<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: ای والله &#8230; ناز نفست &#8230; بلبلم توی قفست !</title>
	<atom:link href="http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/</link>
	<description>مینویسم تا سبک شوم  از بار غم هایی که کمرم را شکسته و ....!</description>
	<lastBuildDate>Mon, 26 Jan 2009 11:33:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: شهره</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/#comment-2002</link>
		<dc:creator>شهره</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 15:37:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=328#comment-2002</guid>
		<description>سلام
بازم عالی نوشتید داستان خوبی از  ادبیات گفتاری که داره  ایرانی را  به قعر بی فرهنگی می کشه نوشتید هنوز یادم نرفته که پدرم به همکارش می گفت :صبیه این جانب دانشگاه میرن و .....انچنان کلمات کامل و درست مصرف می شد که افتخار همکلامی خودش لطفی داشت و بماند..
به قول سهراب سپهری که میگه من دلم می گیرد وقتی ................موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
بازم عالی نوشتید داستان خوبی از  ادبیات گفتاری که داره  ایرانی را  به قعر بی فرهنگی می کشه نوشتید هنوز یادم نرفته که پدرم به همکارش می گفت :صبیه این جانب دانشگاه میرن و &#8230;..انچنان کلمات کامل و درست مصرف می شد که افتخار همکلامی خودش لطفی داشت و بماند..<br />
به قول سهراب سپهری که میگه من دلم می گیرد وقتی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شادي خاچيکيان</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/#comment-2001</link>
		<dc:creator>شادي خاچيکيان</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 15:20:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=328#comment-2001</guid>
		<description>اي بابا کجايي شما که ماها اونقد صنم داريم که اين ياصنم توش گم هستش ...


کشوري که در اون فساد بيداد کنه .. کشوري که در اون مردمش تا اين حد دچار ضعف شده باشن .. سرخوردگي تا اين حد قوي شده باشه ... بچه هاشم ميتونن هر مدلي بجز مدلي باشن که لايقشونه و براشون مفيد هستش ... عاقبته اين مردم و اين کشور چي ميشه ؟

من ميگم بدبختي همش از ايدئولوژي و دولتاي اين مدلي هستش ... بقوله شاه مرحوم وقتي داشت ميرفت .. با اون گريه هايي که سعي ميکرد مخفي کنه تو فرودگاه ... نداي ايراني که ايرانستان بشه رو سر داد .

يا خميني که داشت ميومد ، تو هواپيما پرسيدن چه حسي دارين از اين شادي که مردم به راه انداختن براي ورود شما و گفت : هيچي

هيچي ........ هيچي ..... چرا اون موقع نفهميديد پشته اين هيچي غوغايي از بي تفاوتي نسبت به مردم خواهد بود ؟

واي بر شما .. واي بر شما که در تاريخ خواهد نوشت تا به اين حد ساده لوح بوديد ...

سي ساله گذشته و به چشم ميشه اين ايرانستان رو ديد ... ميدوني عصبانيم ولي .. برامم ديگه هيچي محم نيس .. به سختي خانوادم رو نگه داشتم و بچم رو از اين جامعهء الوده به همه چيز و هيچ چيز و عريان و بدبخت قرنطينه کردم ... در اولين فرصت منم با خانوادم رفتني هستيم ... بهترين کار همينه ... 

واقعا زبون ميمونه چي بگه .. قلم ميمونه چي بنويسه از اين وضعيت ... ولي نويد ميدم .. دل خوش نداريد .. هزار بار بدتر از بد خواهد شد و خواهيد ديد .

بدبختي و بيچارگي و حقارت و زبوني و ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اي بابا کجايي شما که ماها اونقد صنم داريم که اين ياصنم توش گم هستش &#8230;</p>
<p>کشوري که در اون فساد بيداد کنه .. کشوري که در اون مردمش تا اين حد دچار ضعف شده باشن .. سرخوردگي تا اين حد قوي شده باشه &#8230; بچه هاشم ميتونن هر مدلي بجز مدلي باشن که لايقشونه و براشون مفيد هستش &#8230; عاقبته اين مردم و اين کشور چي ميشه ؟</p>
<p>من ميگم بدبختي همش از ايدئولوژي و دولتاي اين مدلي هستش &#8230; بقوله شاه مرحوم وقتي داشت ميرفت .. با اون گريه هايي که سعي ميکرد مخفي کنه تو فرودگاه &#8230; نداي ايراني که ايرانستان بشه رو سر داد .</p>
<p>يا خميني که داشت ميومد ، تو هواپيما پرسيدن چه حسي دارين از اين شادي که مردم به راه انداختن براي ورود شما و گفت : هيچي</p>
<p>هيچي &#8230;&#8230;.. هيچي &#8230;.. چرا اون موقع نفهميديد پشته اين هيچي غوغايي از بي تفاوتي نسبت به مردم خواهد بود ؟</p>
<p>واي بر شما .. واي بر شما که در تاريخ خواهد نوشت تا به اين حد ساده لوح بوديد &#8230;</p>
<p>سي ساله گذشته و به چشم ميشه اين ايرانستان رو ديد &#8230; ميدوني عصبانيم ولي .. برامم ديگه هيچي محم نيس .. به سختي خانوادم رو نگه داشتم و بچم رو از اين جامعهء الوده به همه چيز و هيچ چيز و عريان و بدبخت قرنطينه کردم &#8230; در اولين فرصت منم با خانوادم رفتني هستيم &#8230; بهترين کار همينه &#8230; </p>
<p>واقعا زبون ميمونه چي بگه .. قلم ميمونه چي بنويسه از اين وضعيت &#8230; ولي نويد ميدم .. دل خوش نداريد .. هزار بار بدتر از بد خواهد شد و خواهيد ديد .</p>
<p>بدبختي و بيچارگي و حقارت و زبوني و &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: alireza</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/#comment-2000</link>
		<dc:creator>alireza</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 14:29:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=328#comment-2000</guid>
		<description>اینطوری که پیش می رود آدم فکر زن گرفتن را هم از سرش بیرون می کند چه برسد به بچه دار شدن.
ناز نفست هم ولایتی...
به روزم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینطوری که پیش می رود آدم فکر زن گرفتن را هم از سرش بیرون می کند چه برسد به بچه دار شدن.<br />
ناز نفست هم ولایتی&#8230;<br />
به روزم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: jarchy</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/06/14/%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%84%d8%a8%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%82%d9%81%d8%b3%d8%aa/#comment-1999</link>
		<dc:creator>jarchy</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 10:39:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=328#comment-1999</guid>
		<description>سلام 
خیلی جالب بود در مورد این نوع حرف زدن بچه ها هم که حق باشماست همه ما مقصر هستیم وقتی برامون بزرگ و کوچیک نداره و دهنمون و هر جا باز میکنیم و به خودمون اجازه میدیم که هر حرفی رو بزنیم آخرش میشه این.
راستی خودمونیم اینها حقیقت بود یا نه جنبه طنز داشت من که خیلی خندیدم مخصوصا توی تاکسی قیافه اون راننده خیلی دیدن داشت.
سلامت و پیروز باشی.
راستی من شما رو بدون این که اجازه بگیرم لینکیدم باس ببخشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خیلی جالب بود در مورد این نوع حرف زدن بچه ها هم که حق باشماست همه ما مقصر هستیم وقتی برامون بزرگ و کوچیک نداره و دهنمون و هر جا باز میکنیم و به خودمون اجازه میدیم که هر حرفی رو بزنیم آخرش میشه این.<br />
راستی خودمونیم اینها حقیقت بود یا نه جنبه طنز داشت من که خیلی خندیدم مخصوصا توی تاکسی قیافه اون راننده خیلی دیدن داشت.<br />
سلامت و پیروز باشی.<br />
راستی من شما رو بدون این که اجازه بگیرم لینکیدم باس ببخشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
