خصيصه خوب اين آدما به شدت سختکوشيه اوناس (يه خاطره ميگم، نگين اي بابا اين که همش خاطره تعريف ميکنه يا داره خالي ميبنده، که اينجا جاي خاليبندي نيس، يعني لزومي نداره)
خيلي سالهاي پيش که بابام داش يه خونه ميساخت، يه کارگر افغاني يه دست (يه دستش فلج و کوچيکتر بود) رو که از قديمتر ميشناخت گذاشت سر کار تا يه کارايي رو انجام بده، حدود پاييز بود و هوا زود تاريک ميشد. يه روز اومد خونه با تعجب گفت: همينطوري رفتم سر زمين يه سر بزنم، ديدم از توي تاريکي صدا مياد! رفتم جلو ديدم فلاني هنوز داره زمين رو ميکنه (الان فونداسيون مکانيزه مد شده، اون موقعها زمين رو چند متري ميکندن و توش شروع ميکردن ديوار ساختن) در صورتيکه اين مرد کاملاً تنها بود و هيچ چيز يا کسي کنترلش نميکرد. اما اون داشت همينجوري کار ميکرد.
البته من به يه چيزي اعتقاد دارم و اون اينه که خيلي از آدما وقتي تو اقليت هستن سعي ميکنن کاراشون رو بهتر انجام بدن، اما همينکه اکثريتي ميشن کم کم شل ميشن و …
مطلبت خوب بود مسعود و مارو ياد کسايي انداخت که گاهاً خيلي بهشون اجحاف ميشه. اما من اعتقادي به اينکه يه کشوري پر بشه از اتباع يه کشور ديگه بدون هيچ کنترل و محدوديتي ندارم و ميگم که هميشه بايد سيستمي حاکم باشه که بتونه ورود و خروج، کار کردن و … رو کنترل کنه بدون اينکه به حيثيت و آبروي اونا لطمه وارد بشه. اينجوري ميشه جلوي خيلي مسايل اجتماعي، اقتصادي ناجور رو گرفت که اگه جلوش گرفته نشه ميشه وضعيت الان که همه يه جوري مضنونن به خارجي جماعت و ممکنه در حقشون اجحاف بشه.
به قول آدماي خونگرم افغان: “ما زِرِ بارِ زُر نَمِرِم، مَگَر زُر پور زُر باشَه” (ما زير بار زور نميريم، مگه اينکه زورش خيلي زياد باشه
)
به دوستان افغاني که احتمالاً اين سايت رو ميبينن بياحترامي نشه، صرفاً مزاح بود و بس (خيلي از دوستان خوب ورزشيه من افغانيهاي بااخلاق و با مرام بودن که استعداد خيلي خوبيم تو ورزش داشتن).
به تفاوت گذاشتن بین ایرانی و افغانی می گن نژاد پرستی. و متاسفانه ایرانی ها آدم های نژاد پرستی هستند . چون علاوه بر اینکه قومیت ها مختلف را تحقیر می کنند. طبقات پایین تر اجتماع را نیز پایین تر از خود می دانند.
همین!
آن عکس فیلم بادبادک باز ساخته ی مارک فورستر هم خوب انتخاب کردی.
این کارگردان یک فیلم دیگر دارد با عنوان stay یا بمان !
حتما نگاهش کن. خیلی فیلم خوبیست.
سلام ، وقتتون به خیر .
چند هفته ای میشه که با اینجا آشنا شدم.
وبلاگ خوب و مفیدی دارید.
متاسفانه افغانیها پدر من رو کشتند و من تا همین
چند سال پیش باهاشون پدر کشتگی داشتم. و همه جا با
حرص و عصبانیت برخورد میکردم. ولی الان یک کمی بهتر شدم.
مثلا تعویض روغنی و آپاراتی ای که همیشه میرم برای کارهای
اتومبیلم تازه گیها یه کارگر کودک 7-6 ساله افغانی اوورده و اونروز
داشت برام تعریف میکرد که رفته از نونوایی نون بخره و شاگرد نونوایی
اونو زده. و من ظاهرا هنرم این بود که خودمو راضی کردم تا
به حرفاش گوش کنم و چون کوچولو هست و از دنیای
یچه ها ، حتی دلداریش هم دادم.
تو این 20 سال بارها به خودم گفتم آخه همشون که آدمکش
نیستن ، تا بلکه بتونم با این کینه و شیشه غیر شفاف کنار بیام.
12 شهریور ، 20 امین سالی است که به رحمت خدا رفته است.
خداوند رفتگان شمارو هم بیامرزه و انشاءالله که روحشون شاد باشه.
برای آمرزش روح در گذشتگانتون بخوانید حمد و سوره با یک صلوات .
سلام
آؤه با شما موافق هستم من هم با افغانی های در ارتباط بودم که افرادی بسیار مهربان و خون گرم بوده اند و نباید فراموش کرد که خوب و بد همه جا وجود دارد.
سلامت و پیروز باشی.
خوب و بد در همه ی نژادها و اقوام وجود دارد و نباید با توجه به خصوصیات یک نفر درباره ی هموطنها و هم نژادهای آن شخص داوری کرد
آیا همه ی ایرانی ها مثل محمود احمدی نژاد می اندیشند و رفتار میکنند؟؟
وبلاگ خوب و وزینی دارید
بازم سر میزنم.
بااين همه تفاصير ببينيد دولتمرداي ما با افغانيها چيكار ميكنه بخدا من كه خجالت ميكشم خدا از تقصيرات ما بگذره .ببينيد و به حال خودمون بگرييم
http://www.jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100946311475
chera nazare man darj nashod,aga masoud?!eshkal az id mane?ya chi?baram soale?
…………………………………………………………….
من نظر شما رو حذف نكردم ارياناي عزيز
نميدونم چي شده …شايد اشكالي در ارسال بوده!
مسعود خان خسته نباشی,
آریانا گرامی با عرض ادب من هم بیش از ده کامنت گذاشتم ولی اکثرا مفقود میشه و هنوز هم علتش را نفهمیدم,
افغانستان پیکره ایران همانند ما از اقوام هزاره,ازبک,تاتار,پشتون,ترکمن,و تاجیک خلاصه شده و در هر قومی نیز خوب و بد وجود دارد,
افغانی داشتیم که هر جنایتی را مرتکب شده و در کنارش افغانی که بخاطر ایرانی جانش را قربانی کرده و همه بستگی به برخوردهای ما دارد,
سی سال افاغنه در ایران به سخت ترین کارها تن در دادند برای بقای زندگی و امروز ایرانی در افغانستان به همان کارهای آنها در ایران مشغولند زیرا ( گهی پشت به زین و گهی زین به پشت )و این جبر تاریخست,
بقول فرمایش بنده خدا گرامی اگر کنترلی در باره اتباع دیگر کشورها وجود داشته باشد به هیچ وجه چنین مسایل ناگواری نسبت به دیگر کشورها نخواهیم داشت خصوصا با میهمانان کشورمان و کسانی که جزیی از تاریخ و فرهنگ ایران محسوب میشوند,
سروده ی زنده یاد مینا رهبر بنیانگذار “جمعیت انقلابی زنان افغانستان”,
هرگز بر نمیگردم,
من زنم كه دیگر بیدار گشته ام
از خاكستر اجساد سوختهی كودكانم برخاستم و توفان گشتهام
از جویبار خون برادرانم سر بلند كرده ام
از توفان خشم ملتم نیرو گرفته ام
از دیوارها و دهكدههای سوخته كشورم نفرت به دشمن برداشتهام
حالا دگر مرا زار و ناتوان مپندارهموطن،
من زنم كه دیگر بیدار گشتهام
راه خود را یافتهام و هرگز بر نمیگردم
من دیگر آن زنجیر ها را از پا گسستهام
من درهای بستهی بیخبری ها را گشودهام
من از همه چوری های زر وداع كردهام
هموطن وای برادر، دیگر آن نیستم كه بودم
من زنم كه دیگر بیدار گشته ام
من راه خود را یافته ام و هرگز برنمیگردم
با نگاه تیز بینم همه چیز را در شب سیاه كشورم دیدهام
فریاد های نیمه شبی مادران بیفرزند در گوشهایم غوغا كرده اند
من كودكان پا برهنه، آواره و بیلانه را دیدهام
من عروسانی را دیدهام كه با دستان حنا بسته،
لباس سیاه بیوگی بر تن نمودهاند
من دیوار های قد كشیدهی زندان ها را دیدهام
كه آزادی را در شكم های گرسنهی خود بلعیده اند
من در میان مقاومت ها، دلیری ها و حماسه ها دوباره زاده شدم
من در آخرین نفس ها در میان امواج خون و در فتح و پیروزی
سرود آزادی را آموختهام
حالا دیگر مرا زار و ناتوان مپندار
هموطن وای برادر،
من در كنار تو و با تو در راه نجات وطنم همنوا و همصدا گشتهام
صدایم با فریاد هزاران زن برپا گشته پیوند خورده است
مشتم با مشت هزاران هموطنم گره خورده است
من در كنار تو و در راه ملتم قدم گذاشتهام
تا یكجا بشكنیم این همه رنج زندگی و همه بند بندگی
من آن نیستم كه بودم
هموطن وای برادر،
من زنم كه دیگر بیدار گشتهام
من راه خود را یافتهام و هرگز بر نمیگردم,
———————————————————————————————–
و اینهم اثری زیبا از استاد خلیلی کابلی تقدیم به همه کشور دوست و پاره میهنم افقانستان,
باز فضاي دگرم آرزوست
ميهن زيبا گهرم آرزوست
هركه بياورد دهم جان خويش
از وطنم خوش خبرم آرزوست
ذره خاك از وطنم آوريد
سرمه كنم چشم ترم آرزوست
مشت ز خاك وطنم فرق من
فخر كنم تاج سرم آرزوست
خواجه صفا يا كه به پغمان روم
بسته دو نان در كمرم آرزوست
آب بنوشم زلب چشمه سار
باكف دست سربسرم آرزوست
ديدن مردم به پاي چنار
خوش بنشينند ببرم آرزوست
خار وطن زينت پاي من است
ياكه بچشم نيشترم آرزوست
مرده من را ببريد كابلم
دفن به كوه و كمرم آرزوست
كرد تمام كلك هنر پرورم
رمز سخن زين هنرم آرزوست
خوش بگفت قاسم افشار ما
صلح و صفا بر بشرم آرزوست,
همواره ایام بکامتان باد.
سلام به همه دوستان
خاطره ای از یک دوست افغانی تعریف میکنم هر کی هر جوری دوست داره برداشت کنه.
همزمان با حمله همه جانبه آمریکابه افغانستان یکی از دوستان پزشک کشور همسایه را دیدم پس از کلی خوش و بش کردن و از درو دیوار گفتن, موقع خداحافظی با کمال افتخار و از سر ادب افاضه فضل کردم و گفتم آقای دکتر به امید افغانستانی آزاد وآباد ! در جواب گفت:
اگر شما ارانیها(ایرانیها)در امور مملکتیه ما دیخالت نکونید ما بسیار خرسندیم .الان آمریکا از بالای سرمان مشک(موشک)م ریزد و ما در پایان(پایین)جشن و سورور(سرور) داریم بد بختیه ما اینست که شما خودتان بدبختید و مخوایید(میخواییید) مملکت مارا آباد کنید!!!!!!!!!!
من هم در جواب گفتم : ای کاش دکتر عزیز موقعی که با شوروی هم جنگ میکردید همین صحبت ها را میکردید.
و ای کاش همان موقعی که فر هیختگانتان و متمولینتان را آلمان و انگلیس و کانادا و… با مکافات اقامت میداد و ایران برای افراد مستضعف , کم سواد و بیسواد افغان با مبلغ 5000هزار تومان وجه رایج این مملکت کارت تردد(گرین کارت) صادر میکرد و …….. این حرف را میزدید!!!!
همه را نباید یک جور دید ولی ناسپاسی هم کار خوبی نیست.
اگر دیر کامنت گذاشتم به این دلیل بود که حتما” به ناسیوتالیست بودن و متحجر و متعصب بودن محکوم میشدم ولی دیگه گفتم که نکن لالم.
سلام من یه دعوتنامه برای بالاترین می خوام خوشحال میشم اگه برام بفرستی
…………………………..
سلام
فرستادم ..
Man ba inke dar iran eghamat nadaram amma besiari az doostane ba ehsasam Afhan hastand bavaresh baraye digaran sakht hast vaghti ke kheili delgiram gahan oonha manro behtar dark kardand Arezooye movafaghiat daram baraye oonhai ke yejo ehsasi darand Az har ghom o diar
Masood jan mitooni asare bishtari az in shaere Afghan moarefi koni?
movafagh bashi
………………………………………………………………
سلام عزيز
http://www.ariaye.com/dari/shaeran/kazemi.html
http://www.mkkazemi.persianblog.ir/
iuyoyihuyuiet iuy78teruigyueruioyutr 8oyu09789075tbb etiyu9otr triutr truiy8oy45t trihiyltr triiotr trilhjberibhuktrtyuuyyu
Vaghan khasteh nabashi belakhare ye nafar az in gheshr dardmando setamdideye jameye ma harf zad . Emsal rafte bodam Iran to otobous vaysade bodam ye aghayi zad to gosh ye javone Afghan khyli narahat shodam vali aghahe badesh baghalesh kard goft shokhi kardam pesaram,/ bad ye khanomi zir lab goft ke ahhhh bezan leh o lavardash kon in Afghane madar…….. va be man negah kard ta az man ham tasdigh begire behesh goftam vaghan barat moteasefam, goftam baba ma ha hamamon male ye ghomim Afghanistan ye zaman male Iran bode ,goft na ma Ariyayi hastim , goftam age Ariyayi hasti jadet bayad Korush e kabir bashe Korushi ke avalin peymane barabariye ensanharo goft……… o kholase koli dava kardim.// In jamate Irani bazi vaghata adamo az Irani bodanesh sharmande mikonan inghadri ke mikhay dige name Iran o Irani nabshei
در جواب كاربر افغان mobin :
اين افراد افغان هايى هستند كه نه كارت تردد دارند و قانونى وارد ايران شده اند. عمده اين افراد قبلا چند بار با مقدارى پول از طرف سازمان ملل به كشور خود عودت داده شده اند، ولى باز هم از سوراخ سنبه ها (طبق معمول غير قانونى) خود را به ايران رسانده اند.
شما از طرز نگارشت و چهرتان پيداست يك افغانى هستى, لطفا براى ابراز عقايدت، خود را ايرانى جا نزنيد، و از جانب ما سخن مرانيد. چه كسى شما را (كه از طرز نگارشت و چهره ات پيداست، افغان هستى) ايرانى دانسته، كه شما خود را ايرانى فرض كرده ايى و از جانب يك ايرانى نوشته ايى!؟! كه مثلا من خجالت ميكشم، يا . . .
اگر از اينكار ناراحتيد، انتظار نابجايى داريد , من به اين مامورين خسته نباشيد و دست مريزاد ميگويم، چرا كه حق اين مهاجرين غير قانونى همين است.
وقتى از يكى از آنها پرسيدم: “تو چطور برگشتى ايران؟! تو كه چند هفته قبل ديپورت شده بودى؟! ” اين فرد جواب داد”شما چطور از تهران به كرج ميرويد، ما هم همين طور وارد ايران ميشويم !!” حال شما انتظار داريد ما در ايران براى اين افراد مراسم جشن و پايكوبى برگذار كنيم؟
من هيچ مشكلى با افغانى هايى كه قانونى وارد ايران شده اند يا دستكم بعد از ورودشان براى خود اقامت قانونى گرفته اند، ندارم، مثل همين خانواده شريف افغانى كه نگارنده برشمرد، يا دوست دوران دانشجويى خودم كه قاچاقى وارد ايران شده بود اما بعد از قبولى در كنكور دانشگاه ايران، به افغانستان برگشته و با ويزاى تحصيلى مجددا وارد ايران شدند، كه الان هم با يك دختر ايرانى ازدواج كرده و در حال حاضر مثل يك مهندس آبرومند مشغول كار است. روى سخن من با آن دسته از افرادى است كه غير قانونى وارد ايران شدند و متاسفانه يا خوشبختانه موفق به گرفتن اقامت نشدند، و بعد از بارها ديپورت شدن باز هم به ايران برگشتند، و الان هم ارث پدريشان را از ما طلب دارند، مانند همان افغان هايى كه كاربر مبين به آنها اشاره كرد.
دوست عزيز رفتار ما خوب يا بد، اگر آن را نميپسنديد، برگردين كشورتان، تا توهين نشويد.
افغان ها هم مثل همه انسان ها خوب و بد دارند، و اينكه همه آنها را به چشم منفى ديد، كار درستى نيست. چه بسيار سرهنگ هاى افغان كه به خاطر شرايط جنگى وارد ايران شدند و كارگرى كردند كه نون زن و بچه خود را در بياورند. ولى بعضى افغانها بسيار پر توقع شده اند. شما اگر در هر كجاى دنيا تقاضاى پناهندگى يا اقامت بكنيد، درخواست شما را بررسى ميكنند و در صورت رد درخواست بايد كشور ميزبان را ترك كنيد در غير اينصورت پليس به سراغ شما ميايد. ولى در ايران افغان ها را بايد بعد از رد درخواستشان تا لب مرز بدرقه كرد، ولى باز هم فردا از يك راه ديگر وارد ميشوند و مدعى تر !!!
والاه به خدا ما هم ميخواهيم اين مشكل را از ريشه حل كنيم، ولى ماشالاه وطندار هاى شما در را به رويشان ميبنديم، از پنجره وارد ميشوند و دقورتو نيمتان هم باقيست. مگر ما به شوروى گفتيم كه بكشورتان حمله كند؟! مگر ما ظاهر شاه را بيرون كرديم؟! كه بايد سيل آواره هاى افغان را پذيرا بوده باشيم؟!!!
بد كرديم كه در آن شرايط به شما پناه داديم كه از شدت گرسنگى و جنگ و فقر هلاك نشويد؟! حال كه در كشورتان صلح شده برگرديد كشورتان.
اين مشكل به زودى براى هميشه حل ميشود:
ايران در سه سال گذشته 90 ميليارد تومان براي انسداد مرزهاي خود با كشورهاي همسايه به خصوص مرز افغانستان و پاكستان هزينه كرده است و از چند سال پيش سرگرم حفر كانالي عميق در بخشي از مرزهاي شرقي اين كشور است كه امكان عبور خودرو و افراد بدون تجهيزات از آن وجود نخواهد داشت. بر اساس اين طرح، در بخشي از مرزهاي غربي ايران در مرز عراق نيز طرح انسداد مرزها در دست اجراست. اين طرح، شامل احداث ديوارهاي بتني، احداث كانال، نصب سيم خاردار و ايجاد ايستگاههاي نگهباني است.