خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for می, 2008

خوب شد که رفتی … عاقل بودی خداییش ! اینقدر که از رفتنت خوشم اومد از اومدنت خوشم نیومد …. اخه وقتی که اومدی نفهمیدم کی اومد ! اما وقتی که رفتی فهمیدم کی رفت !
نمیخوام بزرگت کنم … تو بزرگ هستی اقا … خدا وکیلی داشت کم کم یادم میرفت همه چی رو ! داشت یادم میرفت [...]

Read Full Post »

اومم … مامانی جونم امروز زد پشت دستم ! یه نگاه تو چشاش کردم  یهویی بغضم ترکید ! مامانی گفت : کوفت … مگه نگفتم شکلاتت رو مثه ادم بخور لباسات کثیف نشه ! حالا من از کدوم گوری پودر رختشویی گیر بیارم لباساتو بشورم !
تو دلم گفتم : ایشش … من نمیتونم مثه ادم [...]

Read Full Post »

یه جایی خوندم که دوستی نوشته بود خیلی از اونایی که رفتن جبهه برای کوپن اضافی قند و شکر و برنج بوده …  دوسه تا از دوستان هم از وقتی فهمیدن بنده جبهه بودم هی سردار سردار به ک …ون ما بستن و یکیشون هم میگفت الان حتما صاب منصبی و نونت تو روغنه !
این حرفا نیشتر [...]

Read Full Post »

علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رییس جمهور در جدیدترین یادداشت وبلاگ خودش نوشته : با رییس جمهور در حال رفتن به یک جلسه کاری بودم که دیدم یک گیره کاغذ روی زمین افتاده … ایشان خم شد و گیره کاغذ روی زمین را برداشت و به دست من داد . ان گیره مخصوص را [...]

Read Full Post »

دلم میگیرد وقتی صحنه هایی از جنگ را میبینم ! یاد منصور برجی میفتم ! های منصور یادت می اید مرا ؟ یادت می اید کشتی میگرفتیم با هم … یادت می اید میگفتی دختر خاله ات را شیرینی خورده اند برایت ؟ یادت می اید وقتی ترا اذیت میکردم و از شب زفاف میگفتم [...]

Read Full Post »

امروز تکه ای از فیلم دوربین مخفی صدا و سیما  که با همکاری نیروی انتظامی تهیه شده بود رو دیدم … یه خانوم تنها رو بعنوان طعمه در شب کنار خیابون گذاشته بودن و ماشین ها جلوی پای ایشون یا جلوتر ترمز میکردن و این خانوم به طرف ماشین میرفت و میگفت امرتون ! راننده میگفت [...]

Read Full Post »

در دوره تختی خدابیامرز کشتی گیر ها برای مسابقه به یه کشور که فکر میکنم فنلاند بوده رفتند ! یه روز همه کشتی گیر ها خوش تیپ و کت و شلوار پوشیده با یه دستمال سفید سر جیب کتشون توی خیابون راه میرفتن که یکی از همراهان تختی اب دهن خودش رو روی زمین میندازه ! یکی از اهالی [...]

Read Full Post »

 در خبر ها خوندم یه عقاب امریکایی که نوکش رو بر اثر شلیک گلوله از دست داده قراره توسط گروه نجات دهنده خودش صاحب یک نوک مصنوعی بشه ! همیشه فکر میکردم فقط ما شرقی ها ادم های احساساتی و با عاطفه ای هستیم اما اشتباه میکردم … انسانیت و عطوفت در هر جای این کره خاکی [...]

Read Full Post »

میگن وقتی حضرت نوح به امر خدا کشتی رو ساخت قرار شد از هر جنبنده ای یک جفت بیاره داخل کشتی تا وقتی طوفان شروع میشه نسل اونا ور نیفته ! روز موعود از هرموجودی یک جفت سوار کشتی شدند اما هر کاری کردند جناب خر با زوجه محترمه سوار بشه نشد که نشد !
ناز [...]

Read Full Post »

دوستی دارم که چند سال پیش زنش رو طلاق داد و دوباره ازدواج کرد … چند روز پیش ازش پرسیدم چرا زن اولت رو طلاق دادی ؟ گفت : من برای زنم نامحرم بودم ! گفتم یعنی چی ؟ گفت ما از اول ازدواجمون قرار بر حجاب داشتیم اما زنم جلوی همه بی حجاب بود و فقط [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »