از وبلاگ غرش به یک بازی وبلاگی دعوت شدم در مورد قضایای دانشگاه زنجان به اینصورت که بنویسم اگر به جای شخصیت هایی که در این ماجرا دخیل بوده اند میبودم چه عکس العملی انجام میدادم ! ( بازی کردن من به این نحوه که برای هر شخصیت به جلد اون شخصیت میرم نه اینکه [...]
بایگانیِ ژوئن, 2008
بازی وبلاگی در مورد قضایای دانشگاه زنجان
ارسالشده در جامعه در ژوئن 23, 2008 | 5 دیدگاه »
شیرهای بی یال و دم و اشکم !
ارسالشده در جامعه در ژوئن 23, 2008 | 29 دیدگاه »
خیلی از ماها شیر بی یال و دم و اشکم هستیم ! هیچی بارمون نیست و فقط بلدیم حرف بزنیم ! یارو میبینی نشسته توی لوس انجلس هی میگه کو کاوه اهنگر ؟ کو دلیران تنگستان ؟ هی میگه به پا خیزید … اقا جان پاشو بیا اینجا ببینم چند مرده حلاجی [...]
اقای احمدی نژاد جون مادرت استعفا بده … !
ارسالشده در جامعه در ژوئن 21, 2008 | 35 دیدگاه »
اقای احمدی نژاد جون مادرت استعفا بده … اگه استعفا دادن تو مرامت نیست برای دور بعدی کاندید نشو خواهشن ! اقا تو این سی سال انقلاب کلی بدبختی کشیدیم و تو این سه سال ریاست جمهوری شما دیگه اوج بیچارگیمون بود ! اون از زمستونمون که گاز نداشتیم و هی تریک تریک لرزیدیم [...]
این بچه را من نکاشتم … خدا کاشت !
ارسالشده در جامعه در ژوئن 17, 2008 | 63 دیدگاه »
اینروزا اینقدر اسم خدا و پیغمبر و امام زمان و ائمه دست مالی هر کس و ناکس شده که ادم حالش به هم میخوره از اینهمه ادعای مقدس مابی ! البته کار امروز و دیروز هم نیست ها …سی ساله که اینجوریه ! یه زمانی گفتن خرمشهر رو خدا ازاد کرد … اقا والله خرمشهر [...]
تقدیر از وبلاگ نویسان یا تحقیر وبلاگ نویسان ؟
ارسالشده در فرهنگ در ژوئن 14, 2008 | 20 دیدگاه »
شش هفت ماهه که این تلخ نوشته ها رو مینویسم و مورد لطف دوستان قرار گرفته خوشبختانه ! چند وقت پیش دیدم پرشین بلاگ داره رای گیری میکنه برای صد وبلاگ برتر و از اونجایی که عمر وبلاگ من کوتاه بود فکر نمیکردم جزو صد تای منتخب باشه ! گذشت تا اینکه یه روز دیدم کامنت گذاشتن [...]
ای والله … ناز نفست … بلبلم توی قفست !
ارسالشده در کودک در ژوئن 14, 2008 | 4 دیدگاه »
ا ــ برای دخترم یه لپ لپ خریده بودم … وقتی بهش دادم گفت : دمت گرم ! ای ول داری ! گفتم چی ؟ گفت هیچی بابا … گفتم کارت خیلی درسته ! گفتم بابا این نوع حرف زدن رو از کجا یادگرفتی ؟ گفت : گیر نده دیگه ! تو سی دی های کارتونم همه [...]
تو سوپرمنی … تو عشق منی !
ارسالشده در سیاست در ژوئن 7, 2008 | 16 دیدگاه »
یه جایی دیدم یه بنده خدایی که سابقه خوبي نداشت یه حرفای قشنگی زده بود و جماعت جمع شده بودن و به به و چه چه میکردن ! یکی میگفت نبین کی میگه ! ببین چی میگه و دوست دیگری برعکس میگفت این بابا شارلاتانه و هر چی بگه چرت و پرته !
اصولا [...]





