<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اره من با گریه میجنگیدم !</title>
	<atom:link href="http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/</link>
	<description>مینویسم تا سبک شوم  از بار غم هایی که کمرم را شکسته و ....!</description>
	<lastBuildDate>Mon, 26 Jan 2009 11:33:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: بی زبان</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-1470</link>
		<dc:creator>بی زبان</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 04:30:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-1470</guid>
		<description>لعنت به آن پیر که گفت جنگ برای ما نعمت بود.لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لعنت به آن پیر که گفت جنگ برای ما نعمت بود.لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عکس های شاتوت در جبهه ! &#171; تلخ نوشته های یک مشهدی</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-1224</link>
		<dc:creator>عکس های شاتوت در جبهه ! &#171; تلخ نوشته های یک مشهدی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Mar 2008 09:27:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-1224</guid>
		<description>[...] فرمانده گروهانمون عبدالرحمان بانشی اهل بانش از توابع شیراز که پاش در عملیات کربلای پنج ترکش گلوله تانک خورد و قطع شد ! تنها دغده اون بعد از بهوش امدن در بیمارستان این بوده که پای بریده شده اش رو میخواست ! وقتی ازش پرسیدن میخوای چکار کنی گفته میخوام ببرم تو روستای خودمون تو قبرستون خاک کنم ! [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] فرمانده گروهانمون عبدالرحمان بانشی اهل بانش از توابع شیراز که پاش در عملیات کربلای پنج ترکش گلوله تانک خورد و قطع شد ! تنها دغده اون بعد از بهوش امدن در بیمارستان این بوده که پای بریده شده اش رو میخواست ! وقتی ازش پرسیدن میخوای چکار کنی گفته میخوام ببرم تو روستای خودمون تو قبرستون خاک کنم ! [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: amin</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-518</link>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 22:17:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-518</guid>
		<description>بار دیگر با اجازه از تفنگ 

میرود ذهنم به سوی شعر جنگ


ذوق و شوق نینوا کرده دلم

چون هوای جبهه ها کرده دلم


بود سنگر بهترین ماوای من 

آه جبهه کو برادرهای من 


در تمام سالهای عشق و جنگ 

مهر در سجاده ما شد به چنگ


سنگر خوبی و قشنگی داشتیم

روی دوش خود تفنگی داشتیم 


جنگ ما را لایق خود کرده بود

جبهه ما را عاشق خود کرده بود.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بار دیگر با اجازه از تفنگ </p>
<p>میرود ذهنم به سوی شعر جنگ</p>
<p>ذوق و شوق نینوا کرده دلم</p>
<p>چون هوای جبهه ها کرده دلم</p>
<p>بود سنگر بهترین ماوای من </p>
<p>آه جبهه کو برادرهای من </p>
<p>در تمام سالهای عشق و جنگ </p>
<p>مهر در سجاده ما شد به چنگ</p>
<p>سنگر خوبی و قشنگی داشتیم</p>
<p>روی دوش خود تفنگی داشتیم </p>
<p>جنگ ما را لایق خود کرده بود</p>
<p>جبهه ما را عاشق خود کرده بود&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اردلان</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-516</link>
		<dc:creator>اردلان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 21:59:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-516</guid>
		<description>مسعود جان عرض ادبی دوباره و خسته نباشی,
جنگ هشت ساله را کاش کسانی که بوجود آوردند یکی شرف و شهامت داشت صادقانه توضیح میدادند که این جنگ لعنتی را رژیم خمینی بوجود آورد نه حکومت عراق آنهم با کمک و حمایت امثال صدر و حکیم لعنتی و ضد ایرانی,
مسعود جان من هم این افتخار را داشتم که جهت صیانت از استقلال و تمامیت عرضی میهنم دفاع کنم و عملیات پر افتخار مروارید تکاوران نیروی دریائی ارتش شاهنشاهی ایران آزادی و پاکسازی خروشهر و عدم ورود نیروهای عراقی به آبادان خصوصا پالایشگاه های نفت بود و جالب اینکه ما را ار درن زندان و به نام پس مانده های طاقوت اعزام کردند ولی ایران و حفظ خاکش وظیفه هر سرباز میباشد,
بقول پیر طوس فردوسی تفو بر تو ای چرخ گردون تفو,
وگر نه عراق عددی نبود که حتی فکر حمله به ایران را در سر داشته باشد,
و بقول خودت لعنت به جنگ و بانین این هشت سال ویرانی,
برات بهترین ها را آرزو دارم,
با احترام,
اردلان.
_________________
سلام اردلان جان
موفق باشی دوست من ..و خدا کنه این کشور دیگه روی جنگ رو نبینه ..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود جان عرض ادبی دوباره و خسته نباشی,<br />
جنگ هشت ساله را کاش کسانی که بوجود آوردند یکی شرف و شهامت داشت صادقانه توضیح میدادند که این جنگ لعنتی را رژیم خمینی بوجود آورد نه حکومت عراق آنهم با کمک و حمایت امثال صدر و حکیم لعنتی و ضد ایرانی,<br />
مسعود جان من هم این افتخار را داشتم که جهت صیانت از استقلال و تمامیت عرضی میهنم دفاع کنم و عملیات پر افتخار مروارید تکاوران نیروی دریائی ارتش شاهنشاهی ایران آزادی و پاکسازی خروشهر و عدم ورود نیروهای عراقی به آبادان خصوصا پالایشگاه های نفت بود و جالب اینکه ما را ار درن زندان و به نام پس مانده های طاقوت اعزام کردند ولی ایران و حفظ خاکش وظیفه هر سرباز میباشد,<br />
بقول پیر طوس فردوسی تفو بر تو ای چرخ گردون تفو,<br />
وگر نه عراق عددی نبود که حتی فکر حمله به ایران را در سر داشته باشد,<br />
و بقول خودت لعنت به جنگ و بانین این هشت سال ویرانی,<br />
برات بهترین ها را آرزو دارم,<br />
با احترام,<br />
اردلان.<br />
_________________<br />
سلام اردلان جان<br />
موفق باشی دوست من ..و خدا کنه این کشور دیگه روی جنگ رو نبینه ..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: parham</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-513</link>
		<dc:creator>parham</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 20:09:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-513</guid>
		<description>خدئیش دمت گرم .حال کردوم
مو خودوم بچه ی قله یوم با کلاسش مشه قسمت کخ خورده ی سجاد...
آخ که دلم تنگ رفته بود با یکی مشدی اختلاط کنم...
ایجایم انگلیسی ره مشدی موگم...
از مشد ای خار...تیا بیرونوم کردن اما مو مشد ره از دلم بیرون نوموکنم...
شرافت قلگی ناموسشه...
قشنگ منویسی یرگه!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدئیش دمت گرم .حال کردوم<br />
مو خودوم بچه ی قله یوم با کلاسش مشه قسمت کخ خورده ی سجاد&#8230;<br />
آخ که دلم تنگ رفته بود با یکی مشدی اختلاط کنم&#8230;<br />
ایجایم انگلیسی ره مشدی موگم&#8230;<br />
از مشد ای خار&#8230;تیا بیرونوم کردن اما مو مشد ره از دلم بیرون نوموکنم&#8230;<br />
شرافت قلگی ناموسشه&#8230;<br />
قشنگ منویسی یرگه!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: The Days &#187; Blog Archive &#187; links for 2008-02-07</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-511</link>
		<dc:creator>The Days &#187; Blog Archive &#187; links for 2008-02-07</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 19:28:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-511</guid>
		<description>[...] اره من با گریه میجنگیدم ! تلخ ! (tags: جنگ ایران) [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] اره من با گریه میجنگیدم ! تلخ ! (tags: جنگ ایران) [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پژوهنده</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-510</link>
		<dc:creator>پژوهنده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 18:45:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-510</guid>
		<description>لعنت به جنگ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لعنت به جنگ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-507</link>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 17:51:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-507</guid>
		<description>حیف که هنوز تو انگلیسی مخصوصا در حد نوشتن تاثیر گذار لنگ میزنم. گرجه ترجمه برای غولهای این زبان هم مشکل هست.
اگه میتونستم این کار رو بکنم فوق العاده میشد. چون اینروزها مردم آمریکا، حد اقل تو منطقه ای که من زندگی میکنم خیلی دوست دارند واقعیتهایی رو که مردم ما باهاش زندگی کردند به واقعیترین شکل خودش یعنی از زبان خود مردم بشنوند.
این متن شما من رو هم گریاند. من هم یک عکس پنج نفری از دوران دبیرستان دارم که فقط من بینشان زنده هستم. شاید چون سنم قد نمیداد، من کوچکترین شون تو جمع بودم گرچه اونموقع جنگ کردن یک آدم 15 ساله هم تعجبی نداشت. یا شاید چون بچه درسخوان بودم و باید میچسبیدم به درس. نمیدنم چرا. ولی به هر دلیل نه جبهه رفتم و نه این صحنه ها رو دیدم. اما هنوز شانزده سالم نشده بود که توی تشییع جنازه چهار دوست صمیمی و یک پسر عمو شرکت کردم.
این نوشته شما یکی از قشنگترین نوشته ها در نوع خودش بود. صادق و صمیمی. کاش میتونستم همونقدر تاثیر گذار ترجمه اش کنم.
__________________________
سعید جان موقع جنگ فقط نباید جنگید ... یکی میره تو خط مقدم ... یکی توی بیمارستان ... یکی پشت خط ... یکی هم باید بشینه درس بخونه ! این نوشته تاثیر گذار بودنش بدلیل واقعی بودنشه ... بخاطر اینکه با یاد اوری این خاطرات اشک میریختم و تایپ میکردم ... بخاطر اینکه اینایی که گفتم قصه و رویا نبود ...موفق باشی !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حیف که هنوز تو انگلیسی مخصوصا در حد نوشتن تاثیر گذار لنگ میزنم. گرجه ترجمه برای غولهای این زبان هم مشکل هست.<br />
اگه میتونستم این کار رو بکنم فوق العاده میشد. چون اینروزها مردم آمریکا، حد اقل تو منطقه ای که من زندگی میکنم خیلی دوست دارند واقعیتهایی رو که مردم ما باهاش زندگی کردند به واقعیترین شکل خودش یعنی از زبان خود مردم بشنوند.<br />
این متن شما من رو هم گریاند. من هم یک عکس پنج نفری از دوران دبیرستان دارم که فقط من بینشان زنده هستم. شاید چون سنم قد نمیداد، من کوچکترین شون تو جمع بودم گرچه اونموقع جنگ کردن یک آدم 15 ساله هم تعجبی نداشت. یا شاید چون بچه درسخوان بودم و باید میچسبیدم به درس. نمیدنم چرا. ولی به هر دلیل نه جبهه رفتم و نه این صحنه ها رو دیدم. اما هنوز شانزده سالم نشده بود که توی تشییع جنازه چهار دوست صمیمی و یک پسر عمو شرکت کردم.<br />
این نوشته شما یکی از قشنگترین نوشته ها در نوع خودش بود. صادق و صمیمی. کاش میتونستم همونقدر تاثیر گذار ترجمه اش کنم.<br />
__________________________<br />
سعید جان موقع جنگ فقط نباید جنگید &#8230; یکی میره تو خط مقدم &#8230; یکی توی بیمارستان &#8230; یکی پشت خط &#8230; یکی هم باید بشینه درس بخونه ! این نوشته تاثیر گذار بودنش بدلیل واقعی بودنشه &#8230; بخاطر اینکه با یاد اوری این خاطرات اشک میریختم و تایپ میکردم &#8230; بخاطر اینکه اینایی که گفتم قصه و رویا نبود &#8230;موفق باشی !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ehsan</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-505</link>
		<dc:creator>ehsan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 17:34:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-505</guid>
		<description>من نگفتم که بکار بردن الفاظ رکیک در متنتون اشتباه بوده! شاید بار معنایی که خود کلمه رکیک داره باعث این سو تفاهم شده باشه.
_________________
شرمنده که من بد متوجه شدم ... به هر حال من زیاد بی ادب نیستم :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من نگفتم که بکار بردن الفاظ رکیک در متنتون اشتباه بوده! شاید بار معنایی که خود کلمه رکیک داره باعث این سو تفاهم شده باشه.<br />
_________________<br />
شرمنده که من بد متوجه شدم &#8230; به هر حال من زیاد بی ادب نیستم <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ferdo3i</title>
		<link>http://shatot.wordpress.com/2008/02/06/%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ac%d9%86%da%af%db%8c%d8%af%d9%85/#comment-504</link>
		<dc:creator>ferdo3i</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 16:09:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shatot.wordpress.com/?p=121#comment-504</guid>
		<description>قصه کوتاه و قشنگی بود از صد تا فیلم جنگی بهتر مثل خود واقعیت
نکته فرعی : دوست گرامی ما که به الفاظ رکیک خرده میگیرند این الفاظ حتی در اشعار مولانا نیز هست شما اصل مطلب رو بگیر کلمه فقط وسیله است!
____________________
متاسفانه اینا عین حقیقت بود .... کلمه به کلمه !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قصه کوتاه و قشنگی بود از صد تا فیلم جنگی بهتر مثل خود واقعیت<br />
نکته فرعی : دوست گرامی ما که به الفاظ رکیک خرده میگیرند این الفاظ حتی در اشعار مولانا نیز هست شما اصل مطلب رو بگیر کلمه فقط وسیله است!<br />
____________________<br />
متاسفانه اینا عین حقیقت بود &#8230;. کلمه به کلمه !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
