خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ جولای, 2008

گاهی وقتا دلم میخواد یه چاقو بردارم بزنم تو شکم خودم اما حیف که دل و جراتش رو ندارم ! وقتی میبینم توی این مملکت هیچ کس و هیچ چیز سر جای خودش نیست فقط حرص میخورم ! اما وقتی میبینم اونی که سر جای خودش نیست هی اظهار فضل میکنه و میخواد بگه اره مام میفهمیم میخوام [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نِه خداییش اگه هَمی فردا صُب امریکا حمله کُنه ( زبونمِه گاز گیریفتُم ) شما چیکار مُکُنن ؟ صُب ورخاستِن از خواب هموجور که دِرن نون پنیر با چویی شیرین مُخورن يكدفه رادیو مِگه شنوندگان عزیز توجه بفرماین ! ( وای دَدَم وای ) هیچی دیگه …. مگه امریکای جنایتکار حمله کِرده شصت تا از هواپیماهاش [...]

نوشته را کامل بخوانید »

برای حسین نوروزی و بانو !

گاهی که افسرده ام ؛ گاهی که داغونم ؛ گاهی که سرم درد میکنه و حوصله هیچکس حتی خدا رو ندارم میرم سراغ وبلاگ حسین نوروزی ! چه نعمتیه تو این دنیای مجازی این وبلاگ ! قبلا به حسین گفتم که چقدر دوستش دارم …! حسین هم به شوخی چیزی گفت و گذر کرد !
 دیشب [...]

نوشته را کامل بخوانید »

« نوشته‌های تازه‌تر